مرگ تاریخ و جغرافیا در شهر سوسیالیستی

 

مهمترین تفاوت شهر سوسیالیستی با شهرهای غربی در سیاست های دولتی در حوزه مسکن نهفته است. این سیاست ها به‌طور مستقیم و غیر مستقیم بر جمعیت شهر، تراکم، اشتغال، حمل و نقل و غیره تأثیر می گذارد.
مقایسه تطبیقی الگوهای سکونت در برلین شرقی و دوشنبه

شهر سوسیالیستی
شهر سوسیالیستی را می‌توان در دو مرحله تعریف کرد : گام اول مبانی نظری و زمینه های فکری به وجود‌آورنده شهرهای سوسیالیتی است؛ بستر فکری موجد شهر کمونیستی وام‌گرفته از بیانیه کمونیستی مارکس در سال 1848 است، که پس از آن در جنبش های معماری باهاس و نیز ایده‌های شهری «لوکوربوزیه» متبلور شد. شهر سوسیالیستی حاصل برنامه‌ریزی اقتدارگرا، غیرمنعطف و آهنین سوسیالیستی کشورهای بلوک شرق است. در سال‌های دهه بیستم، این نوع برنامه‌ریزی از بالا به پایین و معمولاً به صورت سریع و ضربتی به مرحله اجرا گذارده شد. اصولاً در هنگام برنامه‌ریزی و پس از آن، مجالی برای بررسی بازخوردهای انسانی و نتایج حاصل از برنامه‌ریزی، نظیر تغییر کاربری، تراکم و مسائلی از این قبیل نبوده است. دولت بر همه امور برنامه‌ریزی و طراحی احاطه داشته است. در نتیجه آنچه امروزه در نقشه کاربری شهرهای شرق دیده می شود کاملاً با کاربری شهرهای غرب، متفاوت است. 

نماهای مسطح و ریتم تکرار شونده در پنجره ها

وجه تفاوت شهر سوسیالیستی با مدل‌های شهر غربی
در خصوص تفاوت‌های موجود میان ساختار شهر سوسیالیستی و شهرهای غربی مناقشه است. عده‌ای معتقدند که جنبش‌هایی مانند شهرسازی متعارف، ضد شهرسازی و حومه‌گرایی، در شهرهای غربی و شهرهای بلوک شرق سابق تقریباً در یک دوره زمانی خاص اوج گرفتند لذا نمی‌توان شهر سوسیالیستی را یک مدل شهری مستقل دانست. در مقابل عده‌ای دیگر از تئوریسین‌ها رأی به مستقل‌بودن فرم این شهرها می‌دهند و علت را متفاوت‌بودن شرایط اقتصادی و اجتماعی‌ای که موجد شهر سوسیالیستی شد، ذکر کرده‌اند. این عده از تحلیل‌گران معتقدند که «تولید» مهم‌ترین عامل در شکل گیری شهرهای سوسیالیستی است و وجود همین عامل، آنها از دیگر مدل‌های شهری متمایز می‌کند .
تفاوت دیگر در میزان و ماهیت توسعه شهری است. در زمان حاکمیت نظام سوسیالیستی در کشورهای بلوک شرق، دولت همه عوامل مربوط به زمین را مشخص می‌کرد. اما در شهرهایی با بازار آزاد قیمت زمین است که تعیین‌کننده همه پارامترها است. در این کشورها دولت قیمت را مشخص نمی کند، بلکه عرضه و تقاضاست که نبض بازار زمین، ساخت و ساز و مسکن را در اختیار دارد. همچنین می‌توان تفاوت‌های جمعیتی را نیز بین مدل‌های شهری یاد شده یافت. جالب‌ترین این تفاوت‌ها در تراکم جمعیتی دیده می‌شود، وقتی از مرکز شهر سوسیالیستی به سمت خارج شهر پیش می‌رویم تراکم جمعیت بیشتر می‌شود، به عبارت دیگر شیب نمودار «مسافت از مرکز شهر- تراکم جمعیت» مثبت است. اما این شیب در شهرهای غربی منفی است. همچنین بر‌خلاف شهرهای غربی که شیب منحنی نمودار تراکم‌شان از مرکز تجاری شهر به خارج به‌صورت یکنواخت کاهش می‌یابد در نمودار تراکم شهرهای شرق، اوج و فرود دیده می‌شود، معمولاً تراکم قسمت‌های مرکزی و قدیمی شهر کم است و رأس منحنی تراکم در قسمت‌های حاشیه‌ای و پیرامونی شهر، که محله‌ها و بلوک‌های مسکونی در آنها ساخته شده، قرار دارد. بر خلاف شهر غربی، در شهر سوسیالیستی، توسعه لجام‌گسیخته وجود ندارد و اثری از اجاره بهای بالا و بلندمرتبه‌سازی نیز در مرکز شهرها دیده نمی شود .
در مجموع، همان‌گونه که ژلنی اعتقاد دارد، شهر سوسیالیستی دارای سه ویژگی اصلی است :
1. شهرهای سوسیالیستی در مقایسه با شهرهای غربی دارای خصوصیات شهری ضعیف‌تری است.
2. این شهرها از لحاظ وسعت و تعداد مراکز تجاری متراکم و خرده‌فروشی در مرتبه پایین‌تری قرار دارند.
3. شهرهای سوسیالیستی اکثراً مراکز کاربردی و مدیریتی هستند و دچار کمبود عناصر رفاهی ابتدایی هستند. در این شهرها از فضاهای عمومی و مراکز تجمع و میدان‌های عمومی برای گردهمایی‌های باشکوه و تظاهرات استفاده می‌شود.

غلبه توده ساختمانی و بی توجهی به فضای میان توده ها

تأثیر سیاست‌های دولتی بر شکل و ساختار شهر سوسیالیستی
مهمترین تفاوت شهر سوسیالیستی با شهرهای غربی در سیاست های دولتی در حوزه مسکن نهفته است. این سیاست ها به‌طور مستقیم و غیر مستقیم بر جمعیت شهر، تراکم، اشتغال، حمل و نقل و غیره تأثیر می گذارد. مهم‌ترین این سیاست ها به شرح ذیل است :
 کنترل مستقیم و شدید دولت بر کاربری زمین. 
 احاطه دولت بر منابع درآمد شهری.
 عدم سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری سیاسی توسط شهرداری ها.
 مشخص‌شدن وسعت و جمعیت شهرها توسط دولت.
 مالکیت زمین شهری و ساختمان های مسکونی توسط دولت.

مقایسه تطبیقی شهرهای دوشنبه و برلین
با توجه به مباحث فوق، شهرهای «دوشنبه» در آسیای مرکزی و « برلین» در آلمان ( بلوک شرق سابق) به عنوان شهرهایی که دوره‌ای تحت حاکمیت کمونیست بودند مورد مقایسه و تطبیق قرار گرفتند :
این‌دو شهر بیش از نیم‌قرن گذشته را تحت سلطه حکومت های اقتدار‌گرای کمونیست بودند. از طرفی هرکدام پیش و پس از این دوره تاریخی، گونه های کاملاً متفاوتی از حکومت ها را تجربه کرده اند.
«دوشنبه» با 700.000 نفر جمعیت، شهری نه‌چندان بزرگ در آسیای مرکزی است که 83 درصد ساکنان آن تاجیک، 9 درصد آن ازبک و اکثراً مسلمان است. دوشنبه پایتخت تاجیکستان و در اقلیمی کوهستانی قرار گرفته و خود شهر نیز بر روی کوهپایه واقع شده‌است. شهر دوشنبه تابستان هایی گرم و زمستان هایی معتدل دارد. 
«برلین» از شهرهای بزرگ و یکی از مراکز صنعتی و اقتصادی اروپا بوده است. ساکنان این شهر را بیشتر آلمانی‌تبارهای مسیحی تشکیل می‌دهند. برلین، پایتخت کشور آلمان و بزرگ‌ترین شهر از لحاظ جمعیت و مساحت در این کشور است. یک شهر ایالتی است، به عبارتی یکی از ایالت‌های شانزده‌گانه آلمان نیز به شمار می‌آید. برلین به عنوان یکی از مراکز فرهنگی جهان در زمان‌های مختلف، نقش مهمی بازی کرده‌است. در قرن ۱۸، به عنوان پایتخت «پروس»، قلب روشنگری بود. این شهر در موقعیت اقلیمی معتدل و مرطوب قرار دارد. مشهود است که این دو شهر به لحاظ فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی در گونه هایی کاملاً متفاوت قرار دارند.
از مطالعه میدانی و کتابخانه ای شهرهای مورد بررسی و نیز سایر شهرهای کمونیستی نتیجه می شود که درصد بالایی از ساختار شهرهای امروزی حاصل ساخت و سازهای کمونیستی است. دوشنبه و برلین هر دو، شهرهایی با قدمتی قابل ملاحظه هستند و اینکه هم اکنون ساختار شهر تا حد زیادی متأثر از سده اخیر است به دو دلیل اصلی است. نخست، دولت های کمونیستی بنابر فلسفه وجودی خود، وظیفه اسکان شهروندان یا در حقیقت همان کارگران شهرهای تولیدی را بر عهده داشتند. در راستای نیل به این هدف، دولت ها شهرهای جدید بسیاری به‌وجود آوردند و در برخی شهرهای موجود نیز محله سازی های بسیاری انجام دادند. دوم، آنکه افزایش جمعیت در قرن گذشته در تمامی کشورها، رشد قابل توجهی داشته است. این امر به‌ویژه در شهرهای کمونیستی که انسان به عنوان نیروی کار برای تولید ارزش دارد، بسیار مشهود است. بنابر آنچه گفته شد، می توان دریافت که چرا با توجه به زیرساخت های تاریخی شهرهای مورد بررسی، هم اکنون سطح زیادی از شهر در زیر ساختمان های کمونیستی قرار دارد.
جمع‌بندی
تفکر و نگرش سوسیالیستی به انسان، جامعه و زندگی و تبلور این نگاه در کالبد شهر منجر به ساخت گونه‌ای از فضاهای سکونتی شد که مفهوم سابق سکونت یعنی محله را عوض کرد. بسیاری از شرایط اقتصادی و اجتماعی سبب تفاوت میان شهرهای سوسیالیستی و دیگر الگوهای شهرسازی است، اما آنچه در اینجا حائز اهمیت است، تسلط بلامنازع حکومت بر رشد و توسعه شهر و کنترل شدید و یک‌سویه دولتی بر شکل زندگی ساکنان شهرها است. در حقیقت شکل و رشد معماری از تسلط مردم خارج شده و به تصرف دولت در می آید. در اینجا بسیاری از ساختارهای محلی جای خود را به قالب های سکونتی‌ای داده که همانند قطعات پازل، پلان شهر را بدون توجه به اصول انسان مدارانه شهرسازی بنا می کنند. این نظام که حاصل اقتدار دولتی است، در تمامی شهرهایی که تحت فرماندهی این نظام بوده اند، در جریان است. دوشنبه و برلین با بستری کاملاً متفاوت از یکدیگر برای چندین دهه زیر چتر کمونیست قرارگرفته و قواعد بالادست چنان آنها را متأثر می‌کند که با چشم پوشی از بستر تاریخی به راحتی می توان آنها را در زمره یک نوع تیپولوژی شهری قرار داد. قابل توجه است که در دوره تاریخی ذکرشده، برلین در شرایط اقتصادی مطلوبی نسبت به شهر دوشنبه قرار داشته است، اما این مؤلفه نیز در کنار سایر مؤلفه ها زیر سلطه حکومت مقتدر، ارزش کم‌تری به خود گرفته و صرفاً به رنگ و جنس برخی مصالح و شاید چند گلدان بر روی ایوان ها ختم می‌شود وگرنه ساختار، همان قالب تکرار‌شونده در شهر است که با توجه به نیازهای انسانی در طرح آن به حداقل کاهش می یابد.

برخورد روشمند در مدیریت حرکت عابرپیاده

 
برخورد روشمند در مدیریت حرکت عابرپیاده
پیکره‌بندی فضایی شبکه معابر، حرکت عابرین پیاده را شکل می‌دهد؛ چراکه مبنای درک ساختار شهر، دید انسان و عابر پیاده از فضاهای شهری است. مکانیابی خرده‌فروشی و سایر کاربری‌ها برای بهره‌وری از این حرکت منجر به جذب بیشتر عابرین و افزایش حرکت می‌شود.
تحلیل و مقایسه میزان دسترسی در نمونه موردی محله نظام‌آباد و یوسف‌آباد


بافت فرسوده و مشکل دسترسی
معابر با عرض کمتر از شش متر به‌عنوان یکی از شاخص‌های بافت فرسوده معرفی شده است. طرح‌های تفصیلی تعریض معابر را راه‌حلی مناسب برای رفع این مشکل دانسته‌اند؛ اما به این سیاست دو نقد وارد است؛ یکی اینکه فاکتور دسترسی با فاکتور قابلیت حرکت در معابر شهری متفاوت است. به این معنی که می‌توان در یک بافت، معبر عریض با قابلیت تحرک بالا اما غیرقابل دسترس و یا برعکس یک کوچه باغی باریک اما در دسترس و پرتردد داشت. نکته دیگر اینکه از آنجا که اکثر ساکنان بافت فرسوده را اقشار کم‌درآمد تشکیل می‌دهند، احتمالاً تعداد خانوارهای دارای اتومبیل شخصی برای رفت‌و‌آمد درون شهری، بسیار کم است. حال این سؤال پیش می‌آید که آیا سیاست اتومبیل‌محور برای چنین بافتی، توجیه‌پذیر است؟ به ‌نظر می‌رسد مسئولین، از قابلیت‌های توسعه معابر شهری پیاده‌پسند، با حفظ توجه به حرکت سواره و ایجاد تسهیلات برای حرکت عابرپیاده و بهبود فضای زندگی شهری، غافل مانده‌اند. در ادامه ضمن معرفی روش سینتکس، نشان داده خواهد شد که مشکل دسترسی بافت فرسوده، به ترکیب‌بندی و ساختار فضایی آن مرتبط بوده و به پهنای معابر شبکه، ارتباطی ندارد. 

نظریه «حرکت طبیعی»
«بیل هیلیر»، پژوهشگر انگلیسی در نظریه خود به نام «حرکت طبیعی» (Natural Movement)، تأثیر پیکره‌بندی فضایی در هدایت حرکت عابر پیاده را مورد توجه قرار می‌دهد. او معتقد است که برخلاف نظریه جاذب‌های فضایی3، پیکره‌بندی فضایی شبکه معابر، حرکت عابرین پیاده را شکل می‌دهد. 11، نشان می‌دهد اگرچه پیکره‌بندی فضایی (Configuration) می‌تواند بر جاذب‌های فضایی (Attractions) و حرکت (Movement) تأثیر بگذارد، اما از آنها تأثیر نمی‌پذیرد. ابتدا پیکره‌بندی فضایی باعث ایجاد حرکت شده، سپس مکانیابی خرده‌فروشی و سایر کاربری‌ها برای بهره‌وری از این حرکت منجر به جذب بیشتر عابرین و افزایش حرکت می‌شود. در نمونه ایرانی این نظریه می‌توان به شکل‌گیری بازار اشاره کرد : استقرار دروازه‌ شهرهای قدیم و پیکره‌بندی فضایی شهر، باعث پیدایش حرکت از یک دروازه به سمت دیگر شهر می‌شد. سپس خرده‌فروشی‌ها برای بهره‌بری از حضور عابرین پیاده، در راستای حرکت آنها مکانیابی شده و به این ترتیب راسته‌های اصلی بازار از یک سمت شهر به سمت دیگر شهر به‌وجود آمده و در سطح محلات مختلف توسعه یافتند. 

چیدمان فضا
این نظریه برخلاف بسیاری از نظریه‌ها، محققان و طراحان را در خلأ راهکاری رها نکرده و برای درک بهتر حرکت عابر پیاده ابزاری را به نام «سینتکس فضا» در اختیار آنها قرار می‌دهد. نظریه مذکور معتقد است که مبنای درک ساختار شهر، دید انسان و عابر پیاده از فضاهای شهری است و نه دید پرنده. در این تئوری، شهر به‌صورت یک سیستم گسسته و متشکل از طولانی‌ترین کانال‌های بصری-‌ حرکتی برای درک ساختار شهر توسط مخاطبان، درک می‌شود. سپس هرکدام از این کانال‌های بصری- حرکتی برای تحلیل‌های پیشرفته‌تر با یک خط نشان داده شده و در مرحله بعد بر اساس تحلیل‌های ریاضی و گراف، تقاطع این خطوط با یکدیگر بررسی می‌شوند. تقاطع هر دو خط نشان‌دهنده ارتباط آنها با هم بوده و در نتیجه هر کانال بصری که با خطوط دیگر تقاطع‌های بیشتری داشته باشد، با عناصر بیشتری در شبکه ارتباط داشته و در دسترس‌تر است. 

نقشه خطی منطقه 6

بررسی دسترسی هندسی در محله نظام‌آباد
برای آزمایش این تکنیک و نشان‌دادن قابلیت‌های آن در ساماندهی مرکز محلات، توسعه شبکه معابر و حرکت عابر و سواره در بافت‌های فرسوده محله نظام‌آباد انتخاب شده است. اگرچه این محله به سبب مشکلات کالبدی و نفوذناپذیری بافت به‌عنوان بافت فرسوده تشخیص داده شده، اما مشکلات اجتماعی قابل توجهی که کل تحلیل را تحت الشعاع قرار دهد، ندارد. به منظور تحلیل سینتکسی در ابتدا نقشه 20.000/1 منطقه 7و8 تهیه شده و در مرحله بعدی نقشه خطی، به روش‌های مفصلی که جای بحث آن در این مقاله نیست4، از آن استخراج شد. این نقشه در نرم‌افزار سینتکس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
در نقشه تقاطع هر خط- که نشان‌دهنده بلندترین کانال بصری- حرکتی قابل درک از دید عابرپیاده است- با دیگر خطوط مورد بررسی گرافی قرار گرفته و میزان دسترسی آن به‌صورت گرافیکی نشان داده شده است. خطوط پررنگ‌تر، که با فلش ضخیم‌تر مشخص شده‌اند، دردسترس‌ترین معابر محله هستند. خیابان شهید مدنی، ضخیم‌ترین فلش، در کل منطقه 7و8 از بیشترین دسترسی برخوردار است که با سه خیابان دردسترس دیگر از قبیل جانبازان، سبلان شمالی و مسیل باختری یک شبکه تشکیل داده است. خیابان شهید نامجو، نازک‌ترین فلش، در محله نظام‌آباد نیز به‌عنوان دردسترس‌ترین معبر پررنگ شده است. این داده‌ها توسط مشاهدات میدانی نیز مورد آزمایش قرار گرفته تا میزان صحت آن مشخص شود. چهار خیابان مدنی، جانبازان، سبلان و باختری با عبور از محلات، شبکه دسترسی را به‌طور قابل قبولی در این سطح و به‌ویژه محله نارمک پخش کرده‌ است. این درحالی است که خیابان نامجو دسترسی را از خیابان انقلاب گرفته و به درون محله نفوذ می‌کند، اما در میدان نامجو این پتانسیل کور می‌شود؛ یعنی از نظر فضایی خیابان نامجو برای پخش دسترسی در کل محله، حکم یک بن‌بست دارد. از نظر فضایی، خیابان نامجو از شبکه اصلی معابر منطقه‌ای دور مانده و نتوانسته با اصلی‌ترین معابر5 تقاطعی ایجاد و در شبکه حاصل از آنها مشارکت کند. شبکه اصلی (ستون فقرات ساختار فضایی محلات) نتوانسته کل منطقه را تحت پوشش قرار دهد و عدم گسترش مناسب خیابان نامجو، این شبکه را دچار پارگی و گسست کرده است. مسلماً هنگامی‌که دردسترس‌ترین معبر یک محله، از شبکه اصلی دسترسی منطقه جا بماند، کل محله با مشکل عدم توزیع مناسب دسترسی مواجه می‌شود. 
به منظور ارزیابی تجزیه و تحلیل ارائه شده، مقایسه‌ای بین نقشه‌های تهیه‌شده منقطه 7و8 و منطقه 6 به‌عنوان منطقه کنترل ، انجام می‌شود تا با تحلیل ساختار فضایی منطقه شش، تحلیل مذکور مورد تأیید قرار گیرد. نقشه خطی تهیه شده، بلندترین کانال‌های بصری- حرکتی قابل درک توسط عابرپیاده را نشان می‌دهد. در این نقشه خیابان اسدآبادی، ضخیم‌ترین فلش و در دسترس‌ترین معبر محلی در محله یوسف‌آباد است که با خیابان‌های فاطمی و ولیعصر، شبکه‌ای از معابر دردسترس را از یک سوی منطقه به سمت دیگر منطقه گسترش می‌دهد. از تحلیل این نقشه دو نکته حاصل می‌شود :
• بر خلاف آنچه به نظر می‌رسد، ارزش محلی خیابان اسدآبادی در ساختار فضایی محله از قسمتی از خیابان ولیعصر که در نقشه نشان داده شده است، بیشتر است. یعنی اگر شخصی را در محله یوسف‌آباد رها کنید، احتمال اینکه این شخص از خیابان اسدآبادی سردر بیاورد بیشتر از قسمت انتهای خیابان ولیعصر است. 
• خیابان‌های اصلی محله‌های اسدآبادی، فاطمی و ولیعصر با مشارکت در شبکه اصلی کل منطقه، سرتاسر منطقه را تحت پوشش قرار داده و به همین سبب در توزیع دسترسی در کل منطقه موفق عمل می‌کند. 

نقشه خطی چیدمان زبان فضا منطبق شده بر نقشه منطقه یوسف آباد

نتیجه‌گیری و پیشنهادات
در این پژوهش، معابری که از نظر فضایی در ساختار محله پتانسیل و جایگاه ویژه‌ای در تبدیل شدن به مرکز محلات را دارند، قابل شناسایی است. به نظر می‌رسد برای توسعه فضای باز و تسهیل دسترسی در درون محله نظام‌آباد، ابتدا باید میدان نامجو مانند میدان نبوت، در خیابان جانبازان گسترش یافته و به یک مرکز محله مناسب تغییر شکل دهد. در این صورت به‌واسطه عبور دردسترس‌ترین معبر محله یعنی خیابان نامجو از آن، نه تنها امکان دسترسی مردم محله به آن و رونق محله افزایش یافته، بلکه امکان توسعه خیابان نامجو و خیابان‌های اطراف آن در پخش‌کردن دسترسی مناسب نیز به‌وجود آمده است. در مرحله بعد برای تسهیل دسترسی، خیابان نامجو نیز باید امتداد یافته تا با مشارکت در شبکه اصلی مدنی، سبلان، باختری، جانبازان، شبکه معابر اصلی منطقه را تقویت کند و علاوه بر توزیع بهتر دسترسی در کل محله، امکان اتصال این شبکه به خیابان انقلاب و افزایش متغیر دسترسی برای کل شبکه را ایجاد نماید. به این ترتیب در دسترس‌‌ترین معابر محلات منطقه، یک شبکه سرتاسری ایجاد می‌کند که دسترسی را مانند منطقه 6، در کل منطقه پخش می‌کند. می‌توان گفت باز آزادسازی دردسترس‌ترین معابر یک محله از حالت بسته و منفرد، باعث اتخاذ تدابیر بهتری برای بهبود دسترسی در سطح محلی می‌شود. علاوه بر آن می‌توان نقش خیابان‌های دارای پتانسیل مانند نامجو، مدنی و جانبازان در منطقه 7و8 و خیابان اسدآبادی در منطقه 6 را به‌عنوان مرکز محله پررنگ و با تدابیر لازم آنها را به خیابان‌هایی پیاده‌پسند تبدیل کرد؛ تدابیری که حضور عابر پیاده را در سطح محله افزایش داده و باعث رونق اقتصادی و زندگی اجتماعی محله می‌شود.

نویسنده : امید ریسمانچیان/ پژوهشگر دکتری معماری شهرسازی
مأخذ : ص 36-39 ماهنامه تخصصی منظر ، شماره هشتم ، تیر 1389.
 


:: 
 
 
نویسنده : میلاد فیروزه
 
تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت 1392
 
 
 
فضای شهری و کاملیو سیته
فضای شهری و کاملیو سیته
مفهوم فضا به ویژه برای تجزیه و تحلیل محیط انسانی امری مناسب به شمار میرود. علیرغم بدیهی بودن فضا، تعریف ارائه شده ازآن بیشترجنبه هندسی دارد. فضا در همه جا یافت می شود و تمام رویه ها و رفتارهای بشری درفضا صورت گرفته و اتفاق می افتد.
فضا تاثیری اساسی و همیشگی بر رفتار دارد.شهر امروز به عنوان اثر بارز تمدن معاصر باید به چیزی ورای طراحی بناها وشبکه رفت وآمد بیندیشد ،لازم است فضاهایی خلق شوند که با نیازهای امروز مطابقت داشته باشند و به گونه ای سامان یابند که با فن آوری نوین همخوان باشند ، در این فضاها روحی جستجو می شود که به شهر غنا و تنوع بخشد. اندیشمندان مختلفی از رشته های گوناگون نظیر معماری ،جغرافیا ، شهرسازی و... درباب فضای شهری نظریه ارا ئه کرده اند.

از جمله این اند یشمندان "کاملیو سیته" است. وی ازجمله اندیشمندانی است که ،از شهر به عنوان یک اثر هنری یاد می کند و بر این اندیشه است که شهرباید به مثابه اثری معمارانه مطرح شود و از شهرسازی به عنوان "هنر فضایی" نام می برد. از نظراوفضای شهری نتیجه و حاصل فضای معماری بیرونی است ، فضایی که با ترکیب ساختمانهای عمومی و یادمانی یک کل هماهنگ و پیوسته را بوجود آورد. او با تاکید براهمیت نقش فضاهای عمومی درشکل شهر ویژگی های زیبایی شناسی شهرهای قدیمی را دردوران پیش از صنعتی بررسی می کند و درصدد اقتباس اصول هنری بر می آید که محدود به زمان خاصی نباشد. به عبارت دیگر اصولی که صرف نظر از تاریخ ، تداوم یابند و در شکل جدید بتوان آنها رابه عرصه ظهور رسانید. وی در عصری ظهور کرد که افکار و اقدامات هوسمان معروف به "هنرمند تخریب " در طراحی شهرها استیلا یافته بود.هم چنین اقدامات فنی و مهندسی درراًس برنامه های توسعه شهری قرارداشت. لذا وی درکتاب خود "شهرسازی براساس اصول هنری" با انتقاد از طرا حی ماشینی نتیجه می گیرد که، شهر تنها یک مو ضوع فنی نیست بلکه فعالیتی هنری است. البته وی از این نکته غافل نیست که شهرسازی هنری درصورتی نتایج مو فقیت آمیز دارد که با شرایط زندگی امروز مطابقت داشته باشد وی عملکرد فضای شهری را تامین نیاز جسمی و روانی مردم، پرورش احساسات پاک و منزه ،خوشنودی شهروندان و جذب عاشقان فرهنگ و هنرو درکل ایجاد تاثیرات مثبت درذهن انسانها می داند واز این رو برای وی فضاهای عمومی جایی است که زندگی مردم در آن جریان دارد. وی با تفکیک قائل شدن میان فضای عمومی و خصوصی فضای شهررا تجلی زندگی اجتماعی و عملکرد های حیاتی شهر می داند.

" سیته" برای طراحی فضاها به عمل جسمانی فرد که به وسیله آن فضا را در ک می کند ، یعنی "دیدن" اهمیت فوق العاده می دهد. درنتیجه از نظراو شهرسازی اوعلم روابط است واین روابط باید براساس میزان دید ناظر پیاده در شهر مشخص شود. وی معتقد است، محیط کالبدی تاثیری قوی برروح انسانها دارد و دربرگیرنده حیات اجتماعی آن است. به نظروی ساختار و طراحی شهری اساس ساخت شهر است. دو نمونه از مهم ترین فضاهای شهری که به اعتقاد وی اهمیت فوق العاده ای برای مردم ازگذشته تا به امروز داشته است ومی باید به زیبایی آنها بیشتر اندیشیده شود تا شهر را تبدیل به اثر هنری کند، عبارتند از: میدان - که عملکردی زنده درحیات اجتماعی شهر و نیز جایگاه ویژه ای برای مردم از گذشته تا به حال داشته است. و خصوصیات آن "محصور بودن، بدون پوشش بودن ،وحدت فضایی" است . وی ارتباط فضایی میدان ها و ابعاد میدان را برای آن نیز بر می شمارد. خیابان- که عنصر اساسی شهر، تجلی گاه زندگی اجتماعی و عملکردهای حیاتی شهر محسوب می شود و تنها یک راه عبوری نیست. خیابان نیز از جمله فضاهای محصور است که خیابان مطلوب یک کل همبسته راشکل میدهد. "فضای سبز" نیز ازجمله فضاهای موردعلاقه و مهم "سیته" است که اعتقاد دارد با کاشت هماهنگ درختان که باید با نوع معماری پیرامون آن همخوانی داشته باشد می توان یکنواختی محیط را به تنوع تبدیل کرد و یک کل پیوسته را ایجاد و در جهت یابی مسیر به مردم کمک کرد. 

بدین ترتیب وی با فراهم کردن گنجینه ای از طرح ها و تصاویر گویا از فضاهای به جای مانده ازگذشته و قواعد و معیارهای زیبایی شناسی را ازطریق تحلیل های فضایی با تکیه بر معیارها کیفی به جای معیارهای کمی بیان داشت. با اینکه تاثیر"سیته" بر معاصران خود انکار ناشدنی است. اصول نقاشی گونه پایه ای برای باغ شهر و باغ حومه نیز قرار گرفت که درصدد انسجام محیط ساخته شده و طبیعی با اهداف زیبایی شناختی بود. ولی انتقادات آن نیز کم نیستند. به عنوان مثال: 1- روش تقلیل گرایی "سیته" است،که موجب محدود شدن محیط ساخته شده به شکل های معماری شاعرانه است. 2- پس ازرواج این نظریه تفکیک میان عناصر متعدد شکل شهر صورت گرفت تا جایی که شهر سازی بصری را تنها رویکرد مناسب نسبت به شهر می دیدند، ساخت طبیعت مصنوع که به مثابه یک نقاشی توسط انسان ساخته می شود انسجام میان معماری و طبیعت را از بین برد.


منابع
1-پارسی؛ حمیدرضا ،"رابطه حیات مدنی و نیروهای اجتماعی" ،تهران 1379
2- تولایی ؛نوین، "شکل شهر منسجم" نشر امیر کبیر تهران 1386
3- حبیبی ؛ سید محسن ،"فضای شهر برخوردی نظریه ای، تهران 1378
4- سورگی ؛محسن ،"کاملیو سیته و فرم شهرها" تهران، 1387
 


:: 
 
 
نویسنده : میلاد فیروزه
 
تاریخ : یکشنبه 8 اردیبهشت 1392
 
 
 
ادراک محیط
ادراک محیط
لازم است بدانیم ادراک محیط مصنوع، به میزان زیادی نسبی است؛ زیرا دانش محیطی امری نسبی است و اگر این نسبیت از چشم ناظر و بهره‌بردار دور بماند، چه بسا تأثیر عناصر محیط موجب برداشت، معنا و رفتاری شود که مورد نظر مدیران، برنامه‌ریزان و طراحان محیط نبوده است. اما این نسبیت به چه عواملی وابسته است؟
نقش نسبیت‌های روانشناختی در فهم محیط

مقدمه
ممکن است عده‌ای براین باور باشند که در طراحی‌های محیطی باید اجازه دهیم تا طراحان مختلف، با سبک‌ها و نگرش‌های متفاوت، دست به طراحی بزنند و پس از اجرای این طرح‌ها با رجوع به نظر و استقبال مردم، برتری و توانمندی آنها مشخص شود. عده‌ای نیز ممکن است اصولاً نظر و رویکرد خاص مردم در مورد ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت طراحی‌ محیط‌های شهری را موضوعی فرعی یا اساساً غیرقابل توجه تلقی کرده و قضاوت دیگر طراحان حرفه‌ای را به عنوان ملاک ارزیابی هر پروژه طراحی یا برنامه‌ریزی شهری پذیرا باشند. در این مقاله آن دسته از نظریات مورد توجه است که براساس آنها نظر ناظران و استفاده‌کنندگان اصلی از فضاهای شهری، یعنی مردم غیرمتخصص، باید ملاک موفقیت و عدم موفقیت یک طرح شهری باشد؛ و نیز اینکه طراحی منظر و فضاهای شهری موفق، واجد یک نظام قانونمند است و موفقیت آنها تصادفی نیست.

