گونه شناسی طراحی شهری:
طراحی شهری از جنبه های مختلف قابل دسته بندی و گونه شناسی می باشد . از جمله یکی از انواع این گونه شناسی های طراحی شهری توسط جان لنگ انجام شده است .
طبق نظریه جان لنگ چهار گونه کلی طراحی شهری وجود دارد.تفاوت این چهارگونه از دو جنبه میباشد.
1-از نظر رویه ای که دنبال می شود.
2-از لحاظ میزان کنترلی که طراح به عنوان یک نفر یا یک گروه بر تولید محصول دارد.
این چهارگونه عبارتند از:
الف)طراحی شهری کامل : در این گونه طراح شهر عضوی از گروه توسعه است که طرح را از ابتدا تا انتها پیش می برد. گروه واحدی مسئولیت کنترل و نظارت بر کل توسعه و طراحی را بر عهده دارد.در واقع طراحی عرصه عمومی وساختمانهای تشکیل دهنده این عرصه ها،از سیاست گذاریهای کلی تا جزئیات مبلمان شهری . مقیاس این طرح ، مقیاس شهرهای جدید بلوک های بزرگ شهری تا طراحی میادین و فضاهای باز شهری میباشد .
ب)طراحی شهری هماهنگ : که در آن گروه طراحی شهری طرح جامعی را تهیه کرده و معیارهائی را تعیین می کند که تعدادی سرمایه گذار در چارچوب تعیین شده روی اجزای پروژه کلی فعالیت می کنند. پروژه های بزرگی مانند توسعه های حومه شهری و بازسازی شهری که سرمایه گذار و حامیان وی قادر به تامین مالی برای اجرای پروژه نیستند یا الگوی مالکیت زمین انقدر خرد و متنوع می باشد که یک سرمایه گدار واحد قادر به حل تمام مشکلات مالی،حقوقی و قانونی نمی باشد . در این گونه یک طرح سه بعدی کلی تهیه شده ،سپس طرح تهیه شده به قطعاتی تقسیم شده و بین سرمایه گذاران و طراحان مختلف برای تهیه طرح و تامین منابع مالی تقسیم می شود مانند توسعه بخش شمالی شهر چینی ها(فیلادلفیا) که به 30 قسمت تقسیم شده است.
ج)طراحی شهری قطعه قطعه : که در آن سیاست ها و رویه های کلی برای بخشی از شهر تهیه می شود تا توسعه را در جهات مورد نظر سوق دهد. در این گونه طراحی شهری ابتدا اهدافی برای منطقه تعیین می شود و سپس سیاستهای توسعه و طراحی به منظور تحقق اهداف بالا تدوین می شود.
د)طراحی شهری محرک : در آن هدف طراحی شهری ایجاد زیرساخت است ،به طوری که توسعه های بعدی بتواند درون آن جای بگیرد و یا این که یک عنصر زیرساختی در بافت شهری به وجود آید تا کیفیت محل را به عنوان کاتالیزور توسعه ارتقا دهد. است. و به دسته کلی تقسیم میشود.
- دسته اول شامل تهیه زیرساخت برای بخشی از شهر و فروش قطعات به مردم به منظور ساختن ساختمان است. فرایند به شکل ساختن زیرساخت و تهیه دستور العمل برای کالبد ساختمانها میباشد تا هر سرمایه گذار از آن تبعیت کند.(شبیه نوعی طراحی شهری هماهنگ)
- در دسته دوم به شکلی است که عناصر موجودد در بافت موجود شهر قرار داده می شود به امید این که توسعه های جدید را برانگیخته کند.این عناصر زیرساختی میتواند شامل اتصالات ،مکان ها و یا ساختمانها ی عمومی باشد. مثل موزه گوگنهایم بیلبائو.