رابطه روانشناسانه انسان و محیط
انسان از بدو تولد با سامانه عصبی بسیار پیچیده و امکانات خاصی که آفرینش او در اختیارش قرار می‌دهد، اطلاعات و داده‌های دریافتی از محیط اطراف خود را جمع‌آوری، دسته‌بندی و پردازش می‌کند. پس کودک، به‌قول «نوام چامسکی»، با این سیستم و چارچوبِ از قبل تعیین شده، بر خلاف آنچه که قبلاً تصور می‌شد، در مقابل سیل اطلاعات محیطی، منفعل نیست (چامسکی، 1379؛ براتی، 1382). از سوی دیگر مشخص شده است که تمامی اطلاعات محیطی، در صورت اولیه خود از یک ماهیت واحد برخوردار است که اصطلاحاً به آنها «تکانه‌های عصبی» می‌گویند. در واقع کلیه ورودی‌ها به نظام عصبی انسان یک شکل بوده و این بخش‌های مختلف مغز است که بر اساس شرایط و مأموریت خود، تکانه‌ها را به تصویر، صدا، بو و غیره ترجمه و تفسیر می‌کند (براتی، 1385). این فرایند همان «احساس» است که طی آن داده‌های محیطی به صورت خام دریافت و مغز به تفسیر اولیه آن اقدام می‌کند. اما انسان همچنان که در محیط قرار می‌گیرد، ناچار به دریافت سیل اطلاعاتی و تعبیر و تفسیر آنها نیست. 

ادراک و شناخت محیط
زمانی که اطلاعات مختلف انسان را محاصره می‌کند، او منفعلانه آنها را نمی‌پذیرد، بلکه به گزینش آنها می‌پردازد؛ زیرا مغز گنجایش تمامی اطلاعات محیطی، توانایی و انرژی لازم برای چنین کاری را ندارد. باید توجه داشت که هر محیطی براساس یک سری بنیان‌های استوار فرهنگی شکل گرفته است. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که از محیطی که در نظر شهرساز و معمار مطلوب، زیبا و کارامد قلمداد می‌شود، سایر افراد آن جامعه نیز تعبیر و تفسیری مشابه داشته باشند. زیرا انسان برای معنا ‌دادن و تفسیر اطلاعات محیطی به تجارب و دانش قبلی خود بسیار وابسته است (تی. مک اندرو، 1387).
لازم است بدانیم ادراک محیط مصنوع، به میزان زیادی نسبی است؛ زیرا دانش محیطی امری نسبی است و اگر این نسبیت از چشم ناظر و بهره‌بردار دور بماند، چه بسا تأثیر عناصر محیط موجب برداشت، معنا و رفتاری شود که مورد نظر مدیران، برنامه‌ریزان و طراحان محیط نبوده است. اما این نسبیت به چه عواملی وابسته است؟

عوامل نسبیت در ادراک محیط
اگر بخواهیم به طور فشرده به مهم‌ترین عوامل ادراک نسبی محیط (به طور کلی) و محیط انسان‌ساخت (به طور خاص) اشاره کنیم، فهرست زیر بدون اولویت به دست خواهد آمد :

1) سن اشخاص کاملاً در نسبیت شناخت و ادراک محیط از سوی آنها مؤثر است. به همین ترتیب و براساس آنچه قبلاً گفته شد، کودکان و نوجوانان که در دوران خطیر یادگیری قرار دارند، بسیار بیشتر از دیگران تحت تأثیر محیط قرار گرفته و می‌آموزند. الگوها و انگاره‌های ذهنی، که بعدها به ابزارهای بسیار مهم شناخت محیط تبدیل می‌شوند، در همین دوران شکل می‌گیرند. اما متأسفانه این موضوع در اغلب فرایندهای مدیریت، برنامه‌ریزی و طراحی فضاهای زیست انسانی فراموش می‌‌شود. 
2) جنسیت نیز در ادراک محیط، نقش غیرقابل انکاری دارد. کلیت و اجزاء محیط توسط مردان و زنان به اشکال متفاوت درک می‌شود. تجربیات جهانی نشان داده است که اولویت‌های زنان و مردان نیز در مورد شناخت و درک محیط زیست متفاوت است. مثلاً وجود امنیت از معیارهای بسیار مهم زنان در ارزیابی محیط است و فرایند ادراک و شناخت آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
3) محیط طبیعی نیز بر درک محیط تأثیر دارد. افرادی که در محیط‌های طبیعی گوناگون زندگی کرده‌اند، نگاه و تعبیر مختلفی از محیط‌های واحد ارائه داده‌اند. به‌طور مثال در فرایند شناخت و ادراک محیط، بین کسانی که در مناطق بسیار سرد، بسیار گرم، صحرا، کوهستان، سواحل دریا و امثال آنها زیسته‌اند، تفاوت‌های معناداری دیده شده است.
4) مسلماً شغل، میزان تحصیلات و تخصص افراد نیز بر چگونگی درک آنها از محیط تأثیرگذار است. مثلاً نگاه به محیط نزد کسانی که در شهرهای بزرگ زندگی کرده‌اند، نسبت به کسانی که در محیط‌های کوچک زیسته‌اند متفاوت است.
5) فرهنگ و زبان نیز از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر فرایند ادراک و شناخت انسان از محیط است. زبان و فرهنگ باعث می‌شود که گویش‌وران و اعضای آن، عناصر طبیعی و مصنوع محیط را به گونه‌ای خاص و متفاوت تعبیر کنند. به همین علت بسیار بعید است که یک منظر طبیعی توسط گویش‌وران دو زبان مختلف، مثلاً فارسی و چینی، به یک نحوه درک و تفسیر شود ؛ (براتی، 1385).

باغ خانه چای کاتسورا، کیوتو، از قرن 17 میلادی که نمونه کاملی از ویژگی‌های باغ چینی است، مأخذ :Tschen,1991

باغ عفیف‌آباد شیراز، مأخذ : آرشیو عکس پژوهشکده نظر، 1388.

با این توضیحات معلوم می‌شود که :
- یک طرح خاص محیط زیست انسانی نمی‌تواند در هر شرایطی با یک پاسخ ثابت از سوی ناظران گوناگون رو به‌رو شود. 
- با مراجعه مستقیم به افراد در موقعیت‌ و شرایط خاص (از نظر سن، جنسیت، زبان و ...) می‌توان معیارهای مطلوب برنامه‌ریزی و طراحی محیط زیست ویژه آنها را- با آنان و برای آنان- به‌دست آورد و به تدریج، به محیط‌های بهتری دست یافت. البته نیازها، نظریات و انتظارات انسان پیوسته در حال تحول است و این بدان معنا است که مجموعه‌ای از معیارهای ثابت و همیشگی وجود ندارد. عوامل تأثیرگذار بر ادراک محیط پیش‌فرض‌های ذهنی را در اختیار افراد قرار می‌دهد که ابزار بسیار مهمی در معنا بخشیدن به محیط محسوب می‌شود. محیط زیست آدمی براساس تصادف به‌وجود نیامده و معلول فرهنگ آن جامعه است. در جهان امروز، محیط زیست برای افراد آن جامعه فرصتی برای آموختن، آموزش دادن، گردیدن و شدن است. اگر برنامه‌ریزان و طراحان، شیفته توانمندی‌های‌ علمی‌– فنی خود و روش‌ها، تکنیک‌ها، معیارها و استانداردهای جهان‌شمول شده و نسبیت محیط و درک آن را نادیده بگیرند، در عمل این فرصت را از مردم گرفته‌اند. بدون شک این امر خسارات محیطی، روان‌شناختی و فرهنگی عظیمی را به جامعه تحمیل خواهد کرد و بنابراین هر کشوری، بنابر شرایط و مقتضیات خود، چاره‌ای جز دستیابی به معیارها و استانداردهای بومی (منطبق با شرایط فرهنگی‌– ذهنی مردم خود) در حوزه برنامه‌ریزی و طراحی محیط مصنوع ندارد.

جمع‌بندی
انسان در طول حیات خود تحولات بسیاری را در سامان دادن به محیط زندگی خود پشت سرگذاشته است. یک فرد خاص نیز در طول عمر خود در نگاه به محیط و تفسیر آن دچار تحول می‌‌شود. با این وجود برنامه‌ریزان و طراحان محیط ناچار به در نظر داشتن مجموعه‌ای از معیارها، استاندارد و اندازه‌ها در کار خود هستند. مطابق آنچه گفته شد، ساماندهی محیط زیست آدمی، در بعد کمّی و کیفی با نسبیت رو به‌رو است. این نسبیت تنها منوط به محیط طبیعی و شرایط اقلیمی نیست، بلکه به میزان بسیار زیادی به جامعه‌ هدف برنامه‌ریزان و طراحان محیط باز می‌گردد. اگرچه برنامه‌ریزی و طراحی محیط بدون توجه به نیازهای واقعی مردم هم امکان‌پذیر است؛ اما با این روش نمی‌توان امیدوار بود که محیط حاصل همان نقشی را در جامعه بازی کند که مورد نظر مدیران، برنامه‌ریزان و طراحان است. 

نویسنده : ناصر براتی دکتری شهرسازی / عضو هیئت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بین المللی امام خمینی
naser_barati2006@yahoo.com
مأخذ : ماهنامه تخصصی معماری منظر ، شماره نهم ، مرداد 1389.

 

تأثیر مواد و مصالح بر فرم معماری

 

ویژگی¬های ذاتی مواد و مصالح و نیز شیوه بکارگیری آنها، نقش تعیین¬کننده¬ای در تعریف فرم و فضای معماری دارند، چنان¬که می¬توان گفت: در شکل¬گیری مکان، فرم¬ها بوسیله مواد و مصالح نقش خود را ایفا می¬کنند. سابقاً تا زمانی كه تكنیك مدرن همه چیز را ممكن نساخته بود، این مصالح و مواد بودند كه فرم را مشخص می‌كردند و به فضای معماری شكل می‌دادند. در همین زمینه اگوست پره چنین گفته است: با جلال و شکوه راستی است که بنا زیبایی را بدست می¬آورد. در اینجا منظور وی از راستی یا صداقت، تعریف فرم بر پایه مواد و مصالح و استفاده مناسب از آنها در امر ساخت¬وساز است. 
هر ماده دربردارنده توان بالقوه ساختاری خاص خود است و از نظر فرم¬پذیری خواص ویژه‌ای دارد. این بدان معنی است كه هر ماده‌ای فرم خاص خود را می‌طلبد و برخی فرم¬های حجمی و فضایی خاص را مطرح می¬سازد و بدین ترتیب صورت فضای معماری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، فرم یك گشودگی در یك دیوار تابع مصالح دیوار نیز می‌باشد: گشودگی در یك دیوار آجری احتیاج به قوس دارد، در حالی كه در دیواری از فولاد و شیشه، گشودگی زاویه‌دار مناسب‌تر به نظر می‌رسد. به دلیل همین تأثیر مصالح بر فرم است كه مشكل می‌توان برج ایفل را از آجر و یا كلیسای رونشان را از فولاد و شیشه تصور كرد. 
ساختمان‌های آجری انستیتوی مدیریت هندوستان در احمدآباد كه توسط لویی كان ساخته شده است، از بهترین نمونه‌های تأثیرپذیری فرم از مصالح در معماری می‌باشد. در این بنا، قوس به صورت فرم و عنصر غالب در تمام فضاها به چشم می‌خورد، چون قوس فرمی است كه بیشترین همخوانی را با این نوع مصالح دارد.



به عنوان یك نمونه دیگر از تأثیر مصالح بر فرم فضا، می‌توان به علت شكل‌گیری انواع بسیاری از طاق‌های قوسی¬شكل و گنبد كه دو عنصر بسیار مهم در فضاهای معماری ایرانی محسوب می‌شوند، اشاره كرد. این فرم‌ها در اصل به سبب نوع ماده و جنس مصالح ساختمانی در دسترس ابداع شدند، زیرا در نواحی مركزی ایران كه چوب و سنگ به اندازه كافی برای ساختن بنا وجود نداشت، به ناچار از خشت و آجر استفاده می‌كردند و از آنجا كه با این مصالح نمی‌توانستند درگاه‌ها و سقف‌ها را بصورت مسطح بسازند، ناچار شدند دهانه درگاه‌ها و سقف فضاها را با طاق‌های قوسی شكل بپوشانند. برای فضاهای بسیار وسیع نیز از پوشش‌های گنبدی شكل استفاده كردند تا بتوانند فضایی وسیع را بدون ستون بپوشانند. نكته جالب اینكه انواع طاق‌های قوسی شكل و گنبدها در نواحی واقع در حاشیه دریای خزر كه در گذشته در آنجا چوب به فراوانی در دسترس بود، مورد استفاده قرار نگرفتند. این امر خود دلیلی بر این مدعاست كه ابداع این فرم‌ها وابسته به جنس مصالح خاك، خشت و آجر بوده است.

 

مصالح و معماری 

مصالح و معماری 

 

علائمی كه از خانه­های اولیه انسان به دست ما رسیده‌اند و نیز طرح­هایی كه برای ساختن فضای پذیرای انسان فعال در زمینه‌های گوناگون (از کارخانه تا بیمارستان، از کتابخانه تا تماشاخانه و ...) به دست ما می‌رسند، نشان­دهنده آن‌اند كه انسان برای تحقق بخشیدن به فضایی كه بدان نیاز دارد، ناچار به تغییر شكل، تغییر مكان و تركیب كردن ماده است. در ساده­ترین شکل خانه­سازی، انسان نیازمند به سرپناه، حجم بزرگ و بی­شکل زمین را به تناسب اندازه­های خویش می­کاود و مواد زاید کاویده­شده را دور می­ریزد؛ و برعکس هنگامی که می­خواهد روی زمین مسطح سرپناهی را بنا کند، ناچار است با استفاده از مصالح برکنده از جاهای مختلف، سکونت­گاه خود را شکل دهد. به بیان بهتر، تركیب مواد و مصالح ساختمانی عملی است به منظور آفریدن حجمی پایدار كه بتوان در درونش زیست.

موضوع اصلی کار معماران، در راه تولید معماری، شکل دادن به ماده­ای است که از ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاصی برخوردار می­باشد. ماده همراه با اندیشه­ای که به آن شکل می­دهد، سنگ پایه برای آفرینش فضای معماری محسوب می­شود و نخستین وسیله شکل­دهنده یا عینیت بخشیدن به ایده­ای است که به قلمرو هنر تعلق دارد. مصالح گوشت و پوست و استخوان معماری به شمار می­آیند و در میان عناصر مختلفی که به معماری موجودیت می­دهند، از اهمیت خاصی برخوردار هستند.

اگرچه در میان بسیاری از آموزگاران معماری، گرایشی گسترده و شایع وجود دارد که مصالح و جزئیات را در فرایند ایده­پردازی معماری عاملی اساسی نمی­پندارند و با اینکه حتی برخی از معماران سرشناس همچون رودلف شیندلر و لوکوربوزیه که بواسطه آثار برجسته خود به اشتهار رسیدند، در پرداختن به مصالح و جزئیات معماری بسیار ضعیف بودند، اما با این حال حقیقت این است که کاربرد شایسته مصالح وجه تمایز پروژه بادوام و ماندگار از پروژه بی­دوام و کم­عمر می­باشد. تدبیر و اهتمام به انتخاب مصالح و کاربرد مناسب آنها موضوعاتی هستند که در موفقیت پروژه اهمیت فراوانی دارند. کاربرد مصالح مناسب، یک ساختمان واقعی را از یک طرح نمایشی متمایز می­کند. از این­رو کاربرد و انتخاب مناسب مصالح در طول اعصار دل­مشغولی معماران بوده و نحوه کاربرد و نسبت تأکید بر آنها، معماران و معماری­های مختلف را از هم متمایز کرده است. فرانک لویدرایت و آلوار آلتو نمونه­های خوبی از معمارانی هستند که کیفیت کاربرد مصالح در پروژه را تقریباً به حد کمال خود می­رساندند.

برای پیمانکاران، آشنایی با ظرفیت فیزیکی و اقتصادی مواد و مصالح در امر ساخت­وساز کافی است، ولی چنین عملکردی برای معماران رضایت­بخش نیست. معماران برای اینکه در انتخاب مواد و مصالح دست به گزینشی مدبرانه بزنند، باید آنها را با حساسیت و دقت زیاد مدنظر قرار دهند. آنان نخست باید از خود بپرسند، این مواد قرار است چه بشوند. برای این کار شخص باید ویژگی­های ذاتی مواد و مصالح از قبیل طرح ساختاری و فرم و بافت آنها را فرا گیرد و بشناسد. این ویژگی­ها هم به معمار تحمیل می­شوند و هم در عین حال معیار و نظم دهنده­ای برای طراحی فضا، نور و مکان محسوب می­گردند.

وقتی با دستان خود فضا را لمس می­کنیم و یا با چشمانمان به آن می­نگریم، فضا خود را شکننده یا مقاوم، نرم یا سخت و سرد یا معتدل نشان می­دهد. بنابراین تصور اینکه مواد و مصالح کم­وبیش خنثی بوده یا کالبدهایی بی­جنبش­اند که منتظر تخیل و بکارگیری ما می­باشند، تصور چندان درستی نیست. مواد نیز گرایش یا به عبارتی روح خاص خود را دارند. به عبارت دیگر مواد و مصالح دارای بار معانی نمادین نیز هستند. آنها می­توانند ثروت را القاء کنند یا تنگدستی را، زودگذر بودن را یا طولانی بودن را و خصوصی یا عمومی و سرانجام صنعتی یا پیشه­ورانه بودن را. بدین ترتیب مصالح ساختمانی بالقوه در بردارنده مفهوم­اند. بررسی نمودهای ذهنی یا فردی ناشی از مصالحی چون سنگ، سیمان، چوب، آهن یا پارچه نشان از آن دارد که این دلالت­های مفهومی با فرهنگ و فناوری تکامل یافته­اند.

چهل­پنجاه سال پیش دامنه انتخاب مصالح معماران در کشورهای پیشرفته به بیش از یک­صد نوع نمی­رسید، در حالی که در زمان حاضر معماران باید مصالح مورد نظر خود را از میان یک میلیون ماده مختلف انتخاب کنند. همین امر انتخاب و کاربرد مناسب مصالح را با دشواری­های زیادی روبه­رو می­کند، زیرا هرچه تعداد مصالح بیشتر باشد، فرایند انتخاب آنها پیچیده­تر و بالطبع هزینه اولیه گزاف­تر خواهد بود.

در کاربرد مصالح، همیشه باید کشوری را که در آن معمار به تجربه می­پردازد، فناوری ساختمانی آن کشور و معیارهایی را که مردم آنجا به کار می بندند، در نظر داشت. این واقعیت که معماران در کشورهای جهان سوم یا در کشورهای کمتر توسعه یافته به مصالح بسیار معدودی دسترسی دارند، تفاوت­های زیاد میان این دو دسته را مبرهن می­سازد. با چنین نگرشی تنها در صورتی می­توان از معماری در مقیاسی جهانی سخن به میان آورد که تمام گونه­ها، اجزاء و تعداد و شیوه­های کاربرد مصالح مدنظر قرار گیرند. بنابراین شاید در تصمیم­گیری درباره قیاس، تمایز و استنتاج­های عمومی در مورد معماری­های مختلف ـ ورای کیفیت­های عام فضایی و موضوعات کلی سازه و ریتم ـ فناوری ساختمان و مصالح عاملی اساسی به حساب می­آیند.

ویژگی­های ذاتی مواد و مصالح و نیز شیوه بکارگیری آنها، نقش تعیین­کننده­ای در تعریف فرم و فضای معماری دارند، چنان­که می­توان گفت: در شکل­گیری مکان، فرم­ها بوسیله مواد و مصالح نقش خود را ایفا می­کنند. سابقاً تا زمانی كه تكنیك مدرن همه چیز را ممكن نساخته بود، این مصالح و مواد بودند كه فرم را مشخص می‌كردند و به فضای معماری شكل می‌دادند. در همین زمینه اگوست پره چنین گفته است: با جلال و شکوه راستی است که بنا زیبایی را بدست می­آورد. در اینجا منظور وی از راستی یا صداقت، تعریف فرم بر پایه مواد و مصالح و استفاده مناسب از آنها در امر ساخت­وساز است.

هر ماده دربردارنده توان بالقوه ساختاری خاص خود است و از نظر فرم­پذیری خواص ویژه‌ای دارد. این بدان معنی است كه هر ماده‌ای فرم خاص خود را می‌طلبد و برخی فرم­های حجمی و فضایی خاص را مطرح می­سازد و بدین ترتیب صورت فضای معماری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، فرم یك گشودگی در یك دیوار تابع مصالح دیوار نیز می‌باشد: گشودگی در یك دیوار آجری احتیاج به قوس دارد، در حالی كه در دیواری از فولاد و شیشه، گشودگی زاویه‌دار مناسب‌تر به نظر می‌رسد. به دلیل همین تأثیر مصالح بر فرم است كه مشكل می‌توان برج ایفلرا از آجر و یا كلیسای رونشان را از فولاد و شیشه تصور كرد.

ساختمان‌های آجری انستیتوی مدیریت هندوستان در احمدآباد كه توسط لویی كان ساخته شده است، از بهترین نمونه‌های تأثیرپذیری فرم از مصالح در معماری می‌باشد. در این بنا، قوس به صورت فرم و عنصر غالب در تمام فضاها به چشم می‌خورد، چون قوس فرمی است كه بیشترین همخوانی را با این نوع مصالح دارد.

به عنوان یك نمونه دیگر از تأثیر مصالح بر فرم فضا، می‌توان به علت شكل‌گیری انواع بسیاری از طاق‌های قوسی­شكل و گنبد كه دو عنصر بسیار مهم در فضاهای معماری ایرانی محسوب می‌شوند، اشاره كرد. این فرم‌ها در اصل به سبب نوع ماده و جنس مصالح ساختمانی در دسترس ابداع شدند، زیرا در نواحی مركزی ایران كه چوب و سنگ به اندازه كافی برای ساختن بنا وجود نداشت، به ناچار از خشت و آجر استفاده می‌كردند و از آنجا كه با این مصالح نمی‌توانستند درگاه‌ها و سقف‌ها را بصورت مسطح بسازند، ناچار شدند دهانه درگاه‌ها و سقف فضاها را با طاق‌های قوسی شكل بپوشانند. برای فضاهای بسیار وسیع نیز از پوشش‌های گنبدی شكل استفاده كردند تا بتوانند فضایی وسیع را بدون ستون بپوشانند. نكته جالب اینكه انواع طاق‌های قوسی شكل و گنبدها در نواحی واقع در حاشیه دریای خزر كه در گذشته در آنجا چوب به فراوانی در دسترس بود، مورد استفاده قرار نگرفتند. این امر خود دلیلی بر این مدعاست كه ابداع این فرم‌ها وابسته به جنس مصالح خاك، خشت و آجر بوده است.

بطور کلی انواع مختلف مواد و مصالح مورد استفاده در معماری را از نظر مقیاس و نحوه کاربرد در ساختمان، می­توان به دو دسته تقسیم نمود:

1. مصالح مورد استفاده در مقیاس کلان (بزرگ) معماری که ممکن است بر نظام سازه­ای و سامان­دهی عملکردی بنا تأثیرگذار باشند.

2. مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد (کوچک) معماری که ممکن است بر جزئیات معماری و بافت­های داخلی و خارجی تأثیر بگذارند.

این دو دسته که به ترتیب ابعاد ساختاری و زیبایی­شناختی کاربرد مصالح در معماری را تشکیل می­دهند، پیامدهایی را برای موضوعات عام معماری به دنبال دارند: مصالح دسته اول در شخصیت عمومی ساختمان تأثیر می­گذارند و سازمان­دهی سازه­ای، تناسبات، کیفیت موزون ساختمان (فضاهای پر در برابر خالی) و نیز وزن ساختمان را تحت تأثیر قرار می­دهند، در حالی که مصالح دسته دوم از نظر نوع و میزان کاربرد، تأثیری فوق­العاده بر هزینه کلی ساختمان دارند و از این­رو شاید از شاخصه­های بی­نظیر معماری کم­هرینه یا بالعکس پرهزینه به شمار آیند.

عموماً در انتخاب دسته اول مصالح مشکلی پیش نمی­آید. برخورداری از تجربه پایه­ای و تجربه کار در زمینه­ای مشخص و نیز پژوهش بنیادی درباره گونه­های مشخص ساختمانی می­تواند زمینه­هایی را برای انتخاب بهینه مصالح فراهم کند. البته در این مورد مشاوران سازه­ای نیز می­توانند کمک شایان توجهی برای معمار باشند. اما در مقابل، کاربرد مصالح در مقیاس خرد، مشکلات متعددی را در مورد انتخاب بوجود می­آورد، زیرا این نوع مصالح بر بافت عمومی ساختمان و لطایف بصری آن ـ چه در خارج و چه در داخل بنا ـ تأثیر می­گذارند. همچنین کیفیت مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد، سازگاری میان آنها و نیز سازگاری با مصالح سخت­تر بکاررفته در سازه بنا، بر کیفیت بصری ساختمان در طول زمان، در قالب فرسایش و مقابله با وضعیت­های جوی نیز تأثیر خواهد گذاشت. این موضوع به کاهش هزینه­های انرژی در درازمدت کمک می­کند و یا برعکس باعث افزایش آن می­شود.

بدین­ترتیب معمار بایستی در انتخاب مصالحی که در یک ساختمان مورد استفاده قرار می­گیرند، خصوصاً مصالح مورد استفاده در مقیاس خرد معماری، توجه و دقت فراوانی از خود نشان دهد تا بتواند به نتایجی مقبول در عرصه معماری، از جنبه­های مختلف زیبایی­شناختی و کاربردی، دست یابد.

در بررسی رویکردهای معماران به کاربرد مصالح، با دو دسته از معماران روبرو می­شویم: معمار/ هنرمندان و معمار/ مهندسان. معمار/ هنرمندان اساساً به جنبه­های هنری معماری و اهداف کلان و فضایی توجه نشان می­دهند و چندان اعتنایی به ناکارآیی­های مصالح و ساخت ندارند. در مقابل معمار/ مهندسان مصالح و شیوه­های ساخت را تنها از دریچه اجرای بسیار دقیق آنها و عدم توجه به چارچوب اهداف کلان و زیبایی­شناسانه معماری مورد توجه قرار می­دهند.

با اندکی تأمل می­توان دریافت که رویکردهای اتخاذ شده توسط هر دو دسته یادشده از معماران، دربردارنده اشکالات متعدد و آثار بعضاً غیرقابل جبرانی است، بخصوص رویکردهای معمار/ مهندسان که بیشتر زیان­بار بوده و باعث سترونی معماری گردیده­اند. اما بایستی توجه داشت که ارزیابی دقیق هر پروژه از نظر کیفیت کاربرد مصالح، در بستر موضوعات فنی ـ راهبردی طراحی همچون تلاش معمار برای پاسخ دادن به مسائل بودجه­ای و نیز با در نظر گرفتن میزان حساسیت کارفرماها نسبت به کیفیت ساخت­وساز، امکان­پذیر است. از این­رو در بررسی رویکردهای معماران به کاربرد مصالح، بایستی حقایق و واقعیت­های موجود در جامعه حرفه­ای معماری را نیز مورد توجه قرار داد. متأسفانه در حال حاضر نادیده گرفتن تلاش­های اولیه فرایند طراحی، برای پاسخ دادن به مسائل بودجه­ای، به صورت نوعی روال درآمده است و در صورت بروز مشکل یا عدم موفقیت جزئیاتی مشخص یا شیوه­ای از ساخت، نظر نخست معمار دچار تغییر می­گردد. این امر نیز واقعیت دارد که برای پایین آوردن هزینه ساخت یا برآوردن خواست کارفرما (اغلب در محل ساخت)، بدون اندیشه و دقت لازم، جایگزینی­های زیادی در طرح­های ارائه­شده صورت می­گیرد. واقعیتی دیگر این است که اشتیاق معماران به خشنود کردن کارفرما ممکن است به نتایجی تأسف­بار بیانجامد که با فرارسیدن اولین زمستان و گذشت زمان مشکلات خود را در ساختمان نمایان کند.

با توجه به آنچه گفته شد، این سؤال مطرح می­گردد که واقعیت­های یادشده در جامعه حرفه­ای معماری معلول چه عواملی است و با در نظر گرفتن این حقایق، معماران چه شیوه­ای را باید در کاربرد مصالح در پیش بگیرند تا ضمن متقاعد نمودن کارفرما و برآوردن نیازهای او، بتوانند در روند پیشرفت معماری نیز سهیم و تأثیرگذار باشند؟

 

فرم در معماری


حواس پنجگانه
براساس تقسیم بندی ادواردتی هال در کتاب بعد پنهان :
حواس انسان در دوگروه قرار می گیرد که به طور اجمال می توان بصورت زیر آنرا طبقه بندی نمود .
۱- گیرنده های فاصله :که در ارتباط با درک اشیاء دور می باشند .چمشها ،گوشها ،بینی.
۲- گیرندهای بلا فاصله: که در ارتباط درک جهانهای نزدیک- جهان لامسه به کار می رود ، تا ثیراتی که ما از طریق پوست ، غشای خارجی اعضا و ماهیچه ها دریافت می کنیم.
مشخصه بارز روند تکاملی انسان ،توسعه ونمو ((گیرنده های فاصله )) یعنی بینایی وشنوایی بوده است بدین ترتیب بشر توانایی آنرا یافته تادرهنرهایی که این دو حس را بکار می گیرند به قدری ترقی بکند که باعث تحریم واقعی سایر فنون وهنرها شود .
دیداری وشنیداری
درروند زندگی روزمره ،مساحتی که یک گوش غیر مسلح می تواند بطور موثر تحت پوشش خود قرار دهد کاملاً محدود می باشد .گوش تا فاصله بیست پائی کارآیی بسیار زیادی دارد . در حدود یکصد پائی تنها امکان ارتباط صوتی یک طرفه ،آن هم با قدرت صوتی نسبتاً آرامتری در مقایسه با فاصله محاوره ای ، وجود دارد ،درعین حال که محاوره اوطرف هم به طور بسیارقابل توجه ای تغییرپیدا می کند .فرا تراز فاصله مذکوره علایم شنیداری که انسان از آنها تأثیر می پذیرد به سرعت کاهش می یابد .از طرف دیگر چشم غیر مسلح قادر است مقادیر مشابهی از اطلاعات را ازشعاع یکصد یاردی جمع آوری بکند وحتی یک فاصله یک مایلی هم برای ایجاد عکس العمل در انسان کارایی کافی دارد .
محرک هایی که باعث تحریک گوش وچشم می شود همان طور که از لحاظ کیفیت تفاوت دارند از لحاظ سرعت اثر نیز متفاوتند . نه تنها تفاوت عمده ای در میزان ونوع اطلاعاتی که این دوسیستم گیرنده حسی توان تبدیل آنهارا دارند،وجود دارد ،بلکه تفاوتهائی نیز ازلحاظ مقدار فضایی که می تواند بطور موثر توسط دو سیستم حس شود، مشاهده گردد . بنابراین فضای بصری ویژگیهای کاملاً متفاوتی نسبت به فضای شنیداری دارد .از طریق چشمها اطلاعات بسیار بیشتری به سیستم عصبی فرستاده می شود ومیزان آن نسبت به اطلاعاتی که از طریق شنوایی ولامسه دریافت می شود بسیار بالاتر است .اطلاعات تصویری نسبت به اطلاعات شنیداری ابهام کمتری ایجاد کرده است ووضوح بیشتری دارند .بینایی در جریان تکامل آخرین حسی است که تکامل یافته وبمراتب پیچیده ترین حس می باشد .
لامسه
دریافتهای فضایی مربوط به حواس بینایی ولامسه چنان باهم گره خورده اند که نمی توان آن دورا از هم سوا کرد .در تفسیر درک فضا هنرمندی به نام براک (Braque )تمایز بین فضای بینایی ولامسه را چنین بیان می کنند : فضای ((لامسه )) ناظررااز اشیاء جدا می کند در حالی که فضای (( بینایی )) اشیاء را از یکدیگر جدا می کند .با تأکید وتفاوت بین این دو نوع فضا وارتباط آنها با دریافت فضائی اظهار می کند که از دیدگاه ((علمی )) پرسپکتیو چیزی وگول زدن چشم نیست - یک تدبیر بد - به هنرمند این امکان را نمی دهد تا تجربه کامل از فضا را انتقال دهد .
جمیز گیبسون (James gibson ) روانشناس هم ،بینایی را با لامسه مرتبط می داند .او اظهار می دارد که اگر مااین دو رابه عنوان کانالهای ارتباطی در نظر بگیریم در این حالت اشیاء با استفاده از هردو حس ،بصورت جدی مقطع برداری می شود وجریان تأثیرات حسی تقویت می شود .گیبسون بین لامسه فعال (لمس کردن ) تمایز قایل می شوند .او بیان می کند که لامسه فعال افراد را قادر می سازد تا اشیاء انتزاعی و مطلق که قبلاً از نظر گذشته بودند با ۹۵ درصد دقت دو مرتبه به خاطر آورده شوند . در مورد لامسه غیر فعال این امکان تنها با ۴۵ درصد دقت می رسد مایکل با لینت(michael balint ) نویسنده نشریه بین المللی روانکاری در جهان ادراکی متفاوت را که یکی مر تبط با بینائی که فضا در آن مساعد بوده اما پر از موجودات غیر قابل پیشگوئی و خطر ناکی مانند ((انسان)) است ، می داند.
بافت حتی موقعی که به صورت معرفی می شود ، بطور عمده بوسیله حس لامسه ارزیابی واحساس می گردد. خاطره های حاصله از حس لامسه است که ما را قادر به درک وارزیابی بافت می کند . تا کنون ، تنها تعداد بسیار قلیلی از طراحان نسبت به اهمیت بافت ، توجه بیشتری را نشان داده اند ، واز استفاده از آن در معماری عمدتاً بر حسب تصادف و بدون قاعده می باشد .
ارتباط انسان با محیط اطراف او تابعی است از مجموعه سیستم خواص چند گانه اش . احساس بشر از فضا ارتباط نزدیکی با دریافت و درک او از حواس خویش دارد ، که آن هم در عکس العمل بسیار نزدیک با محیط اطراف او می باشد بشر می تواند به عنوان موجودی در نظر گرفته شود که دارای جنبهای بصری ، حرکتی، دمائی و ملموسی از نفس خویش باشد که ممکن است توسط محیط اطرافش مهار شده ویا تقویت گردد.
” بنابراین موضوع زیبائی شناسی لذتی است که از برداشت دیداری ، شنیداری ، بویائی ، لامسه ای محیط حاصل می شود.” (لنگ، ۱۳۸۳).
احساس درونی از فرم: در این نوع ادراک فرم ساختمایه های ذهنی بسیار مو ثرند هر فرد ادراکاتش بسته به محیطی که در آن رشد کرده و غالب های ذهنی اش بسته شده با افراد دیگر متفاوت است.برای نمونه احساسی که یک ژاپنی از اتاق چائ دارد بسیار با ادراک ما از محیط متفاوت است. سا ختمانه های ذهنی وی درکی وسیع تر از آن محیط ایجاد می کند که در ورای فرم مادی محیط قابل بحث است ولی یک غربی از فضای اتاق چائی جز ابعاد و فرم ظاهری چیز دیگری را احساس نمی کند نمونه قوی تر این مساله در مقایسه ادراک یک ایرانی از مسجد شیخ لطف الله و یک خارجی وجود دارد ما وقتی به فضائی مسجد نزدیک می شوید علاوه بر جنبه ظاهری فرمها که بر احساس ما تاثیر می گذارند ، نوعی حس تقدس نیز بر برداشت ما از آنها تأثیر می گذارند. این حس تقدس در ساختمایه های ذهنی ما از کودکی شکل گرفته است ، ولی احساس یک غربی از همان فرم نمی تواند این حس تقدس را اگر نگوییم کاملاً ولی با همین شدت برایش بوجود آورد.
فرم
” در زیباشناختی فرم یا صورت تظاهر حسی وواضح یک شئ است واین بیانی است که خود را در معرض قضاوت قرار می دهد .فرم یاصورت در طبیعت مستند هستند یعنی متأثر از محتوای خود هستند. پس از صورت از پیش داده شده است ونمی توان به میل خود آن را تغییر داد.” (گروتر ،۱۳۸۳ )
آدورنو می گوید : ” صورت چنانچه از خود لفظ پیدا ست فرم یک ((چیز )) است وخود آن (( چیز)) اجازه ندارد به تکراربی مورد خود منجر شود .”
” شکل دادن یعنی پردازش اشکال واین بدان معنی است که فرم به گونه ای انتخاب شود که با محتوا وایده طرح تطابق داشته باشد . براین اساس شکل پردازی صوری با توجه به فرم ، وابسته به عوامل گوناگون است. به عنوان مثال فرم یک گشودگی در یک دیوار بایستی تابع جنس وساخت دیوار نیز باشد :گشودگی در یک دیوار آجری احتیاج به قوس دارد .در حالی که در دیواری از فولاد وشیشه گشودگی زاویه دارد مناسب تر به نظر می رسد .فرم یا صورت متأثر از محتوا است .” ( گروتر ،۱۳۸۳ )
به قول آدورنو : ” میزان موفقیت زیباشناختی تابعی است از میزان موفقیت فرم در انتقال محتوا .”
” فضا به وسیله عناصری که آن را محدود کرده اند مشخص یا اصطلاحاً تعریف می شود. این عناصر وارتباطشان با یکدیگر هستند که شخصیت یک فضا را می سازند وبه فضا فرم می دهند. اگر بخواهیم نظم در دنیای بی نهایت وسیع فرم ها بوجودآوریم به ناچار اولین قدم تقسیم فرم ها به دو دسته فرم های باقاعده وفرم های بی قاعده است .
فرم های باقاعده تابع قوانین هندسی هستند .پیام این فرم ها دارای حشوزیاد است .چراکه قابلیت پیش بینی در آنها زیاد است .ذهن می تواند با اطلاعات بسیار کمی این فرم ها راتکمیل وبازسازی کند .
فرم های باقاعده دارای استخوان بندی یاساختار هستند ،قواعد فرم ها رابطه بین تک تک اجزاء هر فرم را مشخص کرده اند .ادرات شکل یا جستجوی ساختار- که می تواند مثلاً یک محور تقارن یا طول های متشابه اضلاع یا زوایا یا کانون ها وغیره باشد - آغاز می شود .ساختار به ندرت برخطوط تشکیل دهنده شکل منطبق است واغلب بالا فاصله قابل تشخیص نیست چراکه اغلب فاقد نقاط وخطوط است .معهذا در فرایند ادراک شکل ساختار می تواند از تمامی خطوط تشکیل دهنده شکل مهمتر باشد
فرم های بی قاعده فاقد ساختار است .این فرم قابل پیش بینی نیست وبه این دلیل بدیع است .اما به دلیل اینکه هر پیام بدیعی نیز بایستی در ارتباط با پیام های قبلی باشد واگر اینطور نباشد برای ما قابل درک نیست، ما فرم های بی قاعده را بر اساس قانون تجربه در ارتباط با فرم های نظیرش که برای ما شناخته شده هستند می بینیم یا به عبارت دیگر تصویری را در ذهن ما تداعی می کنند .فرم های بی قاعده بیننده را وادار به خیال پردازی می کند هرچه فرم عرضه شده به بیننده غیر عادی تر باشد ،بیننده بیش تر در دنیای خاطراتش به دنبال چیزی می گردد که با این فرم غیر عادی قابل قیاس باشد .
فرم های با قاعده به ما مجال ساده کردن می دهند ولی فرم های آزاد قابل ساده کردن نیستند بلکه محتاج تداعی هستند .فرم های باقاعده دارای اطلاعات معنایی بیشتری بوده ولی فرم های بی قاعده دارای اطلاعات زیبا شناختی بیشتر. ” (گروتر، ۱۳۸۳ )
فرم مفهومی است ذهنی وبرای اینکه بتواند وجود داشته باشد احتیاج به چیزی است که بتواند ان فرم را نشان دهد .وقتی صحبت از انواع فرم می کنیم بایستی از خود بپرسیم فرم چگونه قابل شناسایی است . فضا چیزی سه بعدی وطبیعتاًٌ شکل آن نیز سه بعدی است . عناصر تعیین کننده فضا لااقل از نظر احساسی معمولاً سطوح ۲بعدی هستند که به نوبه خود عناصرتعیین کننده آنها خطوط هستند . 

ی + تكنولوژی) خوانده می‌وشد ، تكنولوژی در مقابل طبیعت قرار ندارد ، بلكه در كنار و به موازت طبیعت برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از امكانات محیطی و تأمین آسایش انسان جای دارد.

در كارهای اخیر معماران این سبك ، همواره در كنار عكس‌های زیبای ساختمان‌های آنها ، مقطعی از بنا وجود دارد كه در ان نحوه استفاده از عوامل اقلیمی با كمك تجهیزاتی همچونه دودكش‌های هوا ، اینه‌های منعكس‌كننده پوسته‌های هوشمند ، گلخانه‌ها ، پله‌ها‌ی شیشه‌ای و تبادل‌كننده‌های حرارتی نشان داده شده اس. شكل خود ساختمان در مقطع نیز با توجه به زاویه تابش آفتاب وسرعت و جهت باد ر فصول مختلف سال طراحی شده است.

معماران‌های ـ تك از پوسته ساختمان به عنوان پوست دوم نام می‌برند. منظور از پوست اول ، پوست بدن انسان است. در كارخهای نورمن فاستر و رنزو پیانو پوست دوم همچون پوست اول به صورت هوشمند طراحی شده است.

همچنان كه پوست انسان در مقابل سرما ، گرمای ، رطوبت و كوران هوا را از خود عكس‌العمل نشان می‌دهد ، پوسته بعضی از ساختمان‌های این دو معمار نیز در فصل‌ها مختلف عكس‌العمل مناسب در مقابل شرایط محیطی از خود نشان می‌دهند. با استفاده از شیشه‌های دو جداره ، كركره‌ها و عایق‌های‌ حراتری متحرك ، مواردی همچون میزان تابش آفتاب ، سایه ، كوران هوا و پرت حرارتی در طی روز و شب و در طی فصل‌های سرد وگرم سال توسط یك سیستم كامپیوتری كنترل می‌شود.

راجرز از این ساختمان‌ها به عنوان آفتاب پرست نام می‌بارد. موجودی كه خود را با شرایط مختلف محیطی تطبیق می‌ده. راجرز در مورد ساختمان‌های آینده چنین می‌نویسد:

«جهت برآورده نمودن احتیاجات ساكنان بنا و حداكثر استفاده بهینه از انرژی ، بهترین ساختمان‌های آینده به صورت پویایی با اقلیم مجاور خود ارتباط پیدا می‌كنند...

در معماری میكروالكترون‌های پنهان از چشم وبیوتكنولوژی جایگزین سیستم‌های مكانیكی خواهند شد....

ساختمان‌ها ، شهر و اهالی آن همانند یك سیستم ارگانیك جداناپذیر ، در زیر چارچوب متحرك و متحول كه كاملاً دقیق و به اندازه طراحی شده قرار می‌گیرد.به جای تیرها ، ستون‌ها وپانل‌ها و سایر المان‌های سازه‌ای ، یك پوسته ممتد و به هم پیوسته جایگزین خواهد دش. این روبات‌های متحرك ، با استفاده از سیستم‌های التونیك و بیوتكنولوژی ، بسیاری از خصوصیات ارگانیسم‌های زنده را خواهد داشت...

در مورد سازه‌های معماری ، سیستم‌های انعكاسی با استفاده از دستگاه عصبی الكترونیك ، تغییرات محیطی را احساس خواهند كرد و همانند ماهیچه‌های بدن با منقبض و منبسط كردن خود، بار و نیروهای وارده را به قسمت‌های مختلف كالبند بنا منتقل می‌كنند.

امروزه خلبان‌های اتوماتیك می‌توانند تمام قسمت‌های مختلف هواپیما را به صورت بسیار دقیق و با عكس‌العملی در ظرف چند صدم ثانیه كنترل كنند. این خلبانان الكترونیك با توجه به شرایط دائماً متغیر خارج وداخل هواپیما ، مستمراً شرایط ایده‌آل پرواز هواپیما و آسایش مسافران را فراهم می‌كند. آینده فرا رسیده شاید نام اركانی ـ ك به معنای ارگانیسم و تكنولوژی ، نام مناسبی برای این سبك در اینده باشد.

کودک و فضای شهری

 
 
آیا تاکنون به کودکان و حضور آنها در شهر فکر کرده اید؟
آیا شهر شما آمادگی پذیرش و برآورده نمودن نیاز کودک را دارد؟
آیا فرزندان ما بقدر کافی از امکانات و خدمات شهری بهره مند هستند؟
کودکان، عامل پیوند نسلهای گذشته و آینده در هر جامعه محسوب می شوند. اصلاح محیط اجتماعی نیز در هر جامعه از طریق کودکان میسر است. توجه به ایجاد محیطی مناسب برای رشد کودک و آشنایی با نیازها و سرشت فطری او که در دوران کودکی به آن نیازمند است، زمینه رشد درست شخصیتی و تربیتی او را به عنوان نسل سالم فردا، فراهم می آورد.
شهری که به کودکان خود توجه نکند، به نسل گذشته، موجود و آینده خود توجه نکرده است. 
در بعضی از کشورها توجه به کودک و سلامت جسمی و روانی او از دوران بارداری مادر و قبل از تولد نوزاد آغاز می شود و مرحله به مرحله در دوران بعد از تولد او تکوین می یابد. نتیجۀ آن نیز به بسط و ارتباط امواج انسانی در یک محیط اجتماعی گسترده منجر می گردد.
طبق تعریف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران، گوههای سنی به گروههای قبل از دبستان،سالهای آغاز دبستان، سالهای پایان دبستان، دوره راهنمایی و سالهای دبیرستان تقسیم می شود.
به تعریف این کانون، منظور از نوجوان افراد بین 15 تا 18 سال و مقصود از کودک افراد کمتر از 15 سال تمام است. از دیدگاه روانشناسی نیز مراحل رشد کودک شامل ادوار مختلفی است. کودک از تولد تا 15 ماهگی نوزاد نامیده می شود و از 15 ماهگی تا 5/2 سالگی کودک نوپاست. بین 5/2 تا 5 سالگی دوران خردسالی یا پیش دبستانی کودک است. میانه کودکی نیز دوران دبستانی یا 6 تا 12سالگی را در بر می گیرد و از 12 سالگی به بعد دوران بلوغ یا نوجوانی فرد فرا می رسد[رضویان،1378،76].
کودک، شهروند نابالغی است که حد ومرز میان کودکی و جوانی او به طور دقیق نامشخص است. انتخاب معیار کمتر از 12 سال کامل برای تعریف کودک، مبنای مناسبی را به دست می دهد، که با نگرش علمی به مسائل روانشناسی نیز انطباق دارد و حدی بینابین برای مرز بین بلوغ و قبل از بلوغ به شمار میرود.


کیفیت و شرایط محیط
کودک، شهروند نابالغی است که دوران رشد خود را می گذراند و استمرار بخش حیات بشر محسوب می شود. موجودی است که پاک به دنیا می آید و چنانچه محیط برای رشد فکری و جسمی سالم او مهیا باشد، نهالی تنومند میشود که میتواند باعث افتخار جامعه انسانی باشد.
سرشت کودکی ایجاب می کند کودک در مراحل رشد خود، از اقدامات ایمنی و حمایتی برخوردار باشد. او بدون سرپرست و حامی، نمی تواند روند رشد منطقی داشته باشد. درک او از فضای پیرامون همان است که خود تصور می کند. بنابراین باید فضای زیست سالمی را برای او فراهم آورد تا علائق منطقی او فرصت عرض اندام یابد و با تمهیداتی علائق خطر آفرین برای او را به کناری نهاد. هر نوع تحول نابجا در تأمین علائق کودک ممکن است نتیجه نامطلوبی در پی داشته باشد که به صورت زنجیره ای آثار نامتناسبی در ادوار بعدی زندگی بگذارد.
ایجاد محیطهای یکنواخت، خشن، ملال آور و همراه با عوامل مسأله برانگیز، برای کودک به اندازه ایجاد فضاهای باز،در کنار طبیعت، میل به یک زندگی اجتماعی سالم، همراه با قصه پردازی و شعر و موسیقی و هیاهو بر او تأثیر می گذارد.
جین جیکوبزـ بر این باور است که در اجتماع شهری و در پیوند بین خانه و مدرسه، مهمترین علائق کودک به ایمنی خیابان، تنوع کاربری زمین، شادابی و سرزندگی شهر باز می گردد، که کلید اصلی رفع نگرانیهای اساسی تمام جمعیت و از جمله کودکان است. 
فضای شهر میبایستی دارای کیفیت ویژه ای باشد تا برای حضور بدون خطر کودک آماده پذیرایی و رشد و بالندگی او گردد.


محیط طبیعی و کودک
کودکی، مرحله ابتدایی ارتباط انسان با طبیعت را در بر می گیرد. کودک، اگر چه براساس نظم در عالم آفرینش خداوندی خلق شده، باید با زمینه های مناسب در عرصه های جبری و اختیاری با طبیعت، از اولین مراحل تولد خود ارتباط برقرار سازد. 
کودک، نیاز به هوای سالم، غذای سالم، مسکن مطمئن و مرتبط با طبیعت و فضای باز سالم دارد. 
حس کنجکاوی، فعالیت و جنجال و بازی نیز از دیدگاهی جزیی از خلقت طبیعی انسان در دوره کودکی به حساب می آید. لازمه رشد سالم کودک، ایجاد این زمینه ها در جهت ارتباط بخشیدن بین کودک و محیط طبیعی محسوب میشود. 
کودک، انسان و آزاد آفریده می شود. آزادی او متعلق به خودش است و هیچ کس حق ندارد آن را در اختیار بگیرد یا محدود سازد. با توجه به پیوستگی و تحت تأثیر بودن کودک در مجموعه های زیستی و فضاهای عمومی، با کاهش عوارض ناشی از مشکلات و کمبودها، میبایستی جلوه های طبیعت زنده را برای کودک در بهشت زمینی آنان فراهم آورد، و ساعاتی از روز به فضاهایی سالم و مرتبط با طبیعت، در کنار یک زندگی اجتماعی سالم هدایت نمود. این مورد، لازمه زندگی کودک در شهرهایی است که غوغای ناشی از فعالیت و کار، جایی برای نزدیکی با طبیعت باقی نگذاشته است.  
بنابراین میبایستی به توسعه فضاهای سبز و طبیعت شهری کمک کنیم تا کودک بتواند محیطی که به طبیعت نزدیک است با نشاط باشد وآرام گیرد.


محیط انسانی و کودک

چنانچه محیط طبیعی به عنوان زمینه ای در رشد کودک محسوب شود، محیط انسانی نیز به مثابه باغبانی می ماند که در روش و نحوه رشد او مهمترین نقش را بازی می کند. اگر باغبان در پرورش یک نهال یا بوته تلاش نکند، گیاه آفت زده و یا به حالتی خودرو خواهد رویید. منظور از پرورش آن است که کودک را با روشهای صحیح برای زندگی در جامعه آینده آماده ساخت. 
میشل مانسیو میگوید: روزگاری که کودکان به مثابه دستگاه گوارشی به حساب می آمدند و تصور می شد که جز غذا به هیچ چیز دیگری نیاز ندارند، سپری شده است [پیام یونسکو،آبان 1370، 13-15] این بدان معنی است که در جهت رشد و نمو کودک به جز نیازهای طبیعی، به وجود محیط انسانی سالم و پاکیزه نیاز است. 
مراحل پرورش کودک از فرهنگ و آمیزه های فرهنگی جامعه آغاز می شود و خانواده، مدرسه، محله و شهر را طی می کند. فرهنگها بر کودکی و جامعه کودک وارد می شوند و شالوده  رفتاری و کرداری و شخصیتی آنان را در مراحل بعدی زندگی شکل می دهند. 
کودک باید برای ایفای مسئولیت خویش در بزرگسالی، قابلیت پذیرش مسئولیت را پیدا کند و در واکنشهای متقابل،  به حس مسئول بودن پی ببرد. حس مسئولیت هنگامی بوجود می آید که به او مسئولیتی داده شود. 
از نظر تربیتی، به منظور آماده ساختن کودک در فضای اجتماعی شهر، باید سه جنبه اساسی حواس، تخیل و شخصیت کودک را مورد توجه قرار داد. چنین شرایطی را باید بدون دخل و تصرف در شرایط اساسی و نیازهای اولیه کودک به وجود آورد.


از دیگرموارد مهم در عرصه های زندگی شهری، ایجاد فضاهای مناسب برای کودکان است. "فضا" یک واقعیت لایتناهی است که از طریق محصوریت، مرکزیت و فعالیت تعریف می شود. در ارتباط با مسائل شهری، فضا عبارت از آن است که امکان ایجاد فعالیتی در آن وجود داشته باشد. در شهرسازی، فضا در ارتباط با ساختمانهای اطراف خود، معنی پیدا می کند. فضای شهری به عناصر ویژه ای در شهر گفته می شود که واجد ارزشهای زیباشناختی بوده و دارای حیات و فعالیت باشد. 
با این وجه، خیابانها، میادین و عناصر عمومی شهری مانند پارکها، فضاهای باز و ورزشی از جمله فضاهای شهری محسوب می شود. 
کودکان از فضاهای شهری درسها و آموخته هایی می گیرند که چه بسا ممکن است آنان را از نظر رفتاری بیش از آموزه های خانه و مدرسه متأثر سازد. بنابراین، امنیت فضای شهری به منظور رفت و آمد کودکان بسیار مهم و قابل توجه است. 


به طور اصولی، محله ها و فضاهای درون آنها از نظر ارتقاء سطح روابط سالم اجتماعی، در درجه نخست باید برای کودکان به وجود آید. امروزه، برنامه ریزان محیطی از عدم امکان شکل گیری فضای شهری مناسب برای کودک آگاهی بیشتری یافته اند و پدر و مادرها با صراحت از نگرانی خود درباره اجازه یافتن بچه ها به منظور بازی در خیابانها و مسیرهای پیاده بین خانه و مدرسه سخن به میان می آورند. 
چنانچه فضاهای عمومی شهری به درستی پای گیرد، محیط مناسبی را به وجود خواهد آورد که کودکان و پدر و مادر، در آن احساس امنیت می کنند.


یکی از نکات اصلی در طراحی فضاهای شهری، ایجاد فضای بازی برای کودکان می باشد. 
به گفته شیلر هنگامی انسان به راستی انسان است که به بازی بپردازد. انگیزه بازی در دوره رشد کودکان و تکامل آنها شدید و فشرده است. بازی در کودکان از غرایز طبیعی محسوب می شود و برای رشد متعادل آنها ضروری است. به نظر جان لاک، باید به کودکان امکان داد که در هر زمان ممکن، در فضای باز به بازی بپردازند.
بازی درمانی از راه حلهای رفع مشکل و فشارهای عصبی دوران کودکی به حساب می آید و از انزوای کودک میکاهد. 




اساس سلسله مراتب شهری در شهرسازی از زیر محله آغاز شده و شهر و محله های آن به نسبت حوزه های تحت پوشش خدمات مربوطه به کودکان بنیان می گیرد. بدیهی است که اصلی ترین خدمات شهری در محله ها و زیرمحله ها علاوه بر کودکستان و دبستان شامل پارک و فضای ورزش و بازی بچه ها، کتابخانه کودک، باغچه، خانه کودک، زمینهای ورزش و فضای باز می باشد.
کودکان، نیازمند محیطهایی هستند که آنان را مخاطب قرار دهد، به چالش وادارد و جلب توجه کند تا آنها مشاهده کنند و بیاندیشند. 
خیابانها و میادین دارای آب نما،کودکان را به مشارکت و توجه دعوت می کند. فروشگاههای جذاب و  علائم خیابانی، می-تواند علاقه به مطالعه را بویژه در کودکان پیش دبستانی بر انگیزاند. رویدادها و سرگرمیهای خیابانی، جشنها جشنواره ها، بازارها و فضاهای باز و سبز منشأ علاقه و جذابیت دائمی برای کودکان می باشد.
کودک به مکانهای مختلفی که ترجیحاً با یکدیگر مرتبط هستند، نیاز دارد. جایی که احساس در خانه بودن کند. زمانی که کمی بزرگ تر شد، احتیاج دارد که در اطراف و دور و بر شهر بصورت پیاده یا با وسایل عمومی به حرکت بپردازد. در بهترین حالت، باید کل شهر در دسترس او باشد. 
دسترسی کودکان به هر نقطه از شهرشان باید امکانپذیر باشد. تنها از طریق برقراری ارتباط مستقیم  است که آنان می توانند افرادی سالم و اجتماعی شوند.آنها باید بد و خوب را تجربه کنند و روابط انسانی را در خارج از محدوده خانه و مدرسه تشخیص دهند. حضور در اجتماع، بروز احساسات و نگرشهای مفید را در پی دارد. 



از دیدگاه شهرسازی و طراحی شهری، شهر خوب برای کودک باید واجد شرایط زیر باشد: 

•    باید سازماندهی کالبدی و اجتماعی براساس حس اعتماد و انصاف و عدالت قرار داشته باشد و آنها را ارتقاء دهد. در این مورد ایجاد فضاهای عمومی که در آنها حداقل یک بزرگسال شناخته شده حضور داشته باشد و حفاظت و امنیت کودک را پوشش دهد، ضروری به نظر میرسد. این فضاهای عمومی باید به نحوی طراحی و برنامه ریزی شوند که بر میزان ارتباط میان افراد در گروههای سنی مختلف و دارای زمینه های اجتماعی متفاوت بیافزاید.
•     فرصت مشاهده مردم، بزرگسالان و خردسالان در فعالیتها و مشاغل مختلف،  بر جاذبه های اجتماعی کودک می افزاید.
•    بزرگسالان باید علاوه برکودک خود، نسبت به سایر کودکان شهر و محله های شهری احساس مسئولیت نمایند.
•    در شهرها باید فضاهای عمومی امن، همراه با معابری دور از مخاطرات رفت و آمد  که به کودک اجازه مشاهده می دهد که شهر، همسایه و محله  خود را کشف کرده و نظاره گر باشد، به وجود آید.
•    یک محیط شهری شفاف، سالم و قابل درک برای کودک جایی است که بتوان به راحتی و به صورت پیاده در آن حرکت کرد.
•    توجه به نقشهای ارزشمند اجتماعی و فرهنگی و مشارکت کودک در رویدادهای اجتماعی و مراسم مذهبی بسیار اهمیت دارد.
•    نزدیک بودن فاصله محل کار و زندگی خانواده ها، به نحوی که کودک و والدین در طول روز به یکدیگر دسترسی داشته باشند، ضروری به نظر می رسد.
•    در خیابانها و فضاهای عمومی شهر، باید به ایجاد عناصری که برای کودک موجب شگفتی و شعف شود، پراخت.
•    وقایع و جشنهایی که حس ملی، مذهبی، تاریخی و علاقه به جامعه و سنتهای آن را ارتقاء می دهد و برای کودک نیز ضروری به نظر می رسد، باید تقویت شود.
•    نوع بافت شهری، بنای جذاب، رنگ، مواد، شکل و ریخت ساختمانها که علاقه کودک را بر می انگیزد، در طراحی اهمیت دارد.
•    فضای شهری باید طبیعت را به داخل شهر بکشاند. باید کودک باتمام پدیده های طبیعت مانند آب، گیاه، درخت، حیوانات و پرندگان و حشرات، در ارتباط باشد. کودک از این طریق می آموزد و می فهمد که به طبیعت عشق بورزد و آن را حفظ کند.

کودک به فضای باز و سبز، محیطهای سالم و فضاهایی احتیاج دارد که او را در محیطی درست و فارغ از هرگونه محرومیت بار آورد. بسیاری از خانوارهای ساکن تهران به دلیل نحوه سکونت در قطعات کوچک مسکونی و آپارتمانهای کوچک، از داشتن چنین فضایی محروم اند. مدرسه ها نیز با ابعاد و اندازه های قابل قبول آموزشی مناسبت کمی دارند. فضای حایل بین این دو نیز با عرض نامتناسب راهها، جریان رفت و آمد سواره، سر و صدا، آلودگی هوا، و مشکلات شهری بدور از فضای باز و سبز، و خدمات و نیازهای کودک همراه است.


در تهران، شرایط شهرسازی برای پرورش کودک آمادگی لازم را ندارد. اصولاً شهر نه تنها برای حرکت پیاده بزرگسال، بلکه برای رفت و آمد کودک نیز شکل نگرفته است. عرصۀ پیاده روها روز به روز کوچکتر شده تا راه برای حرکت اتومبیل هموار شود. بنابراین کودک به سختی میتواند با پای پیاده فاصله بین خانه و مدرسه را طی کند. 
در تمام محله ها نوع کاربری زمین به نحوی است که منفعت اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. 
اگر چه مهدهای کودک به خودی خود می توانند نقش سازنده ای در آموزش و پرورش اجتماعی کودک داشته باشد، ولی اغلب خانواده های استفاده کننده ترجیح می دهند که از این مکانها به عنوان محلی صرفاً برای نگهداری، هنگامی که آنان به کار مشغولند، استفاده کنند. به همین خاطر است که مهدهای کودک به جای پراکنش مناسب در سطح شهر و محله های شهر، به طور عمده همجوار با مراکز اداری یا در مسیر خیابانهای اصلی و پررفت وآمد، جایی که والدین با یک لحظه توقف اتومبیل، بتوانند کودک را به آن بسپارند، استقرار یافته است. 
مهمترین تفریح کودکان در تهران استفاده از پارکها و فضاهای سبز است که هنوز بسیاری از آنها دارای تجهیزات بازی استاندارد نیستند. 


استفاده از فضاهای سبز نیز هنگامی میسر است که والدین زمان لازم را برای گردش کودکان بر حسب فرصتهای خود انتخاب کنند. در حالیکه کودکان باتوجه به تراکم جمعیت و ساختمان محاصره  شدن در میان بافت شهر، هر روز و هر لحظه به این فضاها نیازمندند. 
فضاهای ورزشی بسیار محدود است و فرهنگسراهای کودک جز در چند نقطه که آن هم به عنوان جزیی از فرهنگسراهای عمومی موجود شهر محسوب می شود، دارای امکانات لازم نبوده و با نقص روبرو می باشند. از کتابخانه کودک، مراکز گسترده پرورش فکری – جز در موارد نادر- خبری نیست. مرکز آموزشهای هنری و سرگرمی یا محدود است و یا پاره ای از آنها توسط بخش خصوصی اداره می شود که پرداخت هزینه آن برای بسیاری از خانواده ها مشکل است. مرکز علوم مربوط به کودک نیز همینطور. سینمای کودک در حدی محدود عمل میکند. موزه های فرهنگی و هنری اگر چه در سطح شهر تهران وجود دارد، ولی به حالتی متمرکز عمل کرده و در درون مناطق شهری قرار نگرفته است. در مجموع، این موزه ها برای بزرگسالان است و نه کودکان. برای کودکان تهرانی، یک محیط شهری خوب، محیطی است که انتظارات کودکی آنها را برآورده سازد.
این محیط باید ضمن برقراری ارتباط منطقی با کودک و شرایط او، مکانهایی را که برای کودک در دسترس باشد، و به نیازهای او پاسخ دهد، فراهم آورده و در قالب رنگهای متنوع، آنها را با غنای احساسی کودک و تناسبات ساختمان هماهنگ کرده و عرضه نماید.


شهرداری تهران به عنوان یکی از اصلی ترین نهادهای شهر در همکاری با نهادهای مرتبط، نقش مؤثری در بهبود شرایط کودک دارد. وظیفه شهرداریها بسیار گسترده تر از آن اقداماتی است که امروزه به آن می پردازند. شهرداریها به عنوان نماینده مردم شهر در نیکبختی یا خوشبختی و رفاه و سلامت آنان، باید نقش مؤثرتری ایفا کنند. 
یکی از مهمترین وظایف شهرداریها تجهیز خود به نیروی انسانی کارآمد در ارتباط با حوزه های تخصصی مختلف است. شهرداریها باید به ارتقاء سطح بهداشت جسمی و روانی مردم شهر بپردازند. هرم سنی جمعیت تهران، نشان از جوان بودن جمعیت شهر دارد. از این جهت شهردای تهران باید به این مهم توجه بیشتری نماید و با ایجاد تشکیلات و تأسیسات عمومی و فضای شهری مناسب کودک به ادای وظیفه خود نسبت به مردم شهر همت بیشتری نماید.

در حال حاضر طراحی پارک دوستدار کودک توسط سازمان زیباسازی شهرداری تهران در دست اقدام است. فضایی که بزرگترین مجموعه های بازی، تفریح، سرگرمی، آموزش و مشاهدات جذاب در آن پیش بینی شده و امید است از سال آینده شاهد اجرای این پروژه بزرگ باشیم.
در هر صورت، هنوز فضاهای شهری تهران برای ساکنان کوچک و مهربان، و فرزندان پاک این شهر آماده نیست و برای رسیدن به نقطه ایده آل و مناسب، فاصله ها بسیار است. 
همه باید دست در دست هم دهیم و با مشارکت دلسوزانه، تلاش کنیم محیطی مساعد و قابل استفاده برای کودکان امروز و متخصصین فردا فراهم آوریم...

علل شایع وندالیسم در ایران

 

از میان علل شایع وندالیسم که در جوامع بشری شناخته شده اند، برخی از آنها که در جامعه ما نقشی جدی و پررنگ دارند، به شرح زیرند.

تضاد طبقات: وندال ها به طبقه خاص تعلق ندارند و تنها در محدوده های مشخص از شهرها به خرابکاری نمی پردازند. یک خرابکار اعمال ناهنجار خود را در همه جای شهر به نمایش می گذارد و محدودیتی قائل نمی شود. با این حال، می توان ادعا کرد وجود خرده فرهنگ ها و مهاجرنشینی در یک محدوده مشخص شهری، به افزایش وندال ها و وندالیسم در آن قسمت کمک می کند. در حقیقت، طبقات مختلف اجتماعی و افزایش فاحش فاصله بین طبقات، خاستگاه عمده وندالیسم محسوب می شود.در چنین حالتی، سازه های موجود در مناطقی که به سکونت طبقات مرفه اختصاص دارند، یا وسایلی که برای ارائه تسهیلات شهری بیشتر در این قسمتها نصب می شوند، بیش از پیش در معرض تخریب قرار می گیرد و نقش عقده ها و تضادهای طبقاتی پررنگ تر می شود.

تربیت اجتماعی: نظام تربیتی جامعه از کارکردهای فنی، اخلاقی، تاریخی و قانونی آن نشأت می گیرد و حاصل می شود. ضعف این نظام بزرگترین نارسایی یک جامعه محسوب می شود که چهره حال و آینده آن را مخدوش می کند و حیات اجتماعی اعضای آن را به مخاطره می افکند. توجه به این نکته که تمدنهای شهری بستری برای تجلی ماهیت متغیر زندگی مدرن امروزی هستند و شهرهای جامعه ای که یاد ندهد و یاد نگیرد، محکوم به نابودی اند، ضرورتهای آموزشهای محیطی و کارکردهای تعلیم اجتماعی را آشکار می کند. بی ارزش دانستن اموال و منافع عمومی، مهمترین آسیب این حوزه است که ریشه در ناپختگی فردی، ضعفهای فرآیند اجتماعی شدن در مرحله عمل و نبود آموزش و اطلاع رسانی درباره محیط دارد.

هیجانهای روحی: دلیل وندالیسم هر چه باشد، در شکل نهایی از یک هیجان روحی ناشی می شود که به صورت عصبانیت، پرخاشگری، عصیان جمعی و خودنمایی، به تخریب می انجامد. کاهش هیجانهای نامطلوب و هدایت و تخلیه بخشی از آن که به اقتضای سن، موقعیت فردی و اجتماعی، فشارها و ناملایمات زندگی روزمره به وجود می آید، یکی از وظایف مهم دولتها و نهادهای حکومتی است.

مالیات و خدمات: نظریه های کلاسیک مالیات که تا امروز نیز کاربرد دارند و اساس و پایه ارائه خدمات مطلوب و به روز به شهروندان محسوب می شوند، بر ایجاد یک نوع توازن ملموس و ذهنی میان اخذ مالیات و ارائه خدمات تأکید می کنند و در حقیقت، باید میان این دو شاخصه رابطه ای معنادار وجود داشته باشد و یک راهکار اساسی این است که مالیات شهروندان به طور مستقیم و غیرمستقیم برای ارائه خدمات صرف شود و برعکس آن، پولی غیر از مالیات برای ارائه خدمات هزینه نشود.در چنین حالتی، شهروندان می پذیرند و به عینه مشاهده می کنند که خدمات شهری نتیجه مالیاتی است که خودشان می پردازند و بالطبع در مقابل حفظ و صیانت از سازه های ارائه کننده این خدمات، مسؤولیتی دو چندان بر دوش خود احساس می کنند.

ضعف در اعمال قانون: درباره تخریب اموال عمومی قوانین مفصلی وجود دارد. برای مثال، قانونگذار برای برخی انواع وندالیسم تا 10 سال مجازات حبس در نظر گرفته است. مشکل اینجاست که این قوانین به گونه ای جامع و مانع و به صورت گسترده اعمال نمی شود.

 

 

راههای كاهش رفتارهای وندالیستی:

 

1_ كاهش شكاف طبقاتی و رفع محرومیت

2_ كنترل متغیرهای محیطی مانند از بین بردن و امحای علائم تخریب‌های قبلی وهمچنین تعمیر و ترمیم خرابی‌های انجام شده در اسرع وقت ممكن، به‌شدت از احتمال تكرار این رفتارها می‌كاهد.

3- تشدید و تقویت كنترل‌های محیطی بالاخص در اماكنی كه احتمال وقوع چنین رفتارهایی وجود دارد ضروری است.

4- اطلاع‌رسانی و آشنا ساختن شهروندان به ابعاد این پدیده بالاخص در مناطق پایین شهر و آگاه‌ساختن آنها از عواقب حقوقی سنگین رفتارهای وندالیستی و جرم بودن آن می‌تواند نقش بازدارنده‌ای در كنترل رفتارهای وندالیستی داشته باشد.

5- مشاركت اجتماعی شهروندان در زمینه زیباسازی شهری،

6- تدوین و ارائه برنامه‌های آموزشی برای مدارس و دانش‌آموزان مقاطع راهنمایی ودبیرستان درخصوص معرفی این پدیده و آسیب‌های آن

7- استفاده از مصالح محكم برای اموال عمومی می‌تواند بر كاهش روند وندالیسم و هزینه‌های آن كمك كند

 

نتیجه‌گیری‌

اگر در جوامع ‌پیشرفته ‌جهان ‌و به‌ خصوص ‌نظامهای ‌مبتنی ‌بر دموكراسی‌، به ‌مشاركت ‌تا به ‌آن‌ حد اهمیت‌ داده ‌می‌شود، به‌ سبب ‌این ‌نیست ‌كه ‌چنین ‌واژگانی ‌مد بوده‌ یا جملات ‌زیبا و مردم‌پسندی ‌در دوره ‌كنونی ‌هستند بلكه ‌بدین‌جهت ‌است‌كه ‌آنها در دقیق‌ترین ‌مطالعات ‌علمی‌ خود به ‌این ‌نتیجه ‌رسیده‌اند، كه ‌تنها مشاركت ‌است ‌كه ‌موجب ‌می‌شود، در هر جامعه‌، نسل ‌جدید، بدون ‌آن ‌كه ‌به‌ یك ‌آرمان‌گرای شكست ‌خورده ‌یا آشوبگر بدل ‌شود، از تجارب ‌و دستاوردهای ‌نسل ‌گذشته ‌استفاده ‌كرده ‌و در عین ‌حال‌، چیزی ‌را نیز بر آن ‌افزوده‌ و زندگی ‌در دنیای ‌پیرامون ‌را برای ‌خود و سایر انسانها مطلوب‌تر سازد. اكنون ‌در جامعه ‌ما، شكاف ‌و تمایز بین ‌ایده‌آلها و واقعیات ‌در نزد نسل ‌جدید، حقیقتی ‌انكارناپذیر است‌، همان‌گونه ‌كه‌ در نسل ‌گذشته ‌حقیقت‌ داشته ‌است ‌و علل ‌بازآفرینی ‌مداوم ‌آن چیزی ‌نیست‌، به‌جز این ‌كه‌ در جامعه ‌ما الگوهای ‌تربیتی ‌و جامعه‌پذیری ‌در تمامی ‌عرصه‌های ‌اجتماعی‌، اقتصادی‌، سیاسی ‌و فرهنگی ‌نیاز به ‌تجدیدنظر جدی ‌و فوری ‌دارد، تا دستاوردهای ‌چندین ‌و چند نسل ‌را، نه ‌به‌ گونه‌ای ‌تجویزی ‌و بی‌چون ‌و چرا، بلكه ‌با مشاركت ‌به ‌نسل ‌بعد انتقال ‌دهد و به ‌نسل ‌جدید اجازه ‌دهد تا خود تجربه‌، تعامل ‌و لمس ‌كرده ‌و آن ‌گاه ‌بیندیشد، برگزیند و پی ‌ببرد.

منابع :

1_ محسنی‌تبریزی، علیرضا. 1383. وندالیسم؛ مبانی روان شناسی اجتماعی، جامعه شناسی و روان شناسی رفتار وندالیستی در مباحث آسیب شناسی و كژرفتاری اجتماعی. نشر آن. تهران.

2_ ضابطی، حسن ( مدرس دانشگاه علامه طباطبایی). وندالیسم.

3_ حمدی علی آبادی، كاوه (1380). شناخت شناخت ها، انتشارات فرهنگ كاوش، تهران.

4_ احمدی علی آبادی، كاوه (80 ـ 1379). جایگاه عرف و باورها و رفتارهای عامه در كسب دانش و شناخت خلاق، نمونه ای موردی در جامعه ایران، مركز بین المللی گفتگوی تمدنها، تهران.

5_ محسنی و همكاران (1380) بررسی آگاهی ها، نگرش ها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در تهران، آئینه پژوهش، تهران، موسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات.

6_ محسنی تبریزی، علیرضا (1367) مبانی نظری و تجربی وندالیسم، نامه علوم اجتماعی، شماره7.

لاتین

7_ پیران، تحلیل جامعه شناختی از مسكن شهری در ایران، نامه انجمن جامعه شناسی ایران. شماره،۶،۱۳۶۷ صص۴۳ ـ.۴۴

8_ سایت اطلاع رسانی تبیان

9-مقاله آسیب شناسی رفتارخشونت آمیز جمعی جوانان :دكتر انور صمدی راد

 

طراحی مجتمع مسکونی با رویکرد پایداری اجتماعی (توسعه پایدار

چکیده:

معماری پایدار در فرآیند انتقاد و بازنگری معماری قرن گذشته بطور کل و معماری دوران مدرنیته به شکل خاص پدید آمد.بشر در دوران مدرنیته در کنار دستاوردهای شگرف، شاهد تضادهای مهلک در عرصه های اجتماعی و محیطی بود.که بتدریج به دغدغه های اصلی بشر برای بازنگری مبانی و راهکارهای مدرنیسم منجرگردید.در پاسخ به این تلاش ها توسعه پایدار بعنوان جدیدترین راهکار در زمینه رشد و توسعه، در مسیر بررسی نقادانه و انسان مدارانه مدرنیسم شکل گرفت. معماری  پایدار جدیدترین تفکر در زمینه برنامه ریزی و طراحی محیط مصنوع ، برخواسته ازتفکر توسعه پایدار می باشد.توسعه پایداردر حیطه معماری به سه موضوع پایه ای اقتصاد ، آلودگی محیط زیست وجنبه اجتماعی-فرهنگی می نگرد.هدف طراحی پایدار یافتن راه حل های معمارانه است که همزیستی هر سه جنبه را تامین کند. دو اصل اول تکنیکی بوده ، با مصالح و روش های ساخت و انرژی های تجدید پذیر ارتباط دارند.در حالیکه  اصل سوم برگرفته از انسان فرهنگ و روش های زندگی اوست وبعنوان “پایداری اجتماعی” مطرح  بوده ومد نظر پایان نامه می باشد.پس از بررسی مفهوم پایداری مروری بر مبدا و منشاپایداری اجتماعی و نقش آن دربهبود کیفیت زندگی در مجتمع های زیستی پرداخته شده است.جهت استخراج عوامل موثر بر پایداری اجتماعی در طراحی مجتمع های مسکونی  از جامعه آماری شامل ۱۳۰مهندس معمار دارای پروانه اشتغال در شهر اردبیل استفاده شد. برای بررسی تطبیقی دیدگاه ساکنان با جامعه آماری متخصصان و صاحبنظران از جامعه آماری ۱۷۰نفری که به صورت خوشه ای ساده از مجتمع های مسکونی در شهر اردبیل استفاده شد. با تکیه بر روش تحقیق پیمایشی وبا استفاده از دانش روانشناسی محیط در فرآیند طراحی مجتمع های زیستی از دیدگاه جامعه متخصصان و صاحبنظران ۸ عامل و از دیدگاه ساکنان ۵ عامل موثر برپایداری اجتماعی در طراحی مجتمع مسکونی شناسائی گردید. مدل ارائه شده برای پایداری اجتماعی در طراحی مجتمع زیستی بر اساس نتایج حاصل جامعه آماری متخصصان می باشد. از نتایج تحقیق چنین استنتاج می شودکه مشارکت مستقیم ساکنان درطراحی و خلق فضا و در نظر گرفتن دیدگاهها، انتظارات و فرهنگ ساکنین و… افزون بر ایجاد و تقویت تعاملات اجتماعی ساکنان ، حس تعلق به محیط در میان ساکنان افزایش یافته و به پایداری اجتماعی درمجتمع مسکونی منجر خواهد شد.

فصل اول : بیان مسئله 1

مقدمه

مبحثی‌ که امروزه ‌بعنوان معماری پایدار مطرح شده در واقع زیر مجموعه مقوله توسعه پایدار و سنتزی است که در پایان‌ هزاره دوم میلادی مطرح شده است‌،‌توسعه ای که سرکشانه و استفاده از منابع فکری مدرنیته ‌و مدرنیزم به ‌پیش‌ می تاخت!؟ هشدار اصلی‌ را زمانی دریافت‌ کرد که در پی آشفتگی آب و هوا ضرر و زیان فاحش‌ ناشی ‌از آن ،‌تداوم ‌زیست در کره خاکی‌ در خطر جدی‌ قرار گرفت!؟ معماری نیز از این مساله تبعیت نمود واژه «‌پایدار» امروزه بطور گسترده‌ای به منظور توصیف جهانی‌ که در آن نظام های انسانی‌ و طبیعی تواما بتواندتا آینده‌ای ‌دور ادامه حیات‌ دهند، بکار گرفته می شود.

«‌توسعه پایدار» به معنی ارایه راه حل هایی در مقابل الگوهای فانی کالبدی‌، اجتماعی و اقتصادی توسعه می باشد که ‌از بروز مسائلی ‌همچون ‌نابودی منابع طبیعی‌،‌تخریب ‌محیط زیست‌، و پایین آمدن کیفیت زندگی انسانها درحال و آینده جلوگیری ‌کد توسعه پایدار تحولی ‌است‌ که هدف‌ آن تامین نیازهای امروزی، بدون از بین بردن قابلیتهای نسل آینده در تامین نیازهایشان.

هدف توسعه پایدار رفاه ‌کامل برای بشریت است‌.برای تحقق این امر،‌پایداری در سه حیطه ،‌محیطی‌، اقتصادی و اجتماعی ‌مورد کنکاش‌ قرار می گیرد.اما تقسیمات مذکو‌ر با همان کارائی در معماری مطرح نمی باشند!به منظور خواناتر کردن مقوله پایداری در حیطه معماری میتوان آن را در دو زمینه اصلی‌ مورد مطالعه قرار داد نخست پاداری ‌کالبدی که از آن به عنوان‌«‌پایداری اقلیمی‌» یا «‌معماری سبز» یاد می شود زمینه دیگر، پایداری غیرکالبدی یا «‌پایداری اجتماعی‌» می باشد (‌رئیسی‌).

معماری می‌ تواد نقش ارزنده‌ای در یافتن راه حل هائی برای تاثیر متقابل گروهی اجتماعی بر هم ‌ایفا کند! همانطور که ساختارهای‌ اجتماعی ‌بر معماری‌ اثر می‌گذ‌ارد،‌عکس آن ‌نیز می‌تواند اتفاق بیفتد.یک مجتمع زیستی با رویکرد پایداری ‌اجتماعی‌ می تواند به ‌مردم‌ کمک کند تا منافع ‌زندگی پایدار را درک کنند(رئیسی‌‌). طراحی پایدار درحیطه معماری شامل ، سه اصل «‌صرفه جوئی در مصرف ‌انرژی‌»،«‌طراحی بر اساس چرخه حیات‌»‌و «‌طراحی‌ انسانی‌»‌می ‌باشد. در این بین‌، دو اصل‌ اول تکنیکی بوده و با مصالح و روش های ‌ساخت و انرژی‌های تجدید پذ‌یر ارتباط دارند در حالی که اصل سوم بر‌ گرفته از انسان و روش های زندگی اوست‌.وبه «‌پایداری اجتماعی‌» معروف است‌(‌رئیسی‌‌). هدف معماری پایدار،‌ارائه راه حل هایی است که شرایط زیستی مناسب و همزیستی همزمان این سه جنبه را تامین ک‌ند(‌احمدی‌).

در جوامع مدرن70-90% عمر افراد در فضاهای معماری سپری می شود. در این راستا ، معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدید، برای تامین زدگی مطلوب برای انسان بوده اند.بدیهی است که زندگی، تفریح‌، استراحت و کار … فعالیت های می باشند که در فضاهای ‌طراحی شده‌ توسط معماران صورت می گیرد و از آنجا که نقاط ضعف ‌و قوت یک ‌ساختمان بر استفاده کنندگان آن تانیر مستقیم دارد، وظیفه ای‌ بس حساس دراین خصوص بر عهده معماران می باشد(‌حبیبی).

ضروریات‌ اجتماعی‌ ،‌فرهنگی و اقتصادی ‌جامعه‌،حکم‌ می‌کند در پاسخگویی به ‌نیاز های‌ کمی و کیفی ‌معماری امروز ،به در پی چاره ‌جوئیهای حداکثر و دست بالا بلکه درجستجو راه حل هایی مناسب و مقدور باشیم.راه حل هایی که در عین تناسب با سئونام فرهنگی کشور حداقل شرایط لازم برای زیست و روابط اجتماعی مطلوب را در اختیار ساکنین را در اختیار قرار داده و مکانی برای رشد ارزشها و کرامت های والا اسنانی را فراهم می کند.

۱-۲عنوان تحقیق  ۳

۱-۳ مشکلات موجود در سیاست گذاری ،برنامه ریزی و طراحی مسکن  ۳

۱-۴ضرورت توجه به مسایل فرهنگی-اجتماعی در طراحی مسکن  ۵

۱-۵ اهداف بررسی مسایل فرهنگی –اجتماعی در مسکن   ۵

۱-۵- ۱اهداف کلی   ۶

۱-۵- ۲ اهداف جزئی   ۶

۱- ۶ قلمرو تحقیق    ۶

۱-۶-۱ قلمرو مکانی تحقیق ۶

۱-۶-۲قلمرو زمانی تحقیق ۷

۱-۷   سوالات و فرضیات تحقیق   ۷

۱-۸   تعریف واژها، مفاهیم عملیاتی و متغیر ها   ۷

۱-۸- ۱ تعاریف نظری ۷

۱-۸- ۱-۱ توسعه پایدار ۷

۱-۸- ۱-۲ پایداری اجتماعی ۷

۱-۸- ۱-۳  معماری فرهنگ گرا ۸

۱-۸- ۲ تعریف عملیاتی ۸

طراحی منزل مسکونی با رویکرد پایداری اجتماعی1

طراحی منزل مسکونی با رویکرد پایداری اجتماعی1

 

 

فصل دوم: مبانی نظری تحقیق

۲-۱مقدمه ۱۰

محیط به مجموعه عنا صر فیزیکـی‌،‌شرایط ‌اجتماعی  ، اقتصادی و بطور کلی به پدیده ها و رویداهایی اطلاق ‌می گرددکه انسان رادر بر می‌گیردو بدست انسان‌سامان‌ می یابـد؟ ‌اگر افراد به محیط احساس پیو

ند و علاقه نداشته با‌شند و به دلایل جسمانی‌و روانی‌در آن احساس‌آسایش‌و راحتی نمایند ،‌علاقه ای به محیط‌در آنهاشکل‌نخواهد گرفت‌. نیاز به ‌فضائی پاسخده و مطلوب برای کار و زندگی از نیازهای اولیه بشراست‌که در طراحی پیچیده ترین‌آسمانخراش هاو یا متراکم ترین مجتمع‌های زیستی باید پاسخ مناسب داده شود.  محیط مصنوع توسط انسان ساخته و مورد بهره برداری قرار می‌گیرد ودر نهایت  توسط ‌انسان‌حفظ و یا تخر‌یب‌ می‌گردد.در این‌ راستا تاثیر محیط بر رفتار انسانی انکارناپذیر است‌.کارل گوستاو یونگ روشناس‌سوئیسی در مورد سیستم رفتاری‌ می گوید « مردم به همان‌اندازه که محصول محیط اجتماعی هستند،‌ساخته محیط فیزیکی‌نیز به‌ شمار می روند»‌(‌نمازیان، 1380‌ص70).

برای استفاده بهتر از سرمایه ها و منابع محدود، بایستی به همه جوانب و ابعاد طراحی از جمله نیازها و شرایط استفاده‌کنندگان توجه کافی مبذول نمود. نقش معماران بعنوان شکل دهندگان اصلی محیط مصنوع ‌بسیار حائزاهمیت است‌،‌ایجاد فضای‌ باز و انعطاف پذیر،‌با افزایش کنترل‌ساکنین وتعیین حریم ها،‌از فشارهای روانی ناشی از رویاروئی های ناخواسته در محیط به میزان زیادی خواهد کاست‌.تعریف‌مشخص قلمرو های‌فضائی محیط باعث ‌تقویت حس‌تعلق به محیط می‌شود. طراحی محیطی که جوابگوی احتیاجات ونیازهای متعدد انسانی باشد.ساکنین‌را از اعمال تغییرات در محیط‌ بی نیاز می سازد (‌نمازیان، 1380‌ص70).

محیط علاوه ر عناصر کالبدی‌، شامل پیام‌ها،‌معانی‌و رمزهایی است‌که مردم‌بر اساس‌نقش ها، توقات‌،‌انگیزه‌هاو دیگر عوامل آن‌را رمزگشایی‌و درک و در مورد آن‌ به ‌قضاوت می پردازند(‌در صورت قضاوت مثبت ،‌حس مکان در افراد شکل خواهد گرفت. ‌با شکل گیری حس مکان هماهنگی فردو محیط افزایش یافته و باعث بهره‌بر‌داری بهتر از محیط‌، رضایت استفاده کنندگان ودر نهایت احساس تعلق به محیط و تداوم‌حضوردرآن‌می‌شود و درشکل‌گیری حس مکان‌درساکنان موثر می باشد (‌فلاحت‌،‌1385،ص59)‌.

۲-۲ انسان و نیازهای محیطی   ۱۱

۲-۲- ۱ انسان ونیازهای اجتماعی-محیطی ساکنان ۱۱

۲-۲- ۲ انسان و نیازهای زیستی  ۱۲

۲-۳ طراحی سکونت گاه پایدار  ۱۳

۲-۳- ۱ نظریات در رابطه با مفاهیم توسعه پایدار  ۱۴

۲-۳- ۲ راهبرد های  معماری پایدار در مسکن  ۱۵

۲-۳- ۳ رویکرد پایداری اجتماعی در طراحی مسکن  ۱۶

۲-۳- ۴رابطه بین فرهنگ و معماری  ۱۸

۲-۳- ۵ نگرش فرهنگی – اجتماعی به مسکن ۲۰

۲-۳- ۵- ۱  ارتباط ظرف مکانی و فرهنگ  ۲۱

۲-۳- ۵-۲ معماری جهانی –حذف مرزها  و فرهنگ بومی ۲۲

۲-۴ نحو فضای معماری ۲۲

۲-۴- ۱ روش چیدمان فضا  ۲۳

۲-۴- ۲ عناصر تشکیل دهده نحو فضا ۲۳

۲-۵ ارزش های پایدار در معماری مسکونی  ایران  ۲۷

۲-۵- ۱ معماری خانه های سنتی ایران  ۲۷

۲-۶ اصول و مبانی فضای قابل دفاع    ۳۲

۲-۶-۱تاثیر انواع ساختمان بر شکل گیری رفتار ۳۳

۲-۷ هویت و معماری ۳۴

۲-۷- ۱ هویت پایدار در معماری ۳۵

۲-۷- ۲هویت ناپایدار در معماری ۳۶

۲-۸ روانشناسی فضای سبز  ۳۷

۲-۹تبعات کوچک سازی و مجتمع سازی  ۴۰

۲-۹- ۱ تاثیرات کمی کوچک سازی مسکن ۴۱

۲-۹- ۲ مشکلات کیفی کوچک سازی ۴۱

۲-۱۰   مفهوم سکونت  ۴۱

۲-۱۱   مفهوم مکان  ۴۳

۲-۱۱-۱  عوامل موثر در ادراک مکان  ۴۵

۲-۱۱-۱-۱ حواس پنجگانه ۴۶

۲-۱۱-۱-۲ مکان ـ خاطره  ۴۶

۲-۱۲   مفهوم فضا  ۴۹

۲-۱۲- ۱ انگیزه محافظت  ۵۰

۲-۱۲- ۲ انگیزه تطبیق  ۵۱

۲-۱۲-۳انگیزه تفکیک ۵۱

۲-۱۲-۴ انگیزه تنظیم ۵۱

۲-  ۱۳ انواع سکونتگاه های جمعی  ۵۱

۲-۱۴   نظریات در مورد مفهوم محله و بازتاب آن در ایران  ۵۴

۲-۱۴-۱     ترکیب کالبدی واحد های مسکونی  ۵۸

۲-۱۴-۲     مراکز خدمات دهی (مرکز محله)  ۵۹

۲-۱۴-۳     واحد همسایگی   ۶۱

۲-۱۴-۴     چگونگی دسترسی  ۶۰

۲-۱۴-۴-۱  دسترسی پیاده ۶۱

۲-۱۴-۴-۲  دسترسی سواره  ۶۲

۲-۱۵   نتیجه گیری  ۶۳

فصل سوم: روش تحقیق

۳-۱مقدمه

 محیط به مجموعه عناصر فیزیکی شرایط اجتماعی و اقتصادی و بطور کلی،‌به پدیدها و رویدادهای‌ اطلاق‌ می گردد، که انسان را درگرفته ،‌ و بدست‌ انسان سامان‌ می یاد . اگرافراد به محیط احساس پیوند وعلاقه نداشته باشند ویا به دلایل‌ جسمانی و روانی‌،‌در آن‌ احساس‌ آسایش و راحتی نکنند، محیط پاسخده نبوده و افراد علاقه ای بحضور فعال در محیط نخواهند داشت‌.امروزه نقش و اهمیت‌ محیط درشکل‌ گیری‌ و بروز رفتارهای‌ انسانی نیازبه‌ اثبات‌ دارد برای‌ استفاده‌ بهترازسرمایه ها و منابع موجود بایستی به همه جوانب و ابعاد طراحی محیط از جمله نیازها و شرایط استفاده کنندگان توجه نمود.طراحی محیط مسکونی،یک مسولیت فیزیکی نیست.بلکه فرآیندی اجتماعی است.در رویکرد اجتماعی طراح باید خود را با دنیای فرهنگی و معانی استفاده کننده از فضا آشنا است.در رویکرد اجتماعی طراح باید خود را با دنیای فرهنگی و معانی استفاده کننده از فضا آشنا نموده،با بهره گیری از روش های تحقیق در علوم اجتماعی و رفتاری به جامعه مورد نظر وارد شده و با ابزار علمی به سنجش روابط و تحلیل رفتارها بپردازد در رویکرد اجتماعی دانش روانشناسی محیط کمک فراوانی به طراح می کند.تا طبق نظر هانری سانوف از شیوه ” همیاری اجتماعی در طراحی برنامه ریزی”مجمع های مسکونی استفاده نماید(علایی 1380 ص 114)هیچ اثر معماری را نمی توان و نباید بدون توجه به محیط طرح کرده ویا ساخت.زیرا محیط هم بر معماری تاثیر می گذارد و هم از آن تاثیر می پذیرد(مزینی 1371،ص 13)

۳-۲ پایداری اجتماعی از دیدگاه جامعه آماری صاحبنظران و  متخصصان  ۶۵

۳-۳  روش تحقیق ۶۶

۳-۴ روش گرد آوری داده ها از جامعه آماری متخصصان ۶۶

۳- ۵ اعتبار سنجی ابزار اندازه گیری  ۶۶

۳-۶مشخص نمودن عامل های موثر بر پایداری اجتماعی  ۶۶

۳-۷انتخاب اسامی عامل ها    ۷۱

۳-۸ تحلیل داده های آماری جامعه متخصصان و صاحبنظران ۷۲

۳-۹ توضیح عامل ها  از لحاظ معماری ۷۳ 

۳-۹- ۱سر زندگی و پویائی فضای باز و نیمه باز ۷۳

۳-۹- ۲آسایش ۷۴

۳-۹- ۲-۱تاثیر مسکن بر آسایش جسمانی  ۷۴

۳-۹- ۲-۲تاثیر مسکن بر آسایش روانی ۷۵

۳-۹- ۳  مدیریت مبتنی بر تعاملات اجتماعی   ۷۶

۳-۹- ۴- دسترسی پیاده به خدمات عمومی  ۷۷

۳-۹- ۵ رعایت حریم سازی فیزیکی و بصری ۷۸

۳-۹- ۶ تشخص ورودی  ۷۹

۳-۹- ۷بهداشت و آرامش محیط  ۸۰

۳-۹- ۸عرصه بندی و کیفیت فضائی  ۸۱

۳-۱۰بررسی تطبیقی دیدگاه جامعه آماری ساکنان با متخصصان  ۸۲

۳-۱۱فرآیند تحقیق ۸۳

۳-۱۲ جامعه آماری وروش گردآوری دادها و اطلاعات در جامعه آماری ساکنان   ۸۳

۳-۱۳اعتبار سنجی ابزار اندازه گیری جامعه ساکنان  ۸۳

۳-۱۴مشخص نمودن عامل ها  ۸۳

۳-۱۵ انتخاب اسامی برای عامل ها  ۸۷

۳-۱۶ تحلیل داده های آماری جامعه ساکنان مجتمع ها به تفکیک  ۸۷

۳-۱۷  بررسی تطبیقی دیدگاه ساکنان با هرم نیازهای مازلو  ۹۴

۳-۱۸ ارائه مدل پایداری اجتماعی بر اساس نظرات جامعه آماری متخصصان  ۹۵

۳-۱۸-۱ انتخاب متغیر ها  ۹۵

۳-۱۸-۲ مشخص نمودن متغیر ها ۹۵

۳-۱۸-۳ ارائه مدل نظری ۹۷

۳-۱۸-۴ فرآیند اصلاح مدل نظری  ۹۷

۳-۱۸-۵ توصیف مدل   ۱۰۲

۳-۱۹نتیجه گیری   ۱۰۳

طراحی منزل مسکونی با رویکرد پایداری اجتماعی3

طراحی منزل مسکونی با رویکرد پایداری اجتماعی3

فصل چهارم : استانداردها و ضوابط طراحی معماری

۴-۱ مقدمه   ۱۰۶

در این فصل استانداردها و عوامل موثر بر طراحی مسکن مورد مطالعه  قرار خواهد گرفت.بخش اول مربوط قرار گرفت.بخش اول مربوط به عوامل بر طراحی سایت و بخش دوم استانداردهای مربوط به فضا های داخلی،تجهیزات و… می باشد.

۴-۲عوامل موثر در طراحی سایت  ۱۰۵

۴-۲- ۱تاثیرعوامل اقلیمی درطراحی سایت    ۱۰۶

۴-۲- ۱-۱قرار گیری نسبت به خورشید   ۱۰۶

۴-۲- ۱-۲تاثیر باد در طراحی سایت   ۱۰۸

۴-۳مطالعات اقلیمی در خرده اقلیم اردبیل    ۱۱۱

۴-۳- ۱ دما  ۱۱۱

۴-۳- ۲رطوبت و بارش   ۱۱۲

۴-۳- ۳بادها ی محلی  ۱۱۲

۴-۳- ۴ استفاده از حرارت خورشید ۱۱۳

۴-۳- ۵ جهت استقرار بهینه در سایت   ۱۱۳

۴-۳-  ۶توصیه های لازم برای معماری همساز با اقلیم در شهر اردبیل ۱۱۴

۴-۳- ۷ راهکار های جلوگیری ازاتلاف حرارت در شهر اردبیل    ۱۱۵

۴-۳-  ۸ نتیجه گیری کلی دررابطه با  طراحی همساز  با اقلیم   ۱۱۶

۴-۴ مطالعات طراحی فضاهای داخلی۱۱۶

۴-۴- ۱تحلیل فضاهای مورد نیاز در واحد مسکونی  ۱۱۶

۴-۴- ۲ابعاد فضاهای خانه و تأثیر مبلمان در معماری داخلی  ۱۱۸

۴-۴- ۲-۱ابعاد پذیرائی و نشیمن  ۱۱۸

۴-۴- ۲-۲آشپزخانه   ۱۱۸

۴-۴- ۲-۳  فضای خواب ۱۲۰

۴-۴- ۲-۴  سرویسهای بهداشتی  ۱۲۲

۴-۴- ۲-۵  پارکینگ  ۱۲۳

۴-۵ مطالعات طراحی تجهیزات  ۱۲۳

۴-۵- ۱آسانسور ۱۲۳

۴-۵- ۱ -۱محاسبه تعداد و ظرفیت آسانسورها   ۱۲۴

۴-۵- ۲- انتخاب سازه و  سیستمهای ساختمانی  ۱۲۵

۴-۵- ۳- ایمنی در برابر حریق ۱۲۶

۴-۵- ۳-۱ مکانیزم حرکت دود در ساختمان ۱۲۶

۴-۵- ۳-۲کنترل دود از طریق تنظیم فشار هوا در داخل ساختمان  ۱۲۷

۴-۵- ۳-۳انواع سیستم اعلان حریق در ساختمان مسکونی  ۱۲۸

۴-۶  بررسی های نمونه موردی مجتمع های مسکونی  ۱۲۸

۱-۶-۴  مجتمع مسکونی Housing Type PYا ۱۳۲

۴-۶-۲ مجتمع مسکونی  Kint ا۱۳۰

 ۳-۶-۴مجتمع مسکونی Bodergraf serraatwegا  ۱۳۲

 ۴ -۶-۴مجموعه Social housing hollainhofا  ۱۳۴

۴-۶-۵ مجموعه مسکونی زیتون اصفهان ۱۳۶

۴-۶-۶ مجتمع مسکونی آذران تبریز ۱۳۷

۴-۶-۷ مجتمع پرند ۱۳۹

 

 

فصل پنجم : ارائه طرح نهائی مبتنی بر مطالعات تحقیق

۵-۱مقدمه  ۱۴۲

وقتی از رویکرد پایداری اجتماعی در طراحی مجتمع مسکونی صحبت می کنیم.هدف طراحی مجتمع های زیستی می باشد که ضمن پاسخگوئی به نیازهای متنوع ساکنان،در فراهم نمودن زندگی با کیفیت بالا توام با آسایش و آرامش مشترک می باشند که در یک مکان خاص زندگی می کنند.که می بایست قادر باشند به سطح بالائی از سلامت،رفاه و امنیت و… دست یابند.بگونه ای همزمان با آن ارتباطات و مناسبات اجتماعی ساکنان افزایش یابد.

۵-۲محل سایت پیشنهادی  ۱۴۲

۵-   ۳تحلیل سایت ۱۴۴

۵-۴   عوامل موثر در طراحی سایت  ۱۴۵

۵-۴- ۱جهت شریان  ۱۴۵

۵-۴- ۲ طراحی بر اساس شعاع دسترسی   ۱۴۷

۵-۴- ۳ طراحی تعداد بلوک ها  و تعداد واحد مجتمع ها ۱۴۷

۵-۵   عوامل موثر در طراحی مجتمع زیستی  ۱۴۸

۵-۵- ۱تاثیر عامل اقلیم در طراحی مجتمع مسکونی  ۱۴۹

۵-۵- ۱-۱انتخاب جهت بهینه اقلیمی نسبت به دریافت نور و باد  ۱۵۰

۵-۵- ۱-۲عدم ایجاد سایه ساختمان ها بر روی هم ۱۵۰

۵-۵- ۱-۳ استفاده از باد در تنظیم شرایط محیطی  ۱۵۱

۵-۶   تاثیر مولفه های اقتصادی در طراحی مسکن ۱۵۲

۵-۷   تاثیر مولفه های اجتماعی مستخرج از مطالعات در طراحی مجتمع مسکونی ۱۵۳

۵-۷- ۱تاثیر عامل سرزندگی و پویائی فضای باز و نیمه باز در طراحی مجتمع مسکونی ۱۵۴

۵-۷- ۱-۱ فضای سبز مطلوب  ۱۵۵

۵-۷- ۱-۲ وجود فضا های بازی – گذران اوقات فراغت و تفریح ساکنان  ۱۵۷

۵-۷- ۲ تاثیر مولفه اجتماعی آسایش در طراحی مجتمع مسکونی ۱۶۱

۵-۷- ۲-۱ تامین محدوده آسایش  ۱۶۲

۵-۷- ۲-۲  انعطاف پذیری  ۱۶۳

۵-۷- ۲-۳ تاثیر عامل مساحت  واحد ها و ابعاد فضاها  در آسایش ساکنان  ۱۶۴

۵-۷- ۳ تشخص ورودی ۱۶۵

۵-۷- ۴ تاثیر عامل مدیریت مبتنی بر تعاملات انسانی   ۱۶۷

۵-۷- ۵ تاثیر مولفه رعایت حریم سازی فیزیکی وبصری ۱۶۸

۵-۷- ۶ تاثیر مولفه به دسترسی به خدمات عمومی  ۱۷۱

۵-۷- ۷ تاثیر مولفه اجتماعی بهداشت و آرامش محیطی  ۱۷۱

۵-۷- ۷-۱ عایق کاری  حرارتی و  صوتی ساختمان  ۱۷۲

۵-۷- ۷-۲ استفاده از پنجره دوجداره ۱۷۳

۵-۷- ۸ تاثیر مولفه اجتماعی عرصه بندی و کیفیت فضائی ۱۷۳

۵-۸ نقشه مجتمع ها به تفکیک ۱۷۶

۵-۹ مشخصات فیزیکی طرح پیشنهادی ۱۹۶

۵-۱۰نتیجه گیری  ۱۹۷

نحوه‌ قرار گیری بلوک‌ ها و تودههای ساختمانی براساس انتظام فضایی‌ بود که از طریق طریق یک خیابان اصلی و نیمه عمومی‌ که فقط برای‌ ساکنان شهرک قابل استفاده میباشد نشأت گرفته است، سعیشده است با الهام از محلات‌ گذشته ایرانی ،یک مرکز محلهکه با دسترسی پیاده محور طراح گردید،که شامل دو ورودی اصلی می باشد. مرکز محله شامل چند مغاره‌ کوچک،کودکستان یک سوپر مارکت را شامل می شود. از لحاظ تقسیم بندی شهری، با یک بلوک نیمه بسته شهری طرف‌ هستیم که 2 نقطه مشخص‌ برای نفوذ درسایت درآن تعبیه شده ‌است.نظام کلی چینش واحدها به  شکلی است‌ که توجه به محور اصلی دسترسی در آن تاکید شده است. برای همین مقصود یک سری فضاهای عمومی برایایجاد ارتباط مسیراصلی‌ تدارک دیده شده که‌ بهانه هایی هستند برای باهم بودن مانند: مرکز محله و پارک مقابل آن‌ که بخاطر پتانسیل قوی‌ که درجذب افرادازگروههای مختلف سنی می تواند داشته باشد آنرا یا مرکز ارتباطات اجتماعینامگذاری کردیم. به دلیل اهمیت فضای باز و بحث بازی پذیری، این فضا ها در مرکز محله و در مقابل مراکزخرید قرار گرفت. مرکز محله بنحوی طراحیشده است‌ که بحث نظارت مستقیم ساکنان بوده و امکان ورود افراد غریبه کنترل شده است. فضا های بازی مطابق سن  استفاده کنندگان و مطابق نیاز های ساکنان در بخش های مخصوص کودکان ،مخصوص جوان ها و مخصوص میانسالان و کهن سالان طراحی شده است.فعالیت ها و روابط اجتماعی با کیفیت و بالاخص، روابط چهره به چهره بعنوان هدف طراحی میباشد. تجلی زندگی پایدار با رویکرد اجتماعی در یک واحد همسایگی درون یک بلوک ساختمانی بود که این کار با استقلال‌ کامل هر بلوک از بلوک مجاورخلق شد، درعین‌ حال از طریق‌ سلسله مراتبی که درنما وتغییر ارتفاع‌ سطوح و تفکیک احجام‌ پیش‌ بینی شده فرد ساکن میتواند خودرا از فضای عمومی و اجتماعی درون حیاط اصلی به فضای نیمه عمومی حیاط واحد همسایگی برساند. در کنار آن یک‌ فضای ورزشی‌ طراحی شده‌ که آن هم پتاسیل‌ قوی برای‌ ادامه هرچه بیشتر این ارتباطات دارد کما اینکه به خاطر نقش عملکردی خودش باعث سرویس‌ دهی مناسب به همه متقاضیان‌ درون مجتمع گشته و باعث بهبود سلامت و فیزیکی ،ذهنی و روحی‌ افراد میشود. البته مسیرهای‌ خاصی برای ورزش های جمعی‌ و مسیر مناسبی برای دوچرخه سواری و  پیاده روی در سایت پیش بینی‌ شده است. فضای بازی‌ کودکان‌ در دو سطح برای کودکان زیر 10سال و بالای 10 سال تفکیک شده اسـت. براینوجوانها وجوانترها درفضایعمومی دو زمین بازی سه گانه رو باز درنظر گرفته شده است .در قسمت میانی سایت یک فضایمسقف برای ایستگاه تندرستی در نظر گرفته شده است. فضای سبزو مسیرهای‌ دسترسی و محل‌ بازی کودکان همه در جهت ایجاد تنوع‌ در فضاهای عمومی برای گروه های مختلف سنی و اجتماعی طراحیشده است. با توجه به عامل اول تحت عنوان سر زندگی و پویائی فضای باز ونیمهباز،فضا هایسبز نقش حساسی دراین مورد بر عهده دارد. با توجه به استاندارد طراحی در اردبیل ،باید درشهرک هایمسکونی بـه ازای هر فرد حدودا 5 متر فضای باز و برای هر واحد 20 مترمربع‌ فضای‌ باز در نظر گرفته شود که طرح از این لحاظ به میزان زیادی حدودا 20% از حد استاندارد نیز بالا می باشد. با توج

فصل های پایان نامه

 

در نگارش پایان نامه ، رساله و هر پروژه پژوهشی، علاوه بر تسلط نسبی بر نحوه نگارش متنی روان به فارسی، لازم است ملاحظاتی ویژه جهت نگارش را فرا گرفت تا بتوان به خوبی از عهده آن برآمد.بر اساس مقررات و دستورالعمل های مراکز دانشگاهی و پژوهشی مختلف، فصول و محتوای رساله و پایان نامه ها تا حدی متفاوت است .در این بخش یک قالب کلی برای این موضوع ارائه شده است.
در پی نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری،دانشجو ملزم به دفاع از پژوهش نامه خود می باشد. این بخش به منظور ارائه آگاهی های لازم از این دو مقوله به دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی، نگاشته شده است.

الف)نگارش پایان نامه یا رساله

آخرین مرحله کار دانشجوی تحصیلات تکمیلی، تکمیل پژوهش نامه ای است که برای دوره کارشناسی ارشد اصطلاحا «پایان نامه» و برای دوره دکتری (Ph.D) «رساله » نامیده می شود.
عمدتا مراحل انجام وارکان پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری، مشابه است ولی دارای تفاوتهایی به شرح زیر نیز می باشند:
1 در دوره کارشناسی ارشد، هدف از تدوین پایان نامه آن است که فارغ التحصیل این دوره با انجام پژوهش علی آشنا شود. حال آنکه از فردی که رساله دکتری (Ph.D) می نویسد انتظار می رود که در انجام پژوهش علمی تسلط کافی بیابد و بتواند پس از فراغت از تحصیل مستقلا در انجام پژوهش توانمند باشد.
2 رساله دکتری از دامنه گسترده تر، ژرف نگری بیشتر، فرضیات قویتر و تحلیل عالمانه تری برخوردار است. فرض بر آن است که داوطلب دوره دکتری Ph.D به لحاظ کمی و کیفی آگاهی و تسلط بیشتری بر مفاهیم زمینه علمی مربوط دارد و با صرف وقت بیشتر در پژوهش خود به منظور تدوین رساله، کار ارزنده ای ارائه دهد.
3 از نویسنده رساله دکتری انتظار می رود که حداقل یگ گام ملموس و منحصربفرد در زمینه علمی پژوهش خویش بردارد. بنابراین، خلاقیت و نوع آوری بیشتری در رساله مورد انتظار است.
قبل از نگارش رساله خود به نکات زیر توجه نمایید:
1. پیوسته آرامش خود را حفظ کنید.
2. اگر احساس بی نظمی می کنید، سعی کنید محیط کار خود را مرتب نمایید.
3. از اینکه ممکن است کار شما درست نباشد، ترس بخود راه ندهید.
4. فرض کنید که نامطلوب ترین رساله را ارائه می دهید.
5. به خاطر داشته باشید که مادام که نگران کیفیت کارتان باشید، رساله شما کار جالبی نخواهد شد.
6. از منتطق پیروی کنید.
7. از افرادی که در رشته خودتان خیلی فعال هستند، رهنمود بگیرید.
8. از کار افرادی که در رشته شما خوب کار نمی کنند، تقلید نکنید.
9. رساله خود را به صورت single space بنویسید.
10. برای فصول مختلف رساله خود، پوشه هایی تهیه نمایید و هر فصل را در یک پوشه جداگانه بگذارید.
11. هنگامی که احساس خستگی مفرط می کنید، کار را متوقف کنید.
12. کار خود را با نگارش آن بخش که بیشتر درباره آن می دانید، آغاز کنید.
13. پروپوزال خود را بر اساس نظمی سیستماتیک تدوین نمایید.
14. نام ها و جاهای واقعی در پیش نویس های اولیه رساله وارد کنید.
15. هر یک از پیش نویس ها را روی کاغذ کاغذ رنگی متفاوتی بنویسید.
16. جداول و نمودارهای اولیه را به صورت دست نویس آماده سازید.
17. مطالب را به صورت ساده و به دور از هر گونه پیچیدگی و ابهام بنویسید.
18. سایر رساله های مربوط را، قبل از آغاز به نوشتن رساله خویش مرور کنید.
19. جداول را در متن رساله معرفی نموده و ارائه دهید و پس از ارائه هر جدول، مطالبی درباره آن بنویسید.
20. هرجا که لازم شد کلمات مشابه و موازی بکار برید.
21. تدوین فهرست مندرجات به شما کمک می کند تا مطالب را به صورت صحیح و مناسب ارائه دهید.
22. نتایج و نقطه نظرات واقعی خود را ارائه دهید.
23. پیشنهاد برای پژوهش های آتی خود را به صورت منتطقی و معقول با پژوهش خویش ارائه دهید.
24. فصل اول رساله باید در آخر کار مورد بازبینی قرار گیرد و اصلاحاتی در نوشته ها صورت پذیرد.
25. فراموش نکنید که نگارش پایان نامه یا رساله برای شما پدیده ای نو محسوب می شود و در حکم پروژه ای است بزرگ که باید به تنهایی به انجام رسانید، گرچه اعضای کمیته رساله یا پایان نامه شما را یاری خواهد نمود.
26. توجه داشته باشید پس از به تصویب رسانده پیشنهاد پژوهش خود، نمیتوانید به راحتی و پیوسته آن را تغییر دهید.
بنابراین از آنجا که هنگام تدوین پیشنهاد پژوهش وقت کافی صرف کرده اید و اگاهانه هدف و راه تدوین پژوهش خویش را مشخص کرده اید، لازم است در برخورد با هر مشکل از میدان به در نروید و تلاش کنید تا مشکلات حل شود و کار را ادامه دهید.
27. در این مرحله از تحصیل، باید بیش از پیش احساس استقلال نمایید و قبول مسئولیت کنید و کمتر به استاد راهنمای خود وابسته شوید.
28. با استاد راهنای خود در تماس باشید و پیوسته گزارش روند کار خویش را ارائه دهید و اصلاحات پیشنهادی او را لحاظ نمایید.
29. پس از کسب نقطه نظرهای اصلاحی و رهنمودهای استاد راهنما، محتوای آن فصل یا فصول را در اختیار اساتید مشاور قرار دهید و از نقطه نظرهای آنها آگاه شوید.
30. فراموش نکنید که مسئولیت نهایی با استاد راهنماست و هر گونه پیشنهاد یا نقطه نظری از جانب هر کدام از اعضای کمیته رساله، باید مورد تایید استاد راهنما قرار گیرد.
ممکن است گاهی اوقات، مقررات و دستورالعمل های گروه، دانشکده و تحصیلات تکمیلی دانشگاه بیش از حد بوروکراتیک بوده و غیرقابل تحمل باشد. در چنین حالتی، لازم است به نکات زیر توجه نمایید:
1. سعی کنید هرچه زودتر از مقررات و دستورالعمل های مربوط به تدوین پایان نامه یا رساله آگاهی یابید و راهنمای مربوط را مطالعه نمایید تا اطمینان یابید که راهی درست و منطبق با آن مقررات و دستورالعمل ها، انتخاب نموده اید .
2. یک جدول زمانی یا تقویمی برای خود تهیه نمایید تا موعد انجام هر مرحله کار را به درستی به خاطر داشته باشید و وضعی پیش نیاید که زمان تعیین شده بگذرد و از انجام کاری غافل مانده باشید.
3. تمامی سوابق کار را به خوبی نگهدارید.
4. چنانچه روی عناوین مربوط به انسان کار می کنید، دقت کنید که دستورالعمل ها و ملاحظات اخلاقی را رعایت نمایید.
5. دقت نمایید که ملاحظات مربوط به شیوه نگارش، فونت مورد استفاده، رعایت فاصله ها و حاشیه ها و نحوه استقرار جداول و نمودارها به درستی انجام پذیرد.

ب)محتوای هر یک از فصول پایان نامه و رساله

فصل دومادبیات پژوهش

فصل اول معرفی پژوهش

صفحات آغازین

فصل پنجم تحلیل یافته ها،

بحث و نتیجه گیری

فصل چهارم یافته های پژوهش

فصل سوم مراحل انجام پژوهش

پیوست ها
منابع و مآخذ

فصل ششم خلاصه پژوهش

در هر پایان نامه و رساله گزارش نهایی واجزا و محتوای آن تابع دستورالعملی خواهد بود که دانشگاه یا موسسه مربوط آن را به پژوهشگر ابلاغ می نماید. با این حال یک سری اصول کلی در این میان وجود دارد که رعایت آن بسیار راه گشا خواهد بود. شروع گزارش با مفاد روی جلد خواهد بود که در آن معمولا آرم دانشگاه ، نام دانشکده ، اسامی اساتید راهنما، مشاور و پژوهشگر درج می شود . اولین صفحه بعد از جلد، صفحه عنوان است. این صفحه دقیقا از محتوای جلد تبعیت می نماید . صفحه بعدی بسم ال… است. صفحاتی دیگر معمولا در این بخش مطرح می شود، از قبیل سپاسگزاری، تقدیم و …

پ) چکیده

بعد از تکمیل فهرست مطالب، فهرست جداول و نمودار، نوبت به تدوین چکیده می رسد. چکیده اولین بخش از یک کار پژوهشی است که مورد استفاده سایر پژوهشگران قرار می گیرد. با توجه به این که در وب سایت ها و بانک های اطلاعاتی، تنها مطالب چکیده مورد استفاده قرار می گیرد، باید در تهیه آن بسیار دقت شود.

1) ویژگی های یک چکیده خوب:

  • چکیده زمانی خوب تدوین شده است که کاملا یکدست، مربوط و دقیق باشد.
  • مسایل مقدماتی یا زمینه، اهداف، مواد و روش ها، یافته ها، نتایج و توصیه ها به طور منطقی تدوین شده باشند.
  • پیوندهای منطقی بین قسمت های مختلف آن وجود داشته باشد.
  • اطلاعات اضافه تر از متن اصلی نداشته، بلکه خلاصه ای از نوشته اصلی و منحصراً بازتابی از اطلاعات نوشته اصلی باشد.
  • قابل فهم باشد.
  • بیشتر با افعال گذشته یا مجهول نگاشته شده باشد.

2) گام های لازم برای نگارش چکیده مطلوب

چکیده در حقیقت یک پایان نامه یا رساله مختصر است. لازم است ابتدا گزارش پژوهش خاتمه یابد و سپس برای نگارش چکیده اقدام شود. برخی از پژوهشگران تصویر می نمایند که با حذف بخش های اضافه از پژوهش اصلی، می توانند به چکیده پژوهش خود دست یابند. در حالی که این عمل بسیار دشوار خواهد بود. چکیده باید به صورت مستقل و از ابتدا به نگارش درآمده و در حذف مطالب اضافه، باید نهایت استفاده را نمود. نکاتی که در این کار باید رعایت شود، به شرح زیر است:

از زمان گذشته افعال یا فعل مجهول در چکیده استفاده کنید.

جملات را به صورت کوتاه بنویسید.

جملات را به طور کامل بنویسید.

به زبان ساده و قابل فهم بنویسید.

به جای نام های محلی، از اسم های علمی استفاده کنید.

با همان زبان وتأکیدی که در متن اصلی مطالب ارایه شده است، چکیده را تدوین کنید.

توانمندی خود را در خلاصه کرئن مطالب نشان دهید و از کپی کردن عینی جملات پژوهش اصلی خودداری نمایید.

از علائم اختصاری استاندارد استفاده نمایید.

دقیق باشید و از نگاشتن نکات مبهم خودداری نمایید.

ساختار نوشته خود را تنظیم نموده و نقاط ضعف آن را برطرف سازید.

از ارایه اطلاعات غیرضروری خودداری نمایید.

اشتباهات نگارشی را رفع نموده و علایم نگارشی را اصلاح کنید.

نسخه نهایی گزارش خود را قبل از ارایه، حتما یکبار دیگر مطالعه نمایید.

ت) محتوای هر یک از فصول پایان نامه و رساله

با وجود آن که محتوای پایان نامه و رساله قدری با هم تفاوت دارند، ولی شباهت های آنها کم نیست. بر این اساس در این بخش، تلاش می شود، ساختار کلی فصول و محتوای آن تشریح شود.

  1. محتوای فصل اول پایان نامه:

بعد از چکیده، فصول اصلی شروع می شوند که صفحه اول آن با شماره گذاری 1 خواهد بود، ولی بر روی آن نوشته نمی شود. این فصل به معرفی پژوهش می پردازد. حداقل محورهایی که لازم است مطرح شود به شرح زیر است:

  • مقدمه (حدود یک پاراگراف)
  • بیان مساله پژوهش
  • اهمیت انجام پژوهش و وجه تمایزپژوهش با سایر پژوهش ها (توجیه لزوم انجام پژوهش)
  • اهداف پژوهش (آرمانی، اصلی و ویژه)
  • فرضیه ها یا سوالات پژوهش
  • دامنه پژوهش
  • امکانات و محدودیت های پژوهش
  • تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم و متغیرها

بخش هایی از اطلاعاتی را که در فرم پیشنهاد پژوهش وجود دارد، مطابق با محورهای فوق بوده و مناسب برای فصل اول است، انتخاب و در جای خود درج کنید. فراموش نکنید که برخلاف پیشنهاد پژوهش که زمان افعال آینده اند، هنگام تدوین پایان نامه و رساله، زمان ها باید به صورت گذشته بیان شوند. در صورتی که در مرحله پیشنهاد پژوهش، محتوا، بخوبی تدوین شده باشد، معمولا در نگارش فصول اولیه مشکل جدی وجود نخواهد داشت. فقط مطالب جدیدی را که پس از تصویب پیشنهاد پژوهش یافته اید، باید به این بخش اضافه شود. نحوه تنظیم مطالب در پایان نامه و رساله بسیار حائز اهمیت است. گاهی ملاحظه می شود که پژوهشگر مطالب مختلف را بدون تناسب و دلیل در کنار هم قرار می دهد. به عبارت دیگر، توالی منطقی مطالب رعایت نمی شود. بر این اساس، لازم است در سازماندهی مطالب و تیترهای اصلی و فرعی و پیکره اصلی متن دقت به عمل آید. کدگذاری عددی مطالب و استفاده از حروف الفبا دو شیوه غالب در مطرح ساختن مطالب گزارشات است. به عنوان مثال، در شیوه کدگذاری عددی، کد اصلی با شماره فصل شروع شده، تیترهای اصلی دارای شماره های بعدی بوده و به همبن ترتیب، می تواند زیر تیترهای فرعی شکل بگیرد.

فهرست

نمودار نمونه ای از شیوه ی کدگذاری تیترها در پایان نامه و رساله

2.محتوای فصل دوم پایان نامه

برای فصل دوم، با عنوان «سابقه تاریخی/ مبانی نظری/ ادبیات پژوهش» نیاز به صرف وقت زیاد و کار بیشتری دارید. آنچه که قبلا برای پیشنهاد پژوهش خود تهیه نموده اید، پایه کار است، ولی باید در حد گسترده ای توسعه یابد.

در برخی از پژوهش ها و به ویژه پایان نامه ها و رساله ها، فصل دوم می تواند هر دو بخش سابقه تاریخی و مبانی نظری با عناوین جداگانه درج شود. گاه ممکن است بنا به ضرورت و یا عدم دسترسی به منابع مربوط، یکی از این بخش ها را حذف نمایید. اما بخش سوم، یعنی ارایه مرور بر پژوهش های مربوط، در تمام پایان نامه ها، رساله ها و پروژه های پژوهشی الزامی است.

در بخش سابقه تاریخی، باید در مورد گذشته دور و نزدیک پدیده عنوان یا پدیده های موجود در عنوان تا قبل از زمان پژوهش خویش و براساس دوره های زمانی (از گذشته تا به حال) به ارایه سابقه امر بپردازد. بی تردید، می دانید که ارایه مطالب باید همراه با استناد باشد تا مشخص گردد که این مطالب را از کجا گرفته اید.

در بخش چارچوب نظری، به منظور روشنگری مفاهیم نظری و هویت مفاهیم، با برشمردن ویژگی ها و ابعاد آن، اقدام به ارایه این بخش می نمایید. بدین نحو که مفاهیم اصلی و بنیادی مربوط به پژوهش خود را مشخص نموده و با بهره گیری از آثار و نوشته های اندیشمندان و نویسندگان مختلف و حتما با استناد و با رعایت نظمی معقول، به توصیف و تشریح این مفاهیم در چارچوبی علمی می پردازید.

توجه داشته باشید که چارچوب نظری به طوری که از نام آن پیداست، با مفاهیمی که به نوعی با هم ارتباط مشترک دارند، اطلاق می شود.

فصل دوم با موضوع “مرور پژوهش های مربوط در داخل و خارج از کشور” خاتمه می یابد. دراین قسمت باید براساس اصولی که در بخش اول کتاب تشریح شد، مرور پژوهش ها را به انجام رسانید و به تفکیک درج نمایید. ابتدا پژوهش های داخل کشور و در ادامه پژوهش های خارج کشور را مطرح نمایید. دقت نمایید که مطالب براساس تاریخ انتشار و از جدید به قدیم تنظیم شوند. به عبارت دیگر، اولین پژوهش مطرح شده در هر دو قسمت داخل و خارج کشور، جدیدترین پژوهش خواهد بود.

به طور خلاصه فصل دوم با عنوان پیشینه یا ادبیات پژوهش شامل موارد زیر خواهد بود:

  • مقدمه (حدود یک پاراگراف)
  • بررسی متون، نظریه ها و تاریخچه
  • بررسی پژوهش های انجام شده در ایران
  • بررسی پژوهش های انجام شده در سایر کشورهای جهان

3. محتوای فصل سوم پایان نامه

فصل سوم را با عنوان «مراحل انجام پژوهش» با مقدمه ای شروع و با تشریح روش پژوهش ادامه می دهید و سپس به ترتیبعناوین فرعی زیر را با محتوای مربوط ارایه می دهید.جامعه پژوهش، نمونه پژوهش، نوع پژوهش، ابزار اندازه گیری پژوهش، متغیرها، شیوه های معتبرسازی ابزار پژوهش (روایی و پایایی)، شیوه گردآوری داده ها، روش تحلیل یافته های پژوهش و ملاحظات اخلاقی اهم عناوینی است که باید به آنها بپردازید.

به طوری که ملاحظه می کنید، فصل سوم، فصلی کوتاه و درعین حالبسیار مهم است، زیرا روند واقعی پژوهش و ابعاد و راهکارهای آن را نشان می دهد. بنابراین، انتظار دارد که بادقت و وسواس لازم و براساس آنچه که در فصول قبل به آن اشاره شد، به تدوین این فصل بپردازید. پایه اصلی نگارش این فصل، متن پیشنهاد پژوهش شما را تشکیل می دهد و لازم است که به نحو شایسته ای به توسعه و تکمیل آن و تبدیل آن به فصل سوم اهتمام ورزید. با توجه به این که این قسمت عمدتا از پیشنهاد طرح و پژوهش گرفته می شود، مجددا تاکید می گردد که زمان ها باید به صورت گذشته مطرح شوند.

به طور خلاصه فصل سوم با عنوان روش پژوهش شامل موارد زیر است:

  • مقدمه (حداکثر یک پاراگراف)
  • جامعه پژوهش
  • نمونه پژوهش (حجم نمونه، روش اندازه گیری، معیارهای اتخاب نمونه)
  • نوع پژوهش
  • ابزار پژوهش
  • تعیین روایی و پایایی ابزار پژوهش
  • ابزار و روش گردآوری داده ها
  • مکان و زمان انجام پژوهش
  • روش تحلیل داده ها
  • ملاحظات اخلاقی

4. محتوای فصل چهارم پایان نامه

در فصل مربوط به پیشنهاد پژوهش در این کتاب، خاطرنشان گردید که براساس نوع پژوهش و همچنین متغیرهای موجود در عنوان، تعداد فصول چهارم تا ماقبل آخر یک رساله تعیین می شود. به عنوان مثال، برای پژوهش های توصیفی، فصل چهارم می تواند تحت عنوان «یافته های پژوهش» تدوین شود. ولی اگر پژوهش به صورت توصیفی_تطبیقی بود، فصل چهارم می تواند با عنوان «مطالعه تطبیقی» و فصل پنجم با عنوان «یافته های پژوهش» ارایه شود. اما در یک پژوهش تاریخی، تعداد فصول می تواند به نسبت متغیرها و پارامترهای اصلی پژوهش، افزایش یابد. ارایه یک مثال در این مورد ضروری به نظر می رسد. اگر عنوان رساله موضوع زیر باشد:

توسعه آموزش عالی در ایران، 1979 1967: درآمدهای نفتی و نفوذ آمریکا

دراین صورت فصول رساله به شرح زیر خواهد بود:

فصل اول_ معرفی پژوهشی

فصل دوم_ سابقه تاریخی، چارچوب نظری، مرور بر پژوهش های مربوط

فصل سوم_ ارکان و مراحل پژوهشی

فصل چهارم_ توسعه آموزش عالی

فصل پنجم_ درآمدهای نفتی

فصل ششم_ توسعه آموزش عالی و درآمدهای نفتی

فصل هفتم_ توسعه آموزش عالی و نفوذ آمریکا

فصل هشتم_ توسعه آموزش عالی، درآمدهای نفتی و نفوذ آمریکا

فصل نهم_ تحلیل یافته ها، بحث و نتیجه گیری

فصل دهم_ خلاصه پژوهش

به طور خلاصه، فصل چهارم، با عنوان یافته های پژوهش شامل موارد زیر است:

  • مقدمه (توضیح داده شود که در این قسمت چند جدول و نمودار ارایه شده است)
  • جداول و نمودارها (هر جدول یا نمودار در متن باید توضیح داده شود)
  • این فصل باید اهداف، فرضیه، سئوالات پژوهش را پوشش دهد.

5. محتوای فصل پنجم پایان نامه:

فصل ماقبل آخر، حسب آنچه که در این فصل کتاب شرح داده شد، می تواند با عنوان «تحلیل یافته ها، بحث و نتیجه گیری و ارایه الگو» باشد. در این صورت، این فصل دارای سه بخش مجزا می باشد. توجه داشته باشید که در این فصل استنادی درکار نیست. آنچه ارایه می دهید، صرفا برگرفته از یافته های شما طی این پژوهش است. به طور اجمال،فصل پنجم با هدف بحث و نتیجه گیری تدوین می شود. این قسمت در برگیرنده محورهای زیر خواهد بود که در ادامه بیشتر شرح داده خواهد شد:

  • مقدمه
  • تحلیل یافته های پژوهش (در ارتباط با اهداف، فرضیه ها، سئوالات پژوهش)
  • بحث و تفسیر نتایج
  • استفاده از پژوهش های دیگران برای رد یا حمایت نتایج بدست آمده
  • تاکید بر جنبه های تازه و مهم پژوهش
  • پیشنهادات پژوهشگر در ارتباط با نتایج حاصل از پژوهش
  • پیشنهادات پژوهشگر برای پژوهش های بعدی

6. تحلیل یافته ها

تحلیل داده ها فرایندی چند مرحله ای است که طی آن داده هایی که از طریق به کارگیریابزارهای گردآوری در نمونه (جامعه) آماری فراهم آمده اند، خلاصه، کدبندی و دسته بندی و در نهایت پردازش می شوند تا زمینه برقراری انواع تحلیل ها و ارتباط ها بین این داده ها به منظور آزمون فرضیه ها فراهم آید. در این فرایند، داده ها، هم از لحاظ مفهومی و هم از جنبه تجربی پالایش می شوند و تکنیک های آماری گوناگون نقش به سزایی در استنتاج ها و تعمیم ها به عهده دارند (خاکی، 306 305).

پژوهشگر برای پاسخگویی به مساله تدوین شده و یا تصمیم گیری در رد یا تائید فرضیه خود می تواند از روش های مختلف تحلیل استفاده نماید. این روش ها به سه طبقه زیر تقسیم می شوند

(الف). تحلیل توصیفی

در این نوع تحلیل، پژوهشگر داده های گردآوری شده را با استفاده از شاخص های آمار توصیفی خلاصه و طبقه بندی می کند، یعنی پژوهشگر ابتدا داده های گردآوری شده را با تهیه و تنظیم جدول توزیع فراوانی خلاصه می کند و سپس یه کمک نمودار آنها را نمایش می دهد و سرانجام با استفاده از سایر شاخص های آمار توصیفی آنها را خلاصه می کند.

معروف ترین و پرمصرف ترین شاخص های آمار توصیفی عبارتند از: میانگین، میانه و مد.

 

(ب). تحلیل مقایسه ای

در این تحلیل، علاوه بر این که اطلاعات گردآوری شده به صورت توصیفی، تحلیل و با یکدیگر مقایسه مس شوند، سؤالی که در این تحلیل مطرح می شود این است که آیا شاخص آماری محاسبه شده بزرگتر یا کوچکتر از شاخص آماری دیگر است، به این معنی که دو یا چند شاخص آمار توصیفی (میانگین، میانه، انحراف استاندارد واریانس) مورد مقایسه قرار می گیرند.

(پ). تحلیل علّی

در این تحلیل، ابزار یا شاخص های آماری به کار برده شده، مانند روش هایی است که درتحلیل مقایسه ای مورد استفاده قرار می گیرد. تفاوت عمده این دو روش در این است که در تحلیل علّی، روابط علت و معلولی بین متغیرهای مستقل و وابسته مورد بحث قرار می گیرد و پژوهشگر با رد یا تایید فرضیه های آماری به تایید یا ردّ روابط علت و معلول می پردازد (خاکی، 317 303).

فرایند تحلیل به دو بخش عمده مقدماتی و عالی تقسیم می شود. برای تحلیل عالی پس از تحلیلی های مقدماتی باید کارهای عمده زیر را انجام دهید:

1) آشکارسازی روابط

اثبات رابطه میان دو متغیر یک مقوله است و این که چرا این ارتباط وجود دارد مقوله دیگر است. آیا رابطه، علّی یا کاذب است؟ اگر این رابطه علّی است، آیا مستقیم یا غیرمستقیم است؟ اگر غیرمستقیم است، سازوکارهای علّی آن کدام است؟

2) بررسی نتایج پیش بینی نشده

گاهی، الگوهایی که در تحلیل مقدماتی آشکار می شوند، الگوهای مورد انتظار نیستند. الگوهای پیش بینی شده یا وجود ندارند یا ضعیف تر از آنچه پیش بینی شده بود ظاهر می شوند. گاه این الگوها قویتر پیش بینی شده هستند و در مواقع دیگری به نظر می آید که با هم در تضاد هستند.

3) یافتن الگوهایی ضعیف تر از الگوهای مورد انتظار

یک رابطه مورد انتظار، ممکن است نادرست ازآب درآید. اما قبل از پذیرفتن این امر، بررسی کنید تا اطمینان یابید که نادرست درآمدن رابطه مورد انتظار، ناشی از چیز دیگری نباشد.

4) پیدا کردن رابطه ای قوی تر از رابطه مورد انتظار

گاهی متغیرها رابطه ای قوی تر از آنچه مورد انتظار است، دارند. در چنین حالتی، بررسی های لازم باید صورت گیرد و تأثیر متغیرهای مجزا بررسی شود.

5) رسیدگی به نتایج متضاد

سعی کنید تضاد را توضیح دهید. اغلب اوقات تضادها بیشتر از حد واقعی نشان داده می شوند. لذا، ممکن است تضادها صرفا ناشی از دیدگاه خود پژوهشگر درباره تضاد و این که او تضاد را متشکل از چه چیزهایی می داند، باشد.

6) بررسی روابط

حتی زمانی که الگوهای پیش بینی شده پدید می آیند، تحلیل بیشتر برای پی بردن به میزان قوت الگوی مقدماتی، از اهمیت زیادی برخوردار است (خاکی، 319 317).

تحلیل داده های پژوهش منجر به یافته های تحلیل شده می شود. این یافته ها لازم است که مورد ارزیابی و تفسیر قرار گیرند، که اغلب کاری چالشی است. تفسیر یافته ها باید بر مبنای اهداف کلی پروژه پژوهشی، چارچوب نظری، فرضیه هایی که مورد آزمون قرار گرفته اند، آگاهی از پژوهش های مربوط و محدودیت روش های پژوهش به کاررفته، صورت گیرد.

تفسیر یافته های پژوهش، 5 جنبه یافته های پژوهش را دربر می گیرد:

  • درستی
  • معانی
  • اهمیت
  • گستره تعمیم
  • دلالت ها (پولیت و هنگلر، 378).

7. بحث و نتیجه گیری

به طوریکه قبلا خاطرنشان شد، فصل ماقبل آخر هر پایان نامه و رساله با عنوان «تحلیل یافته ها، بحث و نتیجه گیری و ارایه الگو» تدوین می شود. در این فصل، یافته های خام برگرفته از مطالعات خود را با روش های ذکر شده در بالا مورد تحلیل قرار می دهید.

در بخش دوم این فصل، به بحث و نتیجه گیری به صورت زیر بپردازید:

  • به تفسیر یافته های پژوهش خویش بپردازید و دستاوردهای خود را برشمرید.
  • مشخص کنید که آیا یافته های شما پاسخ لازم را به فرضیات مطرح شده در پیشنهاد پژوهش تان داده است یا خیر؟ تفسیر خود را در این باره شرح دهید.
  • یافته های خود را با یافته های دیگر پژوهشگران که در این زمینه پژوهش کرده اند، مورد مقایسه قرار دهید. مشخص کنید که تا چه حد یافته های شما با یافته های دیگر پژوهشگران هم خوانی و یا اختلاف دارد.

حتماً در قسمت بحث و هنگام مقایسه یافته های خود با یافته های دیگر پژوهشگران، لازم است بدان پژوهش، استناد نمایید.

در قسمت پایانی بحث نیز نتیجه گیری خود را با توجه به چهار عامل مهم، یعنی جمع بندی یافته های پژوهش، آینده نگری، تعمیم و پیشنهاد ارایه دهید. فراموش نکنید که در قسمت نتیجه گیری هیچ استنادی درکار نیست و جملات باید با دقت خاص و پیوند مطالب، با توجه به عوامل چهارگانه بالا تدوین شود.

8. ارایه الگو

حاصل تحلیل یافته ها و بحث و نتیجه گیری می تواند به طراحی الگو منتهی شود. در فصل مربوط به الگو به تفصیل در این باره بحث گردید. در اینجا لازم است خاطرنشان شود که اغلب دانشجویان دوره های کارشناسی ارشد بدین صورت با الگو سر و کار دارند که کاربرد یک الگو را در یک سازمان یا منطقه و یا جامعه موردنظر به آزمون می گذارند. در رساله های دکتری، دانشجویان عمدتاً به یکی از سه صورت زیر به الگو می پردازند:

  1. مطالعه تطبیقی الگوهای نظری منتخب، تحلیل وضع موجود سازمان یا جامعه مورد نظر و سپس طراحی یک الگوی پیشنهادی برای آن سازمان یا جامعه
  2. مطالعه تطبیقی الگوهای واقعی موجود، تحلیل وضع موجود سازمان یا جامعه مورد نظر و سپس ارایه یک الگوی پیشنهادی برای آن سازمان یا جامعه
  3. ترکیب 1 و 2.

الگوی پیشنهادی شما باید مورد تایید جامعه علمی قرار گیرد و معتبر شود. در اینجا به سه صورت می توانید الگوی پیشنهادی خود را از نظر علمی معتبر سازید:

  1. تجربه: یعنی الگوی خود را عملا به اجرا بگذارید و در صورتی که پاسخ موفقیت آمیز بود، الگوی شما معتبر شناخته می شود.
  2. آزمون: یعنی با بهره جویی از دانش ریاضی و آمار، الگوی خود را به آزمون بگذارید. در صورت تائید، الگوی شما معتبر خواهد بود.
  3. اگر نتوانید از دو روش بالا بهره جویید، راه سومی وجود دارد و آن استفاده از تکنیک دلفی است، یعنی الگوی خود را طی چند مرحله به نظرخواهی اندیشمندان، اساتید، صاحبنظران و دست اندرکاران قرار دهید. سپس با اصلاحاتی که در الگو به عمل می آورید و در مرحله نهایی مورد تائید اکثریت قابل ملاحظه ای از آنان قرار گرفت، الگوی شما معتبر بوده و نهایی محسوب می شود.

9. روش دلفی

یکی از روش های پژوهش در حوزه علوم اجتماعی، روش دلفی است که در کتاب های مختلف به نام های فن دلفی، مطالعه دلفی و رویکرد دلفی نیز شناخته می شود. از این روش برای پاسخگویی به سوالاتی استفاده می شود که از شیوه های کمی و یا مطالعات تجربی و تحلیلی امکان پاسخگویی به آنها وجود ندارد. هدف از بکارگیری روش دلفی رسیدن بهاجماع نظر و توافق یک گروه در یک زمینه خاص از طریق چند دور توزیع و جمع آوری پرسش نامه است. روش دلفی به شیوه های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد. این روش که توسط نورمن دالکی در دهه 1950 ابداع گردید، به عنوان یک روش پژوهش تلقی می شود؛ ولی در سال های بعد، از این روش برای تایید اعتبار نیز استفاده شده است (هارتمن، کراهن و اسکول موسکی، 2007).

روش دلفی مخصوصا برای مسایلی با ارزش است که نیازی به تکنیک های تحلیلی دقیق ندارند. مثلا زمانی که داده ها ناکافی یا فاقد قطعیت می باشند یا وقتی نمونه های واقعی موجود نیست و یا وقتی که جمع کردن افراد و بحث کردن در مورد مساله ای مشکل است. در این بخش کاربرد این روش به منظور نظرخواهی از خبرگان و متخصصین برای تایید اعتبار الگوهایی که از پژوهش های مختلف منتج می شوند، تشریح می گردد.

الف_ فراهم کردن مقدمات دلفی

زمانی که از روش دلفی برای اخذ نظرات خبرگان و متخصصین در خصوص یک الگو استفاده می کنید، لازم است ابتدا الگو تدوین شود. بر این اساس بر مبنای جداول تطبیق که خود محصول مطالعه ای به همین نام است و تجارب موجود در این زمینه و همینطور بر پایه مرور بر مطالعات قبلی، الگوی اولیه در یک زمینه خاص پیشنهاد می گردد.

پس از شکل گیری الگوی اولیه، پژوهشگر باید الگوی خود را در قالب پرسش نامه ای مطرح سازد. برای این که نظرات، از جامعیت و دقت مناسبی برخوردار شود، باید تمامی اطلاعات موردنیاز برای قضاوت در اختیار صاحب نظران قرار گیرد. لذا نباید تنها به ارسال پرسش نامه بسنده نمود، بلکه لازم است مختصری از مراحل کار، نحوه رسیدن به الگو و حتی باید تعدادی از الگوهای مشابه همراه پرسش نامه ارسال گردد.

ب_ انتخاب خبرگان و متخصصین

یک از مراحل که در کیفیت پاسخ ها موثر است، انتخاب صحیح افراد مجرب و آگاه در زمینه موضوع مورد مطالعه است. ابتدا باید معیارهای انتخاب افراد مشخص شود. این معیارها باید کاملا با موضوع پژوهش و الگوی مورد بررسی انطباق داشته باشد. مواردی که می تواند مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از زمینه تحصیلی مرتبط، برخورداری از تجارب مفید، تالیف و ترجمه کتاب و انتشار مقالات علمی در زمینه مورد پژوهش، اشتغال در حوزه ای که با موضوع پژوهش مرتبط است و …

نکته ای که باید مورد توجه قرارگیرد، موضوع مشارکت افراد صاحب نظر است. یعنی در صورتی که افراد خبره از معیار فوق برخوردار بوده ولی علاقه ای برای همکاری ندارند و یا علاقمند هستند، ولی زمانی برای پاسخ دادن به پرسش نامه ندارند، نمی توانند گزینه مناسبی برای روش دلفی شما باشند.

سوالی که معمولا مطرح است، این است که چه تعداد صاحب نظر باید برای اجرای روش دلفی انتخاب شود؟ هیچ قانونی صریحی برای انتخاب نمونه وجود ندارد و تعداد آن وابسته به نوع پژوهش، تجارب قبلی افراد، تخصیص زمان برای پاسخگویی است. دراینجا نمی توان از قواعد معمول نمونه گیری استفاده نمود. زیرا عنصر تعیین کننده در این روش، موضوع صاحب نظر، خبره و متخصص بودن در یک زمینه خاص است، که دست پژوهشگر را برای انتخاب افراد، محدود می نماید. شواهد موجود نشان می دهد در روش دلفی، تعداد شرکت کنندگان معمولا کمتر از 50 نفر و اکثرا بین 15 تا 20 نفر می باشد.

پ_ اجرای نظرخواهی از خبرگان

پرسش نامه ها باید به شیوه مناسبی به شرکت کنندگان دلفی تسلیم شوند. پس از تکمیل پرسش نامه ها توسط افراد صاحب نظر، کار بررسی و ارزیابی نظرات توسط پژوهشگر ادامه می یابد. همان طور که ذکر شد، هدف این روش رسیدن به یک اجماع و وحدت نظر در زمینه موضوع پژوهش است. در صورتی که پاسخ ها پراکنده و اختلاف نظر زیاد باشد، مرحله دوم روش شروع می شود. به این ترتیب که پژوهشگر براساس پس خوراندی که در این مرحله دریافت نموده است، به اصلاح و بازبینی پرسش نامه و ارسال مجدد به همان صاحب نطران قبلی اقدام می نماید.

سوالی که مطرح است، این است که این کار باید تا چه زمانی ادامه یابد؟پژوهشگران نظرات متفاوتی دارند و 2 تا 10 نوبت، در پژوهش های مختلف ذکر شده است. گرچه با تکرار ارسال پرسش نامه صحت یافته ها افزایش می یابد، ولی تکرار آن بیش از 3 بار، برای صاحب نظران خسته کننده شده و از پاسخگویی امتناع می نمایند (احمدی، نصیریانی و اباذری، 1387).

درهرحال این کار تا زمانی ادامه می یابد که یافته های مطالعه اشباع گردد. به عبارت دیگر تکرار ارسال پرسش نامه و بازبینی، یافته جدیدی را برای پژوهشگر به دنبال نداشته باشد. این کار در نوبت اول و یا دوم نیز می تواند اتفاق بیافتد.

ت_ نهایی ساختن الگو

به طور معمول، پس از چند نوبت تکمیل پرسش نامه و اصلاح آن، الگو نهایی شده و پژوهشگر از اعتبار علمی الگوی خود اطمینان کسب می نماید. نکته حایز توجه برای نهایی کردن الگو این است که معمولا نیازی به کارهای پیچیده آماری نیست. زیرا اساسا در روش دلفی هدف تعمیم وجود ندارد.

در خصوص درصد مورد قبول در رسیدن به اجماع و وحدت نظر در پاسخ ها، رویه ثابتی وجود ندارد. معمولا یکسانی در بین 51 درصد تا 100 درصد پاسخ ها، به عنوان اجماع تلقی می شود، ولی توافق بر 75 درصد به عنوان مبنای اجماع، بیشتر تاکید شده است.

نهایی ساختن الگو

نمودار فرآیند اجرای روش دلفی در پژوهش های مبتنی بر الگو

برای افزایش اعتبار یافته ها، پژوهشگران باید قبل از شروع روش دلفی، تعریف دقیقی از اجماع و درصدی را که به عنوان اجماع مورد پذیرش قرار خواهند داد را تعریف نمایند.

10. محتوای فصل آخر رساله

آخرین فصل هر پایان نامه یا رساله با عنوان «خلاصه پژوهش» خواهد بود. این فصل شامل سه بخش است، با سه عنوان فرعی به شرح زیر تدوین می گردد:

الف) خلاصه نتایج حاصله:

در این بخش باید نتایج حاصل از پژوهش را به طور خلاصه اریه دهید.

ب) پیشنهادات یا نقطه نظرهای پژوهشگر برای سازمان مربوط:

در این بخش، که لازم است از ظرافت و محتوای مطلوبی برخوردار باشد، باید نقطه نظرها و پیشنهادات خود را که حتما درارتباط با پژوهش شما باشد، ارایه دهید. بدین معنی که بدون نیاز به ارایه دلیل و اثبات نقطه نظرها و ادعای احتمالی، خاطرنشان سازید که در مورد پژوهشی که انجام داده اید و در طول انجام فرایند آن به نکات مهمی دست یافته اید که لازم می دانید با سایر پژوهشگران و خوانندگان در میان بگذارید. این پیشنهادات در حقیقت توصیه هایی هستند که برای بهبود امور، در سازمانی که در آنجا کارپژوهش خود را به اتمام رسانیده اید، مطرح می سازید. می توانید پیشنهاداتی در مورد ابعاد پژوهش خویش و یافته های آن به افراد و سازمان های مربوط با پژوهش، ارایه دهید.

به طور طبیعی، یک فرآیند پژوهشی، حداقل مستلزم صرف چند ماه تلاش مستمر است. باید از این زمان صرف شده حداکثر استفاده را نمود. به ویژه زمانی که پژوهشگر یک موضوع کاربردی را به اجرا درآورده باشد، پیشنهادهای او برای سازمان مربوط بسیار مفید خواهد بود. به طور یقین، پیشنهادها باید کاملا مربوط به موضوع پژوهش و سازمان مربوط باشد.

پ) پیشنهاد برای پژوهش های آتی:

دراین بخش، انتظار می رود که چند عنوان مربوط با عنوان و پژوهش خود به منظور راهنمایی دانشجویان دیگر مطرح سازید. دقت کنید که این عناوین نباید با محورهای پایان نامه یا رساله شما بی ارتباط باشد. عنوانی را که مطرح می سازید باید از ساختار علمی مناسب برخوردار باشد. در صورتی که پیشنهادهای مناسب در پایان نامه و رساله مطرح سازید، به نوعی تداوم پژوهش را در زمینه علمی مربوط، تسهیل می سازید و موجبات توسعه دانش را در این بخش فراهم می آورید.

پیشنهاد برای پژوهش های آتی

نمودار رابطه یافته های پژوهش با بحث و پیشنهادات پژوهشی

11. پیوست ها:

در این بخش کلیه پیوست ها و ضمایمی که در پژوهش ضرورتی برای ارایه کامل آنها وجود ندارد، اما در متن ارجاع شده، به ترتیب شماره های ارجاع ارایه می شود. مثل پرسش نامه، چک لیست، نمودار سازمانی، بخش نامه ها و قوانین. در برخی از پایان نامه ها و رساله ها و یا گزارش طرح ها، بخشی به نام واژه نامه نیز می توان به صورت مستقل و یا در پیوست ها ارایه نمود.

ج) دفاع از رساله

دفاع از رساله، یا دفاع از پیشنهاد رساله نوعی سخنرانی محسوب می شود و مستلزم کسب آمادگی قبلی است. برای آن که قبل از دفاع آمادگی کامل داشته باشید، می توانید با برگزاری یک جلسه شبه دفاع، در مقابل دوستان خود و یا در برابر آینه به تمرین بپردازید و با کمک آشنایان از نحوه دفاع خویش فیلم برداری نمایید. این تمرین ها سبب می شود که برای دفاع آمادگی کامل کسب کنید. سعی کنید تا جایی که ممکن است از ادبیات و کلمات خودتان استفاده کنید. تلاش کنید توانمندی خود را به نحوی بالا ببرید که بتوانید سؤالات احتمالی را به گونه ها و بیان های مختلف پاسخ دهید. در جلسه دفاع به هیچ عنوان صرفاً به حافظه خود متکی نباشید.

یکی از زمینه هایی که در شما استرس ایجاد می نماید، بروز اشکالات کامپیوتری است که ممکن است در شروع و ادامه دفاع شما رخ دهد. از این رو توصیه می شود حتماً یک ساعت قبل از شروع مراسم، انطباق فایل نمایشی خودتان با برنامه کامپیوتری موجود در سالن دفاع اطمینان حاصل نمایید. از سوی دیگر، به دلایل مختلفی از جمله قطع برق سالن، ویروسی شدن کامپیوتر، … احتمال دارد شما نتوانید از فایل نمایشی برای دفاع از پایان نامه و یا رساله خود استفاده نمایید. توصیه می شود که از فایل مربوط قبلا پرینت تهیه نمایید، تا در صورت قطع برق یا خرابی کامپیوتر بتوانید به دفاع از رساله خود ادامه دهید. از آنجا که با خاتمه پایان نامه و یا رساله، شما به یک شخصیت علمی تبدیل خواهید شد، از این رو، باید پیوسته سعی کنید در ارایه مطالب علمی تسلط کافی کسب نمایید.

معماري در دوره پهلوي اول




عنوان  :  معماري در دوره پهلوي اول
نویسنده :  سعيده سلطاني مقدم
كلمات كليدي  :  تاريخ، پهلوي، معماري، پهلوي اول، باستان گرايي، نظامي گرايي، مدرنيسم
معماری در این دوره در نگرش به باستان­گرایی خود به دو دوره ساسانیان و هخامنشیان توجه بیشتری دارد، در نگاه معماری عناصری که مورد بهره­برداری و یا تقلید قرار گرفتند به دو گونه بود. عناصر مشخص معماری در بنا نظیر ستون­ها، سرستونها، پایه ستون­ها، پنجره­ها، پلکان، ورودی­ها، قوس­ها و دهانه­ها. دومین عناصر تزیینی نظیر نقوش برجسته­ی حجاری­ها، مجسمه­ها، کنگره­ی بام و ... در دوره پهلوی اول هنرمندان معماری ایرانی و غربی که سازنده بناهای دولتی و آموزشی و صنعتی بودند، برای اولین بار با نوعی انتخاب تاریخی روبرو شدند. آنان باید می­فهمیدند که از چه دوره و چگونه و به چه مقدار انتخاب کنند. معماران اگر چه متاثر از فضای سیاسی باستان­گرایی بودند، توانستند با تعدد بناهای ساخته شده فضای معماری باستان­گرایی را تنوع بخشند. نمونه این بناها کاخ شهربانی دربند، بانک ملی، مدرسه­ی فیروز بهرام و ساختمان فرش.[1]
 
تاثیرات نظامی­گرایی
همزمان شدن دهه دوم حکومت پهلوی اول با روی کارآمدن و اقتدار حزب­نازی در آلمان و ارتباط نزدیک و بی­سابقه ایران و آلمان و ارتباط نزدیک و بی­سابقه ایران و  آلمان و پی­آمد آن انجام فعالیت­های عمرانی و ساختمانی توسط متخصصین آلمانی خود به خود رویه نظامی را در ساخت بناهای این دوره دو چندان نمود. این تاثیرات بر روی نمای ساختمان بود که به گونه­ای ملموس هیبت و شکل نظامی به خود می­گرفت.[2]
 
تاثیرات مدرن­گرایی
مکتب معماری مدرن به وسیله دانش­آموختگان ایرانی از فرنگ برگشته که در سال­های آخر دوره پهلوی اول به ایران بازگشتند به ارمغان آورده شد. از آن رو که نهضت مدرنیسم در معماری هم­چون دیگر مکاتب نخست در دانشگاه­ها مورد توجه و آموزش قرار گرفت. آثار مطرح و به جا مانده از مکتب معماری مدرن را در نخستین سال­های پیدایش آن در ایران به طور عمده باید در تهران و در ساختمان­های غالبا عمومی و غیر دولتی مشاهده کرد. برخی از این آثار به ویژه در خیابان شاه­رضا(انقلاب) از میدان فردوسی تا میدان انقلاب هنوز پابرجا هستند.[3]
 
معماری صنعتی
ایران هنگامی که به دوره صنعتی رسید که غرب دوران اوج صنعتی را می­گذرانید. ایران این مسیر را بعد از جنگ جهانی اول شروع کرد. حقیقت این است که معماری صنعتی ایجاد شده به شیوه صنعتی و شکلی از معماری مدرن است که در بیشتر کشورها و از جمله ایران به شکل نارسای معماری صنعتی گفته می­شود. از این رو بناهای مورد نظر آن دسته از بناها و عمدتا کارخانه­ها هستند که با انقلاب صنعتی نیمه دوم قرن هیجدهم به وجود آمده و توسعه یافتند؛ امادر ایران در دوره رضاشاه تاسیس سلسله­وار کارخانه­های بزرگ صنعتی در بافت کهنه و سنتی شهرها و پیش از آن­که شهرهای ایران زمینه توسعه صنعتی نظیر اروپا داشته باشند، معماری خاصی ایجاد کردند که باید شروع معماری صنعتی ایران را از این تاریخ دانست. این سال­ها از نظر تاریخی یکی از دوره­­های مهم تاریخی ایران است.[4] سال­های 1311 به بعد اوج درخواست برای کارخانه­های گوناگون است کارخانه­های نساجی، پشم­ریسی، نخ­ریسی، چرم­سازی، قندسازی، چای و ... تا قبل از شهریور 20 کارخانه­های بزرگ نساجی و نیز منسوجان شیمیایی تاسیس شد. بیشتر این کارخانه­ها از آلمان وارد می­شد و طرح­ریزی ساختمان­های صنعتی طبعا توسط کارشناسان خارجی صورت گرفت. [5]
فضای کارخانه­ها در مجموع شدیدا تحت­تاثیر عملکرد آن هستند. پیش از آن­که معمار بتواند در طرح فضای داخلی کارخانه­های صنعتی دخیل باشند، این کارکرد کارخانه­هاست که طراحی فضای داخلی را به معمار دیکته می­کند. بنابراین بیان ساختمانی و عظمت صنعتی کارخانه بر بیان هنری آن برتری دارد. حضور سنگین و مقتدرانه بناهای صنعتی علاوه بر اینکه توانست آن نمایش عظمت را به صورت فیزیکی بیان کند، چنان­چه به شکل ذاتی در ابعاد بناها نهفته بود. در قالب توسعه و تحول نیز توانست عملا جدایی خود را از ساختار و شکل سنتی معماری گذشتگان که نمادهای آن بناهای عظیم مساجد با گنبدها و مناره ها بودند جدا سازد. معماری صنعتی در دوره پهلوی اول از آن رو قابل اهمیت است که با حضور وسیع و نمادین خود در شهرهای مختلف چهره و اندازه جدید از بناها و فضای شهر به وجود آورد.[6] 
 
شهرسازی نوین
سال­های 1300ش با روی کار آمدن رضاخان نشان داد که آهنگ تغییرات و تحولات در زمینه شهرسازی به گونه­های غیر منتظره شتاب گرفته است. ساختار قدرت در دوره پهلوی اول بهره همه جانبه از اهرم­های مناسب و جدیدی بود که توانست جامعه را بیشتر به شکل روانی، زیر اقتدار خود درآورد. این اقتدار در همه زمینه­ها اتفاق افتاد که جامع­ترین، موثرترین و قوی­ترین آن­ها شکل جدید شهر بود.[7]
این تغییر با روی کارآمدن رضاخان شروع شد. رضاشاه با اتکا به بیگانگان خصوصیات یک دولت واحد و تمرکزگرا را متکی بر انگیزه آرمان­گرایانۀ باستانگرایی به وجود آورد. این تمرکزگرایی در شهرسازی چهره خود را به روشنی نشان داد. سرو سامان دهی با الگوی خطوط راست که میراث قرن 19 بود،مدل خوبی برای این  کار شد، خیابان­های اصلی و فرعی دامنه شهر را از هم مشخص می­کردند. نتیجه این کار ایجاد یک شهر گشاد با یک هسته مرکزی بود که بیانگر نظام متمرکز و واحد بود.[8]
هر چند که رضاشاه در دوران 20 ساله خود به فرنگ نرفت؛ ولی حضور و کثرت کارشناسان و مستشاران خارجی در تمام زمینه­های اداری، نظامی و اقتصادی، تجارب شهرسازی و معماری اروپا را با قدرت هرچه تمام تر در ایران گسترش داد. تعداد محدودی از معماران و مهندسان ایرانی نیز در اروپا به خصوص در اتریش و آلمان درس خوانده بودند، معماری آن دوره اروپا را در ایران اشاعه دادند.[9]
 
معماری پهلوی معماری برون­گرا
به نظر می­رسد، ساختار قدرت جدید در این سو به موفقیتی شایان توجه دست یافت و با ارائه یک معماری برون­گرایی شهری به سرعت فرهنگ برون­گرایی را پیاده کرد. حکومت با استفاده از شهرسازی نوخواسته و در یک کمیت فراوان و در واقع با ارائه مصداق­های شهرسازی توانست برون­گرایی، برگرفتن حجاب، نمایش بی­نقاب و عرض اندام را تعریف کند و دیوارهای کج و معوج و ناهنجار گذشته زمینه مناسبی را برای جانشینی ساختمان­هایی که با عظمت و پرجلوه تعریف می­شدند، فراهم سازد. خیابان­های عریض و کوچه­های صاف هم­چونان که خود را در معرض نمایش می­گذاشت به معماری گذشته فرصت عرض اندام داد.[10]
در این دوره پنجره­ها یکی پس از دیگری به روی کوچه­ها و خیابان­های جدیدالاحداث گشوده می­شوند. دیوارهای حیاط­ها کوتاه­تر و شکیل­تر می­شوند. خیابان­های پهن و کوچه­های نوخاسته، میدان دید کافی در اختیار بینندگان رهگذر می­گذارند و صاحبان بناها ناگزیرند به حکم ضرورت و آبرو در عرضه آن­چه که به نمایش می­گذارند سلیقه بیشتری به خرج بدهند و سلیقه دیگران را نیز در نظر بگیرند.[11]
 
نظارت رضاشاه در معماری ساختمان­های بزرگ شهر
رضاشاه در کارهای خود با آگاهی تمام به دو اصل مهم و انکارناپذیر توجه داشت او از یک طرف به خاطر پاسداری از هویت ملی متوجه سنت­های کهنسال معماری ایران بود و از طرف دیگر ناگریز از پذیرفتن شیوه­های معماری اروپایی و تکنیک مدرن این معماری بود که می­توانست جواب­گوی نیازهای جدید ایران باشد. رضاشاه خوب می­دانست نه معماری سنتی ایران برآورنده نیازهای عصر اوست و نه معماری اروپا بدون آمیزش با معماری سنتی ایران می­تواند به شکل اروپایی خود زیبنده ایرانی باشد. رضاشاه با آگاهی و پشتکار زیاد، ایران را به یک کارگاه بزرگ ساختمانی مبدل ساخته بود و شخصا به بیشتر کارهای ساختمانی نظارت می­کرد. او همواره از کارگاه­های ساختمانی دیدن می­کرد و برای پیشرفت شایسته کارها دستورهای لازم را صادر می­کرد و نفوذ معنوی او در انجام شایسته کارهای ساختمانی و بناهای اصیل ایرانی آن قدر بود که حتی کارخانه­های شخصی که روز به روز بر تعدادشان افزوده می­شد مهر معماری جدید رضاشاهی را بر پیشانی داشتند.[12]
 
پلان (نقشه)
در دوره پهلوی اول شدیدترین تغییرات در حوزه پلان بنا صورت گرفت. به دلیل حضور سریع و بدون وقفه عملکردهای جدید در معماری پلان­ها عینا و بدون تطبیق محلی و فرهنگی وارد حوزه معماری ایران شد. رشد این گونه نقشه­ها بیشتر در فضاهای آموزشی نظیر مدارس و دانشگاه­ها و حوزه اداری و حکومتی نظیر وزارتخانه­ها، شهربانی، پست و بانک­ها صورت پذیرفت. در این دوره بناها بعضا توانست عناصر گذشته معماری را به خود بگیرد؛ ولی داخل بنا نتوانست روابط فضایی پیشین را در خود جای دهد. در این میان پله­ها و راهروها از اهمیتی بالا در تنظیم روابط و عملکرد فضاهای داخلی برخوردار شدند. ساختمان، بسته به عملکرد و مقیاس به دو یا چند هال تقسیم شدند که راهروهای طویل و یکنواخت با اتاق­های فراوان در طرفین از ویژگی­های اصلی آن شد. این ویژگی را در معماری دوره پهلوی اول در فضای کارخانه تا کاخ مشاهده کرد.[13]
 
نما
از آنجایی که اندیشه تمرکزگرا سنت­شکن، تجددطلب و مدرن و دارای اسلوب نظامی در دوره بیست ساله ظهور کرد. ساختار دولت نیز به گونه­ای شد که چنین تفکری را به اجرا درآورد: 1ـ بالاتر قرار گرفتن ساختمان از سطح زمین و نیز نمایش آشکار در وسط و محل ورودی ساختمان تقریبا در تمامی بناهای این دوره مشاهده می­شود. آمدن بنا از سطح زمین بر سیما و شکوه آن تاکید می­کند.2ـ ورودی­های بلند و ستون­های مرتفع و کشیده. در بناها اگر چه از یک نگاه به معماری دوره قدرت­گرایی آلمان  و آغاز قرن بیستم و از نگاه دیگر به عظمت و قدرت باستان­گرایانه ایران کهن نظر دارد، هرچه باشد در پی اقتدار و عظمت است.3ـ نمای بناهای دوره رضاشاهی بیشترین استفاده را از نشانه­ها و عناصر خطی - عمودی برده است. ستون­ها و پنجره­ها بیشترین نقش را در این کاربرد داشته­اند تا بتواند بر ایجاد حس ابهت و شکوه بنا بیفزاید. به خلاف این حرکت عمودی خود بناها در جهت افقی کشیده شده­اند و به صورتی سنگین و حجیم بر زمین نشسته­اند.[14]
 
تزئینات
استفاده از آجر در بناها به دلیل سرعت و سهولت باعث گردید که تزئینات بیشتر یادآور نسبی از نقوش دوران پیش از صفویه است. معماری در این دوره در استفاده به جا از تزئینات هرچند ساده و مختصر هنوز نگاه به گذشته دارد. اتفاق تازه در این دوره رویکرد به عناصر حجمی و مجسمه­سازی است که باز نگاه دوگانه باستانی و غربی به خوبی قابل تشخیص است. استفاده از نقوش "فروهر" و "لوتوس" و ستون­ها به خوبی در این دوره ممتاز است.[15]
 
خیابان
خیابان به عنوان مکانی برای آمد و شد و داد و ستد، کسب و کار و نیز گردش شد که هویت و موجودیت خود را در ایران به طور عمده در دوره 20 ساله به دست آورد و در این زمان بود که معماری خیابان که متاثر از نوعی برون­گرایی در معماری بود به شهرسازی تبدیل شد و بدنه خیابان­ها شامل بناهایی با ردیف دکان­ها و مغازه­ها در کنار پیاده روها و در طبقات شکل گرفت و شروع به رشد کرد به دستور رضاشاه چهره "لاله­زار" دگرگون شد. طاق­نماهای دو طرف خیابان تخریب و جای آن را ساختمان­های دو طبقه گرفت و مالکان دو طرف خیابان موظف شدند که حداقل نمای دو طبقه را بسازند و مانند یک ساختمان کامل در آن درب و پنجره تعبیه کنند.[16]
 
معماران دوره پهلوی اول
معماران این دوره به سه گروه تقسیم می­شوند: معماران سنتی که مهم­ترین­شان "جعفرخان کاشی" است. سردر باغ ملی تهران، کاخ سبز سعدآباد، کاخ مرمر و ایوان شرقی مدرسه سپهسالار از آثار او است. حسین لرزاده: از آثار او سر در بانک ملی، سردر مدرسه دارالفنون، آرامگاه فردوسی از دیگر استادان به نام این دوره "حاج حسین بهشتی" سازنده ساختمان پست در شهربانی استاد "حسین میدانی" معمار وزارت جنگ استاد "حاج علی علیزاده" معروف به "افندی" سازنده ساختمان ثبت احوال و "استاد یحیی سازنده" مدرسه البرز.[17]
 
معماران خارجی
معماران برجسته که کارهای برجسته­ای را در این دوره انجام دادن می­توان از آندره گدار معمار و باستان شناس فرانسوی نام برد، از آثار او میتوان به ساختمان­های دانشکده­های دانشگاه تهران طراحی و ساخت موزه ایران باستان طراح آرامگاه فردوسی در توس و ساختمان کتابخاه ملی مقبره حافظ و سعدی نام برد.[18]
"لئون مارکوف" معمار روسی که تنوع و تعداد کارهای او در تهران قابل توجه است. از آثار او عمارت "بلدیه" در میدان توپخانه، زندان قصر، ساختمان البرز، دانشسرای عالی و همکاری در ساخت دانشگاه تهران است.[19]
 
معماران ایرانی فرنگ رفته
از اولین و مهم­ترین این گروه باید از "وارطان هوانسیان" نام برد. او فارغ­التحصیل دانشکده هنرهای زیبای پاریس است. از آثار او می­توان "قصر شاه" در سعدآباد، "هنرستان دخترانه شمسایی" تکمیل "عمارت کلوپ افسران وزارت جنگ" و "مهمانخانه بزرگ دربند" را نام برد.[20]
"کریم طاهرزاده بهزاد"، وی در ترکیه به تحصیل پرداخت. معروف­ترین کارهای او بنای آرامگاه فردوسی، بیمارستان شاهرضا و مدرسه شاهرضا در مشهد و  ایستگاه راه آهن تهران و دیگر بناهای راه آهن.[21]
محسن فروغی، پسر محمدعلی فروغی در "مدرسه عالی بوزار" فرانسه تحصیل کرد. او با تاسیس اداره ساختمان بانک ملی تقریبا تمام ساختمان­های آن زمان بانک ملی را طراحی کرد. "دانشکده حقوق و ادبیات" دانشگاه تهران، مجموعه بزرگ "کاخ دارایی" و ساختمان "تعاون بانک می" از کارهای اوست. [22]


[1]. صارمی، علی اکبر؛ ارزشهای پایداری در معماری ایران، تهران، میراث فرهنگی، 1376، ص45.
[2]. کیانی، مصطفی؛ معماری در دوره پهلوی اول، تهران، نشر هنر، بی تا، ص144، ص50.
[3]. بانی، امیر مسعود؛ معماری معاصرایران، تهران، نشر هنر معماری قرن، 1388، ص134.
[4]. جمالزاده، محمدعلی؛ گنج شایگان، برلین، کاوه، 1335، ص35.
[5]. ایوانف، تاریخ ایران نوین، ترجمه هوشنگ تیزابی، بی جا، حزب توده ایران، 1356، ص76 .
[6]. کیانی، پیشین، ص144.
[7]. محمدی، محمود؛ تغییر ساختار قدرت در ایران و تغییرشکل شهر، تهران، میراث فرهنگی، 1375، ص605.
[8]. فقیه، نسرین؛ آغاز معماری و ضوابط معماری در تهران، تهران، هنرهای معاصر، بی تا، ص4.
[9]. اعتصامی، ایرج؛ بررسی تطبیقی معماری و شهرسازی معاصر ایران و اروپا، تهران، میراث فرهنگی، 1374، ج3، ص94.
[10]. کیانی، پیشین، ص183.
[11]. رجبی، پرویز؛ معماری ایران، در عصر پهلوی، تهران، دانشگاه تهران، 1355، ص112.
[12]. رجبی، پیشین، ص68. 
[13]. کیانی، پیشین، ص245.
[14]. مختاری طالقانی، تلفیق مدرنیسم  و معماری ایرانی، بی جا، بی نا، 1388، ص70.
[15]. کیانی، پیشین، ص245.
[16]. اروجی، اردشیر؛ طراحی شهری خیابان لاله زار، تهران، دانشگاه تهران، 1374، ص59.
[17]. رئیس زاده، مهناز؛ معماران سنتی ایران، تهران، میراث فرهنگی، 1375، ج 4، ص50.
[18]. بحرالعلومی، حسین؛ طرح آرامگاه سعدی، تهران، انجمن آثار ملی، 1355، ص172ـ 174.
[19]. صدیق اعلم، عیسی؛ یادگار عمر، تهران، بی نا، 1340، ج2، ص67.
[20]. بانی مسعود، پیشین، ص220.
[21]. شافعی، بیژن؛ پیشگامان طراحی مدارس جدید ایران، تهران، بی جا، 1384، ص99ـ 104.
[22]. کیانی، پیشین، ص227.

سبک معماری پهلوی:نگاهی تحلیلی به ویژگی های معماری در عصر پهلوی

 

   
 
معماری در عصر پهلوی
 
معماری ايران از اواخر دوره قاجار و شروع دوره پهلوی دچار هرج و مرج و آشفتگی شد. در معماری پهلوی ما شاهد احداث همزمان ساختمانهايی هستيم كه هر كدام بيانگر يكی از مكاتب فكری دوره هايی مشخص از تاريخ ايران هستند : كاخ مرمر به تقليد از معماری سنتی و عمارت شهربانی كل كشور به تقليد از تخت جمشيد و ساختمانهای بلديه (شهرداری ) و پستخانه به شمال و جنوب ميدان امام ( سپه ) به تقليد از معماری نئوكلاسيك فرانسه ساخته شدند. در معماری پهلوی تلاش می شد كه پيوندی بين سه طيف فكری به وجود آيد : ساختماهای وزارت امور خارجه ، اداره پست ، صندوق پس انداز بانك ملی را در واقع می توان به عنوان نمونه اين گونه ساختمانهای التقاطی نام برد. اين گرايشهای متفاوت و بعضا متضاد در معماری اين دوره ناشی از اختلاف در گرايشهای سياسی و ايدوئولوژيك اين عصر از تاريخ ايران است كه ريشه در جريانهای عقيدتی - سياسی اواخر دوره قاجار و اوايل دوران پهلوی دارد .


کاخ مرمر مجموعه سعدآباد
 
نگاهی تحلیلی به ویژگی های  معماری در عصر پهلوی
 

ساختمان بانک میدان سپه (میدان توپخانه سابق) در  دوره پهلوی
 
نگاهی تحلیلی به ویژگی های  معماری در عصر پهلوی
 

عمارت شهربانی
 
نگاهی تحلیلی به ویژگی های  معماری در عصر پهلوی

جريان های مذكور را می توان به سه دسته تقسيم كرد :

گروه اول ، سنت گرايان ، كه اساس تفكر سياسی و بينش دينی آنها هماهنگی دين با سياست و احياء و توسعه سنتهای هزار ساله جامعه ايرانی بود . پرچمداران اين نهضت در آن برهه از زمان شيخ فضل الله نوری بود و بعد از ايشان سيد حين مدرس ادامه دهنده راه وی گشت.
 
گروه دوم ، غرب گرايان ، كه اساس ذهنيت آنها ، به گفته تقی زاده ، بر تقليد از فرق سر تا انگشت پا از غرب در همه شئون اقتصادی ، اجتماعی ، سياسی بود . هسته اصلی اين گروه را تحصيل كردگان ايرانی تشكيل می دادند كه تازه از اروپا به ايران برگشته بودند.
 
گروه سوم ، ملی گرايان ، كه بنياد فكری آنها بازگشت به عظمت امپراتوری هخامنشی و ساسانی بوده است. اين گروه فرهنگ اسلامی و فرهنگ اروپايی را غير ايرانی می دانستند و بعنوان جايگزين آنها بازگشت به فرهنگ آريايی دوهزار و پانصد ساله با دين و مذهب بود . كه اين امر ناشی از جريانهای به اصطلاح روشنفكرانه مادی گرايی و توسعه و ترويج نظريات سوسياليسم و ماركسيسم در بين طبقه تحصيل كرده اروپا بود . اين دو جریان فكری اثبات خود را در تخريب آثار گذشته می ديد و سعی داشت هر چه را بوی گذشته می داد از بين ببرد.
 
معماری در عصر پهلوی
 
در معماری به دليل انتصاب غرب گرايان و تحصيل كردگان به بوزار پاريس و بعدا مكتب فلورانس و رم و در شهرسازی به انگلستان و امريكا، غلبه با آنها شد.گرچه گدار و ماكسيم سيرو ازنظر تفكر ، ارزش زيادی برای معماری سنتی و تاريخ تحول آن قايل بودند و در اين رهگذر خدمات ارزشمندی به ثبت تاريخ معماری ايرانی نمودند ولی خود شخصا از پيروان مكتب نئوكلاسيك و يا به عبارتی ملی گرايان نوين بودند . شاهد اين واقعيت ، ساختمان موزه ايران باستان كه تقليدی از طاق كسری است .این غلبه در فرایند و روند آموزش دانشجویان و محصلان معماری و محتوای منابع درسی ایشان به خوبی مشهود بود. به طوریکه کمتر نشانی از معماری اصیل و سنتی ایرانی را در آنها ملاحظه می کنیم و آنچه که درباره ی معماری ایرانی است مربوط به نظریاتی است که محققان و مستشرقان غربی در مورد آن ارائه کرده اند .

ساختمان موزه ایران باستان
 
معماری در عصر پهلوی

نتيجه اين انفعال فرهنگی ، بخصوص در زمينه معماری ، عرضه و تكميل سبكهای مختلف معماری اروپا و امريكا در دهه های اخير به كشور بوده است . با تسلط فكری غرب گرايانه بر معماری كشور و فاصله گرفتن از معماری سنتی كار بدانجا كشيد كه تخريب بنا های گذشته در توسعه های جديد شهری و تخريب كاروانسراهای قديمی در احداث جاده های بين شهری عملی پسنديده و تجدد گرايانه تلقی شد . اين وضع باعث گرديد كه بسياری از بناهای باارزش، متروك و يا مخروبه گردد.در بعضی از موارد، ناچار از تمايل به تزييناتی به سبك ايرانی شده‌اند. بناهايی چون كاخ‌های سعدآباد، كاخ مرمر در تهران و ساختمان مجلل باشگاه افسران (سابق) عمارت شهرباني، دبيرستان البرز، كاخ وزارت امور خارجه و سر درب باغ ملی و عمارت پست، گواه اين مدعاست. اين طريق معماری بدون توجه به عوامل اقليمی و پيشينه‌ی معماری ايران هنوز هم ادامه دارد. ( منبع : کتاب سیمای فرهنگی ایران؛ به قلم نویسندگان)


کاخ شاپوری مربوط به دوره پهلوی
 
معماری در عصر پهلوی
 
دوره ی پهلوی همچون دوره ی قاجار به دو دوره ی اصلی تقسیم می شود:
1- دوره ی پهلوی اول  2- دوره ی پهلوی دوم
 
در دوره ی نخست که از سال 1304 آغاز گشته و تا سال 1320 ادامه دارد می توان زمینه های شکل گیری معماری آنرا از سالهایی دورتر دید؛ از آغاز روند به قدرت رسیدن رضاخان که نقطه ی شروع آن کودتای سوم اسفند سال 1299 بود.  
 
کوتاي ١٢٩٩ شمسي و حکومت نظامي بستر مناسبي را براي تشکيلات نوين نظامي ايجاد کرد و به نظر مي رسد بزرگ ترين و مهم ترين ويژگي دوره رضاخاني خصلت نظامي گرايانه آن بود. سير حرکت نظام به سويي بود که هر چيزي را تحت تأثير و انقياد ارتش و نيروي نظامي درآورد. اين نگرش با اثرگذاري در همه زمينه ها منجر به اين شد که ارتش و طبقه نظاميان وظايفي فراتر از نقش اصلي خود دارا شوند. در اين راستا رضاخان چه در دوره سردار سپهي و رياست الوزرايي و چه پس از آن در دوره پادشاهي نقش اصلي را به عهده داشت. شرايط تازه بين المللي و انديشه هاي نوين استعماري که دستورالعملهاي مشابهي را براي کشورهاي منطقه داشت حکومتي مقتدر را طلب مي کرد که بهترين وضعيت مناسب براي چنين تفکري وجود يک دولت نظامي بود. تحول اجتماعي و سياسي که قدرت پادشاه را در سال ١٢٨٥ شمسي در سايه قانون اساسي محدود کرده بود و مرجع قدرت و تصميم گيرنده را مجلس قانونگذار تعيين کرده بود دوباره و به عنايت طبقه نظاميان و با يک ظاهر قانوني به همراه تهديد و ارعاب به رضاشاه انتقال داده شد. وي با تفکر و بينش نظامي در دوره بيست ساله ارتش نويني را به وجود آورد که حاصل آن در معماري مجموعه بناها و ساختمانهايي است که امروز با نام معماري دوره پهلوي اول طبقه بندي مي شود. از طرف ديگر پديده ورود نظاميان در جرگه فعاليتهاي شهري و عمراني بود. شهرداري تهران در طي يک دوره طولاني به يک نظامی کريم آقاخان بوذرجمهري سپرده شد و تسطيح راههاي کشور ٬ ايجاد ساختمانهاي وسيع و بزرگ دولتي و غيردولتي نظير تئاتر ٬ سينما ٬ هتل و نظاير آن در حيطه مديريت و ساخت نظاميان قرار گرفت. ورود نظاميان به صحنه هاي گوناگون سياسي و اجتماعي و تحکيم قدرت آنها در وزارتخانه ها ٬ سازمانها و اداره هاي حکومتي ٬ انتقال انديشه نظامي گرايانه را پيامد خود داشت و پس از آن بود که علاوه بر فعاليتهاي فوق جاي پاي نظاميان در توسعه شهرسازي و معماري و عمراني پديدار شد. اما در حوزه تخصصي معماري بناهاي دوره بيست ساله رضاخاني به دو دسته تقسيم مي گردند: بناهاي نظامي و بناهاي غيرنظامي. از يک سو سازمان جديد حکومتي مبتني بر انگيزه نظامي باعث پيدايش بناهاي گوناگون و متعدد نظامي گرديد که پيش از اين چنين سابقه اي نداشت. پادگانها ٬ پاسگاهها ٬ زندانها ٬ ژاندارمري و نيز بناهاي متعدد شهرباني در يکايک شهرهاي ايران بناهايي بودند که هم به دليل داشتن ماهيت و عملکرد نظامي و هم به جهت فراواني قابل ملاحظه توانستند تأثيرات خود را در شهر و بناهاي ديگر به جا گذارند. اما آنچه که در اين مبحث مهم است تأثيرات نظامي گرايانه بر ساختمانها و ابنيه غيرنظامي است. ويژگيهاي نظامي و يا ارتشي در جايگاه خود ارزش و منزلت دارند اما اين موضوع قابل تأمل است که اين خصايل در حوزه هاي ديگر تا چه حدّي مي توانند تأثيرات خود را )چه مثبت و چه منفي) بر جاي گذارند:
 
1. یگانه و متفاوت بودن بناهاي اين دوره با ديگر ساختمانها از ويژگيهايياست که از خصوصيات نظامي اين دوره است. اکثر بناهاي دوره پهلوي اول با حضوري تنها و بدون همجواري و همسايگي با ديگر بناها همراه با چهار نما که يک نماي اصلي آن در بهترين وضعيت و جهت قرار گرفته است و خود را به گونه اي آشکار از ديگر بناها جدا مي سازد. اين تک بناها که نمونه هاي آن در شهرهاي مختلف با عنوان شهرباني ٬شهرداري ٬ پست و دارايي فراوان هستند بيانگر انديشه اي نظامي است که خود را متفاوت با ديگران و حاکم بر آنها مي بيند.

2. سرعت در ساخت : پروژه هاي ساختماني و عمراني دوره رضاشاهي از سرعت در ساخت برخوردارند که فراواني آنها نسبت به کوتاهي دوره بيست ساله نشانه اين مطلب است. اين ويژگي نظامي که بايستي رسيدن به هدف و انجام يک کار در زمان کوتاه و معين صورت گيرد و عمليات ساختماني را به مثابه يک عمليات نظامي در نظر آورد باعث گرديد ابنيه متعدد اين دوره به مدد اين انگيزه با سرعت چشمگيري شکل بگيرند. راهها ٬ تونلها ٬ راه آهن ٬ پلهاي فراوان و سلسله ساختمانهاي متعدد دولتي و نيز مجموعه بناهاي ميدان مشق ، سر درِ باغ ملي و مجموعه دانشکدههاي اوليه دانشگاه تهران حاصل چنين تفکري است.
 
٣. در سازمان ارتش که هر رده اي جوابگو و مطيع مافوق است تشکيلاتي را به وجود مي آورد که وظيفه شناس و خودکنترل باشند. دوره رضاخان به دليل خوي نظامي وي به نظارت و سرکشي، زيردستاني موظف و فرمانبردار دارد و طبيعي است که ويژگي پروژه هاي ساختماني همانند بازرسي نظامي حاکي از کنترل نظام ساخت و ساز است.در اين سيستم انجام يک کار به جهت جوابگويي به بالاتر به هر قيمتي (زورگويي ٬ تحکّم و حتي اتلاف امکانات مالي) بايستي انجام گيرد. ناشي از نگرشهاي نظامي گرايي دارند.
 
 ٤. اما مهم ترين عامل، تأثيرات رواني؛ اين صفتِ مشخصه به اشکال گوناگون در آثار معماري اين دوره ظهور کرد. هنگامي که سال١٣٢٠ فر امي رسيد مجموعه معماري به وجود آمده در دوره بيست ساله حکايت از آن داشت که انديشه هاي نظامي ٬ معماري ٬ عمراني و شهرسازي صفات مشابه و تعاريف مشترکي پيدا کرده اند. سلسله مراتب ارتش اينک در ورودي و ظاهر يک نما تجلّي پيدا کرده بود و عناصر مشابه يا يک شکل و مکرّر در نماي ساختمان نظير پنجره ها ٬ ستونها و يا عناصر ديگر تداعي کننده لباسهاي متحدالشکل نظاميان شده بود. ستونها و رديفهاي تکرارکننده عناصر معماري همچون سربازاني ايستاده و آرام بودند که ديگران از آنها سان مي ديدند و به عبارتي ديگر اقتدار ٬ افراشتگي ٬ تحکم ٬ ابهت و تفاخر واژه هايي نظامي بودند که اينک در معماري مصداق شکلي پيدا کرده بودند. انديشه معماري نظامي گرايي با ساختن چنين بناهايي توانست انديشه هاي اجتماعي و سياسي و نيز فرهنگي خود را در قالب شهرسازي جديد چنان پياده کند که هميشه حضور سايه وار خود را داشته باشد.
 

 
معماری در عصر پهلوی
 
علاوه بر آنچه گفته شد در دوره رضا شاه با توجه به نگرش هایی كه وی به سیستم اداری و حكومتی در ایران داشت، تلاش شد سامان دهی شكل اداری حكومتی ایران منطبق با اشكال موجود در اروپا باشد. در نخستین گام احداث ساختمان هایی كه پاسخگوی شرایط جدید اداری باشند در قالب سه نوع متفاوت كاربری اداری، آموزشی و صنعتی مورد توجه قرار گرفت. احداث كارخانه های مختلف از جمله كارخانه نساجی در دوره رضا شاهی و دیگر بناهای اداری، شكل خاصی از معماری و استفاده از مواد و مصالح اروپایی را به دنبال داشت، به خصوص حضور سبك نئوكلاسیك در این دوره در احداث بناها مشهود است و از آنجا كه در این دوره براساس اعتقادات ناسیونالیستی سران حكومتی، بازگشت به معماری دوران پرشكوه تاریخ ایران از جمله دوره هخامنشی و ساسانی مد نظر قرار گرفت. برای مثال یكی از شرط های گزینش طرح های ارایه شده از سوی معماری برای ساخت بناهای اداری و دولتی در این دوره میزان توجه به عناصر معماری تزیینی دوران پیش از اسلام و به ویژه دوره هخامنشی و ساسانی بود. از جمله این بناها ؛كاخ شهربانی سابق، اداره پست، ساختمان شركت نفت ایران و انگلیس و ساختمان بانك ملی، به عنوان بناهای شاخص به جای مانده از معماری دوران رضاشاهی مطرح هستند.

 
همچنین استفاده از مواد و مصالح جدید و به ویژه سیمان امكانات ویژه ای را در اختیار معماران قرار داد؛ بطوریکه این ماده به سرعت از سوی معماران، استادكاران و مهندسان ایرانی مورد توجه قرار گرفت به گونه ای كه در سال 1313 و تنها یك سال پس از احداث كارخانه سیمان، شیوه های مختلفی برای استفاده از این ماده ساختمانی از سوی معماران ابداع شد. همچنین این ماده در احداث تندیس ها و مجسمه ها، بناهای دولتی و اداری از جمله كاخ شهربانی مورد استفاده قرار گرفت. همچنین استفاده از شیشه تغییراتی را در معماری ایرانی به وجود آورد به قسمی که پس از مدتی رضاخان، به منظور استفاده از شیشه در ساخت بناهای جدید، كارخانه شیشه و بلور كرج را احداث كرد. در همین دوران استفاده از سنگ نیز از سوی معماران مورد توجه قرار گرفت. در واقع در این دوره ، بهره گیری از برخی مواد و مصالح ساختمانی كه از گذشته نیز معمول بود، بار دیگر از سوی معماران و استادكاران مورد توجه قرار گرفت به ویژه در دوره پهلوی اول و بازگشت به سبك معماری دوران هخامنشی و ساسانی، استفاده از سنگ در بناهای این دوره مشهود است، ساختمان سینگر (Singer) كه در امتداد خیابان سعدی به سمت میدان امام خمینی قرار گرفته است به عنوان یكی از بناهای شاخص كه در احداث آن به استفاده از سنگ توجه شده، مطرح است.

ساختمان سینگر

 
معماری در عصر پهلوی
 
(منبع: مصاحبه با «علی رضا بهرمان» كارشناس ارشد مرمت؛ برگرفته شده از وبلاگ معماری و هنر)
 
حال به روند طی شده در معماری دوره پهلوی اول نظری می اندازیم:
 
اول شروع دوره رضاخانی تا مدت پنج سال يا بيشتر هيچگونه اثر هنری را نمی يابيم و هيچ كار مهمی صورت نمی گيرد و كارها به روال قبل پيش می رود. قسمت دوم از سال 1305 و 1306 ببعد شروع می شود و فعاليت ساختمانی تا زمان جنگ جهانی دوم گرفتار ركود شديد كارهای ساختمانی و يا حتی تعطيل می شود .


قسمت سوم بعد از پايان جنگ و پيدا شدن دو متريال تازه يعنی آهن و بتن و اثرات آن در معماری است .


از اين تاريخ به بعد است كه حركت معماری دوره پهلوی شروع و آغاز می گردد . اوايل شروع حكومت رضاخان يكی از بدترين شرايط ممكن اقتصادی در ايران بود و از نظر اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ركودی چشمگير مشاهده می شد و اكثر ساختماها طبق روال سابق با خشت خام و چوب ساخته می شد و سقف ها بصورت شيروانی و از ستون های چوبی استفاده می شد.در شروع آن دوره معمار تحصيلكرده ای وجود نداشت و معماران عالی هم ديگر ذوق و سليقه و تجربه پدران و گذشتگان و استادان خود را از دست داده، و بناها در آن دوره واقعا سير قهقرايی می پيمود و ساختمانها بدون نقشه و در سر محل روی زمین طراحی می شد. در چنین وضعیتی است که سبک ملی بریده از گذشته و برخلاف روند تاریخی تکامل و رشد 
معماری ایرانی به منصه ظهور می رسد.معماری سبك ملی در دوره رضا شاه ايجاد نوعی معماری عمدتا برای ابنيه دولتی و يا بناهای عمومی، گونه ای شيوه رومانتيسم ملی و مظهری از تاريخ باستان بود: در اينجا دو عامل مهم بود يكی معماری قبل از دوران اسلام و دوم استفاده از تكنولوژی مدرن غربی در ساختمان سازی معماری دوره هخامنشی به ويژه آثار باقيمانده تخت جمشيد و پاسارگاد كه جلوه گاه عظمت اين كشور بود .بر همين اساس ساختمان های بسياری در تهران با الهام از معماری هخامنشی بنا شده از جمله: كاخ شهربانی، طرح قليچ باغبان - دبيرستان انوشيروان - ماركف ، بانك ملی ،كلانتری دربند و شركت فرش ساخته شده توسط مشاور آلمانی .
 


کلانتری دربند
 
معماری در عصر پهلوی
 
ویژگی های سبک ملی:
 
1- ایجاد ایوانهای عظیم و مرتفع در ورودی ها

2- مركزيت بنا با ستون و سرستون ها كه در تخت جمشيد به وفور يافت می شود و يا به صورت عريض و سراسری تعبیه میشد.

3- پنجره ها و قابهای اطراف آنها نظير فرم های به کار رفته در بنای تخت جمشيد بود. 

4- استفاده از كنگره های كنار بام كاخها

5- بناها به شكل مرتفع كه حاكی از عظمت و قدرت است .

6- مصالح سنگ و سيمان

7- استفاده از نقش و متيف های تخت جمشيد 

8- تشابه به بناهای دوران هيتلری : رومانتيسم ملی نشانه عظمت

 
گرايش ديگری که در سبك معماری ملی شاهد آن می باشیم رجوع به معماری دوره ساسانی و استفاده از عناصر - فرم ها و ايده های معماری اين دوره ايران است . كه خود منبعث از معماری دوره اشكانی است و بازتابی از معماری مناطق كويری و گرم و خشك اين معماری تفاوت زيادی با معماری هخامنشی دارد. معروفترین بنایی که با این سبک ساخته شده است موزه ی ایران باستان (موزه ی ملی) می باشد.در مورد واحد های مسكونی دوره رضاخانی تحت تاثیر واحدهای مسكونی سبك انگليسی شاهد به کار گیری ديواره ها از آجر سفال قرمز، ديوارهای باربر، سقف صاف ايجاد بالكن و پنجره ها به سمت كوچه و حياط و پنجره های سرتاسری با نعل درگاه افقی در ابنیه می باشیم.تقریبا تا پایان زمامداری رضاخان بناهای متعددی در تهران و سایر شهرهای ایران به همین سبک (ملی) ساخته می شد.
 
اما در دوره ی دوم حکومت پهلوی یعنی از شهریور 1320 تا سقوط این سلسله (بهمن 1357) شاهد تغییرات جدی در اندیشه ها و سبک های معماری هستیم. به نحوی که با از میان رفتن حکومت مقتدر رضاخان شاهد افول و حذف معماری باستان گرا و ظهور سبک های جدیدی در معماری هستیم. که البته روند تغییرات در معماری این دوره بسیار پر افت و خیز می باشد.
 
با گذشت زمان گرایش دیگری در معماری ایرانی به وجود آمد كه باز هم بیشترین تاثیر آن را در تهران مشاهده مي‌كنيم. گرچه به دلیل رشد اقتصادی كشور، پروژه‌هاي ملی دیگر فقط به پایتخت محدود نمي‌ماندند.
 
این گرایش های جدید دو راه متفاوت در پیش گرفتند. بخش اول آن را که مي‌توان سبک بين‌المللی یا جهانی نام نهاد، شامل ساختمان‌ها و مجموعه‌هايي هستند که در وهله اول کارکردگرایی را مورد توجه قرار داده‌اند و همانند جریان اصلی معماری مدرن در اروپا و آمریکا ضد تاریخ عمل کرده و نیازی به تکرار و یا استفاده از مفاهیم، عناصر و اشکال معماری گذشته نمي‌

خصوصیات معماری دوره ی قاجار

 

 


معماری ایران ازاواخر دوره‌ی قاجار و شروع دوره‌ی پهلوی دچار هرج و مرج و آشفتگی شد. دراین دوره شاهد ساخت هم‌زمان ساختمان‌هایی هستیم که هرکدام بیانگر یکی از مکاتب فکری دوره‌هایی مشخص هستند مثلاً کاخ مرمر به تقلید از معماری سنتی و عمارت شهربانی کل کشور به تقلید از تخت‌جمشید و پست‌خانه به شمال و جنوب میدان امام (سپه) به تقلید ازمعماری نئوکلاسیک ساخته شدند.


 

 دراین دوره تلاش می‌شد که پیوندی بین سه طیف فکری به‌وجودآید: ساختمان‌های وزارت امورخارجه، اداره‌ی پست، صندوق پس‌اندازبانک ملی را درواقع می‌توان به‌عنوان نمونه‌ی این‌گونه ساختمان‌های التقاطی نام برد. این گرایش‌های متفاوت و بعضاً متضاد درمعماری این دوره ناشی از اختلاف در گرایش‌های سیاسی و ایدئولوژیک این عصر از تاریخ ایران است که ریشه درجریان‌های عقیدتی- سیاسی اواخر دوره‌ی قاجار و اوایل دوران پهلوی دارد. 

معماری قاجار

 

بطور کلی معماری دوره ی قاجاریه را می توان به دو دوره ی کلی تقسیم کرد :

1-دوره ی اول: از آغاز سلطنت آغا محمد خان تا پایان سلطنت محمد شاه : در این دوره نگاه حاکم بر معماری همچنان نگاهی درونزا و بر مبنای سبک اصفهان و به کمال رساندن آن می باشد که نمونه هایی همچون حرم حضرت معصومه در قم و مسجد سلطانی نمونه هایی از آن می باشند.

2-دوره ی دوم: از آغاز سلطنت ناصرالدین شاه تا پایان حکومت سلسله قاجار : در این دوره بر اثر مسافرت های ناصرالدین شاه و اخلاف او و همچنین اعزام عده ای از محصلین ایرانی به اروپا و تحت تاثیر قرار گرفتن هیات حاکمه و نخبگان جامعه، سبکی در معماری آغاز می گردد که التقاطی از معماری بومی و معماری غربی می باشد. 

هنر معماری این زمان با مقایسه با دوره‌ی صفویه[بخصوص در مورد ساختمان و توده] بسیار ضعیف شمرده می‌شود. تنها در زمان حکومت طولانی ناصرالدین شاه قاجار به دلیل نفوذ هنر باختری، هنر معماری هم‌چنین صنایع ظریف مانند گچ‌بری، آیینه‌کاری و کاشی‌کاری رونق یافت. ارتباط بیش‌تر ایران با غرب، معماران ایرانی را بر آن داشت تا عوامل مشخص معماری ایران را با روش‌بینی و توجه خاصی با عوامل معماری غرب درآمیزند و آثاری به وجود آورند که از نظر هنری دل پسند باشد. 

اما معماری قاجار اصول، مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران را ارتقا بخشیده و نوآوری هایی از نظر فضا به وجود آورد. لیکن، به نظر می رسد، قوت لازم خلق یک معماری نوین را نداشته است.

جایگاه و مرتبه معماری قاجار در تاریخ معماری گذشته ایران (قبل از دوره جدید) می تواند محل بحث و تأمل باشد. اگر آثار معماری را از زاویه فضایی ارزیابی کنیم و به خلاقیت های فضایی در معماری توجه کنیم معماری دوره قاجار ارزش پیدا می کند و در جایگاه برتر و تکامل یافته تری نسبت به معماری های دوره های قبل از خود چون زندیه و صفویه قرار می گیرد، چرا که در معماری این دوره خلاقیت هایی فضایی افزایش می یابد.تنوع فضاها بیشتر می شود و فضاهای نوینی خلق می شوند. فضاها به گشایش و سبکی بیشتری می رسند و الگوهای قدیمی معماری ایران در جهت گسترش فضا تکامل می یابند.

اما وقتی به معماری از زوایای دیگری مانند اندازه ها، تناسبات، شکل ها و تزئینات نگاه کنیم، معماری دوره قاجار وضع نازل تری را نسبت به دوره های گذشته خود و به خصوص دوره صفوی نشان می دهد

اما وقتی به معماری از زوایای دیگری مانند اندازه ها، تناسبات، شکل ها و تزئینات نگاه کنیم، معماری دوره قاجار وضع نازل تری را نسبت به دوره های گذشته خود و به خصوص دوره صفوی نشان می دهد.

ویژگی های باغ قاجار

باغسازی ایران در این دوره همچون معماری و سایر رشته های هنری به شدت تحت تاثیر باغسازی اروپا قرار دارد. معماران فرم ها و عناصر معماری و ساختار فضایی باغ های اروپایی را اقتباس تا حدی ایرانیزه و سپس اجرا نموده اند. علی رغم وجود عناصر فراوان بیگانه اما همچنان فضای باغ ایرانی حاکم بر باغسازی این دوره است.

ویژگی های باغ قاجار

ساختار فضایی

 احداث در زمینهای شیبدار

 تراس بندی با پله

 محصور شدن بادیوارها

 ایجاد ورودی طاقدار

) ایجاد محورطولی(رابطه سردر و بنای اصلی

جریان آب در محوراصلی (وسط یا دو طرف محور)

 تقسیم ساختارباغ به اندرونی وبیرونی

بیرونی: یک محوراصلی یادومحورعمود با بنای اصلی یا حوض در محل تقاطع

اندرونی: وجود بناها با حیاط- باغ های رابط در میان آن

معماری قاجار

دید و منظر

احداث باغ در دامنه کوهپایه ها و مکان های دارای دید به محیط اطراف

 نگرش جدیدتسلط انسان بر طبیعت

 جایگزینی منظر محصور(موضعی، درونگرا) با منظر دوردست عمومی، برونگرا

 ارتباط بصری با عناصر شاخص شهر

 ارتباط بصری بامناظرکشاورزی محیط

 اهمیت ارتباط بصری با دورنماها و عناصر پیرامون باغ نظرگاه های محیط

 ارتباط بصری بامناظر طبیعی محیط: کوه، جنگل

نحوه کاشت

کاشت بوته های گل در پای درختان

 کاشت گل به صورت گلدانی و چیدن گلدان ها در اطراف حوض، روی پله و به صورت تائتر گل

 امکان جابجایی گلدان ها(ایجاد فضاها ی متغیر و متنوع در باغ) و امکان انتقال به گلخانه

 کاشت گل به صورت طبیعی نه درحاشیه ها و بخش های جداگانه

 استفاده از یک نوع گیاه خاص در هر مسیر

 وادار کردن درختان به رشد طولی( هرس شاخه های پایین) جهت ایجاد جریان باد و نیز چتر یکدست و سایه دار در سطح بالا

 درختان تزئینی در حاشیه گذر ها به صورت خطی در فواصل نزدیک

 کاشت درختان میوه به شکل در هم در داخل کرت ها یا حیاط های اندرونی

 کاشت درختچه های رونده در کنار داربست

 کاشت ترکیبی نارون و چنار در جوار هم در طول مسیر

آب

تنها در زمان حکومت طولانی ناصرالدین شاه قاجار به دلیل نفوذ هنر باختری، هنر معماری هم‌چنین صنایع ظریف مانند گچ‌بری، آیینه‌کاری و کاشی‌کاری رونق یافت. ارتباط بیش‌تر ایران با غرب، معماران ایرانی را بر آن داشت تا عوامل مشخص معماری ایران را با روش‌بینی و توجه خاصی با عوامل معماری غرب درآمیزند و آثاری به وجود آورند که از نظر هنری دل پسند باشد

= استفاده از خنکی، انعکاس، صوت آب

 استفاده از آب به صورت های استخر، حوض، حوضچه، جویبار، آبشار( پلکانی، سطح شیبدار)، فواره

تمایل به گردش و نمایش آب در کل باغ

 انتخاب سرچشمه در محل مناسب شیب و نظام آبیاری

 استفاده از نهر در باغ به عنوان محور

نهر اصلی: انتقال آب از مخزن به سطوح مختلف باغ با کف و بدنه از سنگ یا کاشی فیروزه ای

نهر فرعی: آبرسانی به باغچه ها و کرت ها، کنده شده در دل خاک با کف و بدنه از آجر یا سنگ

معماری مذهبی

معماری قاجار

درمعماری مذهبی قاجاریه مانند مسجد، مدارس دینی، تکیه و حسینیه‌ها شیوه‌ی معماری همان است که درادوارپیش بوده‌است. مسجدشاه تهران، قزوین، سمنان، مسجد سید درزنجان و مدرسه‌ی سلطانی درکاشان گواه این ادعاست (رنگ زرد درکاشی‌کاری، طرح گل‌پونه) درجداره‌ها و نماها. علاوه‌بر معماری مذهبی که پیروی از صفویه بوده‌است معماری کاخ‌سازی و ساختمان مسکونی آمیزه‌ای ازعوامل معماری ایرانی و اروپایی را درهم‌آمیخته است. ازدوره‌ی قاجار تیمچه‌های وسیع با پوشش ضربی‌ مانند تیمچه‌ی حاجب‌الدوله صدراعظم – امین اقدس- علاءالدوله درتهران موجود است. اما مشهورترین و زیباترین آن‌ها تیمچه‌ی امین‌الدوله درکاشان است. در زمان شاه‌عباس اول در محل کاخ گلستان فعلی عمارتی چهارباغ و چنار احداث شده بود. در زمان ناصرالدین‌شاه 1268 قسمت شرق باغ توسعه یافت و کاخ‌های دیگری دراطراف آن که باغ گلستان نامیده شده‌است. مجموعه‌ی کاخ‌ها شامل تالار موزه، سرسرای ورودی، تالار آئینه و تالار برلیان، تالار عاج، تالار تاج‌گذاری، تخت زرین جواهرنشان به‌نام تخت‌طاووس، عمارت شمس‌العماره درسال 1284 به سرپرستی معیرالملک در ضلع شرقی باغ گلستان با سردر و نقش خورشید احداث شد. کلاه‌فرنگی به‌دستور فتح‌علی ‌شاه قاجار درسال 1231 ساخته شد. مسجدشاه یا مسجد سلطانی از بناهای دوره‌ی فتح‌علی‌شاه است که 1240 به‌پایان رسید. درزمان ناصرالدین‌شاه دومناره و سردرمسجدشاه ساخته شد.

مسجد سپه‌سالارتهران: مجموعه‌ی باشکوهی که شامل جلوخان، سردر، دهلیز، ساختمان دوطبقه، حجره‌ها، چهارایوان، مقصوره و گنبد عظیم و شبستان (چهل‌ستون) گلدسته‌ها، مناره‌ی کاشی‌کاری و مخزن کتاب است. ازمشخصات ممتاز تزئینات این بنا گذشته از طاق معلق، گچ‌بری‌ها، کاشی‌کاری‌های مصور خشتی و ستون‌های یک‌پارچه و سنگ‌های ازاره بنا از لحاظ حجاری قابل‌توجه است. 

گرگان

رگان مرکز استان گلستان شهری با قدمتی چند هزار ساله است که در شمال ایران قرار دارد. ورکان، ورکانه، وهرکانه و به یونانی هیرکانیا و به عربی جرجان نام های دیگر این شهر است.بافت تاریخی گرگان سومین بافت با ارزش و دارای سبک معماری پس از یزد و اصفهان است.شهر گرگان در دوران قاجار ۶ محله بزرگ به نام های سرپیر، دربنو، سرچشمه، میخچه گران، نعلبندان، سبزه مشهد و میدان داشت که دارای چندین محله فرعی مثل پاسرو، میرکریم، دوشنبه ای، شیرکش، باغشاه، دباغان، شاهزاده قاسم و… بوده اند.

بافت تاریخی شهر گرگان (22 تصویر)
بافت تاریخی شهر گرگان (22 تصویر)
بافت تاریخی شهر گرگان (22 تصویر)
بافت تاریخی شهر گرگان (22 تصویر)
بافت تاریخی شهر گرگان (22 تصویر)
بافت تاریخی شهر گرگان (22 تصویر)
بافت تاریخی شهر گرگان (22 تصویر)
بافت تاریخی شهر گرگان (22 تصویر)

 

تعریف طراحی شهری




تعاریف طراحی شهری:
مسئله موجود در تعریف طراحی شهری : عدم وجود یک تعریف جامع و کامل و مورد پذیرش همگان. علت این مسئله میتواند ناشی از چند چیز باشد:

1- جوانی نسبی این رشته بخصوص در عرصه اکادمیک و دانشگاهی
2-این چندگانگی ناشی از سرشت کثیر الضلاع طراحی شهری می باشد،به بیان دیگر هر یک از تعاریف قرائت 
خاصی است از پدیده ای واحد.(داستان فیل مولوی)
3-خطای موسوم به “زمان پریشی ” یا “اناکرونیزم ” ، خطای آناکرونیک یازمان پریشی ناظر به وقوع چیزی خارج از بستر تاریخی آن است . به عبارتی یعنی تعریف طراحی شهری با مفاهیم خارج از زمان فعلی آن.

تعاریف طراحی شهری را از نظر تاریخی به طور کلی میتوان به دو بخش تقسیم کرد: 
الف)تعاریف متقدمان( تعاریف بخشی و جز گرایانه)
این تعاریف معمولا تعاریف محدود و تک بعدی بوده اند که تعدادی بر جنبه معمارانه،تعدادی بر جنبه برنامه ریزی شهری ان و تعدادی بر جنبه معماری منظر ان تاکید میکردند.
سه خصیصه اصلی که این تعاریف متقدمان بیشتر بر ان تاکید میکردند عبارتند از : 

1-خصیصه هنری و کالبدگرایانه (زیبائی شناسانه) 
2- خصیصه سه بعدی بودن 
3- خصیصه بزرگی حوزه مداخله (معماری بزرگ مقیاس)

تعدادی از نمونه های تعاریف این دوره : 

جاناتان بارنت:
طراحی شهری عبارتست از طراحی شهر بدون طراحی ساختمانهای ان.

تعاریف غالب معماران منظر:
طراحی شهری طراحی فضای بین ساختمانهاست

کلارنس اشتاین(1955):
طراحی شهری هنر خلق ارتباط بین ابنیه با یکدیگر و همچنین خلق ارتباط بین ابنیه و قرارگاه طبیعی شان می باشد،به نحوی که امکان زندگی معاصر فراهم اید.

گوردون کالن:
هنر ایجاد ارتباط

گوت هایم:
طراحی شهری بخشی از برنامه ریزی شهری است که با زیبائی شناسی سر و کار داشته و نظم و فرم شهر را مشخص میکند.

انجمن سلطنتی معماران بریتانیا:
طراحی شهری بخش به هم پیوسته ای از فرایند برنامه ریزی شهری است و بیش از هر چیز ضرورتا طراحی سه بعدی است لیکن میبایست با جوانب غیر بصری محیط همچون سر و صذا،بو ،ایمنی و ... نیز سر و کار داشته باشد.خصیصه عمده طراحی شهری ارایش و تنطیم عناصر کالبدی و فعالیت های انسانی می باشد که محیط را می سازد.طراحی شهری دغدغه رابطه بین توسعه و ساخت و سازهای جدید و فرم موجود شهری را داشته و نیز تقاضا و منابع اقتصادی اجتماعی سیاسی را مورد توجه قرار می دهد.طراحی شهری دغدغه رابطه انواع فرم های حرکتی(حمل و نقل شهری) و محیط شهری را نیز دارد.

راینر بنهام:
طراحی شهری با فرم کالبدی عرصه عمومی و سطح ناحیه کالبدی محدودی از شهر (موقعیت های شهری با مساحت های حدود نیم مایل مربع) سر و کار دارد

ب)تعاریف متاخران(جامع و کل گرا)
در این دوره تعاریف طراحی شهری نسبت به دوره قبل دچار تحولات اساسی شدند.عواملی که موجب این تحولات شدند عبارتند از:

1-ارزیابی و شناسائی نارسائی تجارب دوران متقدم
2-مطرح شدن بحران ها و مسائل زیست محیظی و الزامات ان برای طراحی شهری
3-مظرح شدن اختیارات و نظارت هر چه بیشتر شهروندان در شکل دهی به محیظ زندگیشان(مسئله مشارکت)
4- ظهور گرایش های نوین فلسفی و معرفت شناختی در قلمرو فهم مقوله فضا

بنابر این می توان گفت محورهای اصلی تعاریف متاخرین عبارتند از:

1-نقد الگوی ظراحی شهری ارایشی
2-لحاظ کردن مفاهیم ”پایداری اکولوژیک“،“مشارکت مردم و ذی النفعان“ و مقوله ”مکان“
3- تاکید بر خصلت میان رشته ای و گروهی بودن این حرفه و فرایندی بودن ان

تعدادی از نمونه های تعاریف این دوره : 
پیتر کالتورپ:
طراحی شهری چیزی فراتر از پرداختن به زیبائی شناختی محیط شهری یا استقرار هنرمندانه عناصر ان است.طراحی شهری با خلق و نگهذاری مکان های شهری سر وکار دارد که در انها پاسخ به مسائل اکولوژیک،رفاه اقتصادی و زندگی جمعی به نحو مطلوبی با هم ترکیب شده باشند.

جاناتان بارنت:
طراحی شهری>>شیوه ای برای تصمیم گیری

جان لنگ:
طراحی شهری هنر پیچیده ایست چون همزمان در صدد رسیدن به مجموعه ای از اهداف می باشد.این اهداف دامنه گسترده ای را - از فراهم اوردن سرپناه برای فعالیتها تا خلق حس مکان،تقویت تکنولوژیک محیط مصنوع و سلامت محیطهای مالی و بیولوژیکی دارا می باشد.به طور روشن طراحی شهری با فعالیت بسیاری از رشته های دیگر فصل مشترک دارد.از این رد طراحی شهری به عنوان هنر ایجاد ارتباط میان عناصر مجموعه دغدغه خاطر حرفه های متعددی می باشد.

ساوت ورث:
کانون توجه طراحی شهری ،تحلیل،طراحی و مدیریت محیط با توجه خاص به کیفیات قابل تجربه مکان است. 

کوروش گلکار:
طراحی شهری فعالیتی است میان رشته ای و گروهی که توامان دربرگیرنده فرایند مسئله گشائی و راه حل هائی(فراورده هائی) است که هدفشان سازمان بخشی کالبدی عرصه عمومی شهر به نحوی است که موجب ارتقای کیفیات عملکردی،زیست محیطی و تجربه زیبائی شناختی مکان های شهری گردد. 


در همین راستا مقاله از تولد تا بلوغ طراحی شهری رو پیشنهاد میکنم بخونین 
تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوستبرای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: images.jpeg
مشاهده: 3361
حجم: 53.3 کیلو بایت  
ویرایش توسط am2 : 12-01-30 در ساعت 00:16

گونه شناسی طراحی شهری:

 



طراحی شهری از جنبه های مختلف قابل دسته بندی و گونه شناسی می باشد . از جمله یکی از انواع این گونه شناسی های طراحی شهری توسط جان لنگ انجام شده است . 
طبق نظریه جان لنگ چهار گونه کلی طراحی شهری وجود دارد.تفاوت این چهارگونه از دو جنبه میباشد. 

1-از نظر رویه ای که دنبال می شود. 
2-از لحاظ میزان کنترلی که طراح به عنوان یک نفر یا یک گروه بر تولید محصول دارد. 

این چهارگونه عبارتند از: 

الف)طراحی شهری کامل : در این گونه طراح شهر عضوی از گروه توسعه است که طرح را از ابتدا تا انتها پیش می برد. گروه واحدی مسئولیت کنترل و نظارت بر کل توسعه و طراحی را بر عهده دارد.در واقع طراحی عرصه عمومی وساختمانهای تشکیل دهنده این عرصه ها،از سیاست گذاریهای کلی تا جزئیات مبلمان شهری . مقیاس این طرح ، مقیاس شهرهای جدید بلوک های بزرگ شهری تا طراحی میادین و فضاهای باز شهری میباشد . 

ب)طراحی شهری هماهنگ : که در آن گروه طراحی شهری طرح جامعی را تهیه کرده و معیارهائی را تعیین می کند که تعدادی سرمایه گذار در چارچوب تعیین شده روی اجزای پروژه کلی فعالیت می کنند. پروژه های بزرگی مانند توسعه های حومه شهری و بازسازی شهری که سرمایه گذار و حامیان وی قادر به تامین مالی برای اجرای پروژه نیستند یا الگوی مالکیت زمین انقدر خرد و متنوع می باشد که یک سرمایه گدار واحد قادر به حل تمام مشکلات مالی،حقوقی و قانونی نمی باشد . در این گونه یک طرح سه بعدی کلی تهیه شده ،سپس طرح تهیه شده به قطعاتی تقسیم شده و بین سرمایه گذاران و طراحان مختلف برای تهیه طرح و تامین منابع مالی تقسیم می شود مانند توسعه بخش شمالی شهر چینی ها(فیلادلفیا) که به 30 قسمت تقسیم شده است. 

ج)طراحی شهری قطعه قطعه : که در آن سیاست ها و رویه های کلی برای بخشی از شهر تهیه می شود تا توسعه را در جهات مورد نظر سوق دهد. در این گونه طراحی شهری ابتدا اهدافی برای منطقه تعیین می شود و سپس سیاستهای توسعه و طراحی به منظور تحقق اهداف بالا تدوین می شود. 

د)طراحی شهری محرک : در آن هدف طراحی شهری ایجاد زیرساخت است ،به طوری که توسعه های بعدی بتواند درون آن جای بگیرد و یا این که یک عنصر زیرساختی در بافت شهری به وجود آید تا کیفیت محل را به عنوان کاتالیزور توسعه ارتقا دهد. است. و به دسته کلی تقسیم میشود. 

- دسته اول شامل تهیه زیرساخت برای بخشی از شهر و فروش قطعات به مردم به منظور ساختن ساختمان است. فرایند به شکل ساختن زیرساخت و تهیه دستور العمل برای کالبد ساختمانها میباشد تا هر سرمایه گذار از آن تبعیت کند.(شبیه نوعی طراحی شهری هماهنگ)

- در دسته دوم به شکلی است که عناصر موجودد در بافت موجود شهر قرار داده می شود به امید این که توسعه های جدید را برانگیخته کند.این عناصر زیرساختی میتواند شامل اتصالات ،مکان ها و یا ساختمانها ی عمومی باشد. مثل موزه گوگنهایم بیلبائو.

ان مقاله: ملاحظات اقلیمی و مدیریت انرژی در معماری بومی (مطالعه موردی گرگان)
شناسه (COI) مقاله: NCSUSTAINARCH02_005
منتشر شده در دومین همایش معماری پایدار در سال ۱۳۹۰
مشخصات نویسندگان مقاله:

الهام خانلری - مربیان گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد گنبد کاووس،ایران
لیلا میرسعیدی - 

خلاصه مقاله:
عامل اساسی که در بیشتر بناهای سنتی جهت ایجاد شرایط آسایش برای ساکنان ساختمان به چشم می خورد ، هماهنگی با عوامل اقلیمی آن منطقه می باشد، که این هماهنگی را می توان در فرم بنا ، نوع مصالح و عناصر معماری به کار رفته در بنا مشاهده نمود و از طرفی شاهد این موضوع نیز می باشیم که با در نظر گرفتن عوامل اقلیمی مصرف انرژی در معماری سنتی نیز کاهش یافته است.بر اساس تقسیمات چهارگانه اقلیمی ایران ، گرگان در ناحیه خزری و اقلیم معتدل و مرطوب جای گرفته است و دارای شرایط اقلیمی خاص و ضوابط معماری مربوط به خود می باشد. براساس شواهد موجود، در هر دوره تاریخی سازنده بنا با توجه به ضوابط و شرایط حاکم و مصالح در دسترس بیشترین تلاش خود را در به وجود آوردن شرایط آسایش مطلوب برای ساکنان می نمود. با تاسیس سلسله پهلوی معماری ایران دستخوش تحولات عمده ای شد. این تغییرات که در اثر رواج فرهنگ غربی و حضور مستشاران آنان در ایران به وجود آمده بود با حضور معماران و مهندسان خارجی و نیز دانش آموختگان معماری از فرنگ برگشته، به تدریج معماری مدرن که نگرشی مطرح بین معماران آن روزگار بود جای خود را در بین بناهای شهری ایران باز کرد وحرفه معماری را از مسیر سنتی خارج و سیمای شهرها را متحول کرد. همزمان با رشد صنعت عناصر جدیدی در معماری آن دوره به وجود آمد و معماری مدرن منطبق با مصالح جدید شکل گرفت. استراباد نیز همزمان با سایر شهرهای ایران از این تحولات بی نصیب نماند. بر اساس یافته های این پژوهش مشخص گردید که به دنبال رشد صنعت و در نتیجه تغییر و تحول نوع مصالح ساختمانی و عناصر معماری نظیر جایگزین شدن حلب به جای سفال ، ایجاد اسکلت فلزی به جای اسکلت چوبی و آجری ، کاهش ضخامت دیوارها ، به وجود آمدن پنجره های بزرگ و فرمال و تغییردر فرم پلان و ایجاد پلان های مسکونی به صورت کوشک در وسط حیاط و …، باعث شد نقش عوامل اقلیمی در احداث بناهای این دوره کمرنگ تر شود و شرایط آسایش برای ساکنان آن نسبت به دوره های ماقبل چندان مهیا نگردد و ناگزیر افراد برای به دست آوردن شرایط مطلوب برای زندگی از وسایل مکانیکی استفاده نمایند

کلمات کلیدی:
ملاحظات اقلیمی،مدیریت انرژی، بافت سنتی گرگان، پهلوی اول

مصالح سنتی در معماری ایرانی

 
مرتبط با :
 
مصالحى که در ایجاد بناهاى ایرانی بکار مى رفته متنوع است. هدف از تشریح مصالح سنتى این است که اولاً با فرهنگ و سابقه این مصالح که امروزه بطور مؤثر در ساختمان هاى مورد استفاده است آشنا شویم
مصالحى که در ایجاد بناهاى ایرانی بکار مى رفته متنوع است. هدف از تشریح مصالح سنتى این است که اولاً با فرهنگ و سابقه این مصالح که امروزه بطور مؤثر در ساختمان هاى مورد استفاده است آشنا شویم و نحوه تهیه آن را بدانیم. این مصالح عبارتند از: خشت، آجر، آهک، گچ، سنگ، چوب، خاک، ماسه، ملات، قیر، فلز، رنگ، شیشه.

آجر
مهم ترین مصالح ساختمانى در ایران، قبل و بعد از اسلام آجر بوده است. این آجرها معمولاً به شکل مربع است. از آجر در تزئین بنا نیز استفاده مى شد و از اوایل اسلام تا دوره تیمورى تزئین بیشتر بناها با آجرکارى است. آجرهاى پخته به رنگ هاى قرمز و قرمز تیره، زرد کمرنگ ساخته مى شده و در بخش هاى مختلف بنا بکار مى رفته است.
مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اردستان، مسجد کبیر یزد و حمام گنجعلى خان کرمان و … نمونه هایى از هنر آجرکارى در دوره هاى مختلف تاریخى هستند.

آجر نوعى مصالح مصنوعى است که از ترکیب خاک و آب به روش سنتى بدست مى آید و بعد در کوره پخته مى شود.
از این مصالح در جزر، پایه، قوس ها، ستون ها، دیوار سازى ها، پوشش طاق ها و گنبدها، کف پوش ها و بسیارى موارد دیگر استفاده مى شود. آجرهاى نما در انواع آجر نیم گرد، آجر قاشقی، کله گنجشکی، دندان موشی، شش ضلعى و … بکار مى روند.



آهک
آهک فرآورده اى است که پیش از پیدایش تاریخ، توسط بشر شناخته شده بوده است. گفته مى شود روش پختن آهک را یونانى ها از ایرانیان و رومیان از یونانى ها آموختند. از ملات آهک در پى سازى و کرسى چینى و دیوارسازى در بناهاى قدیمى بکار رفته است. امروزه نیز آهک یکى از مصالح مفید و موثر در ساختمان است. برخى سنگ هاى آهکى را در پوشش کف، ازاره، پله ها و نماها بکار مى برند و برخى براى ملات پخته شده و مصرف مى شوند.

خاک
خاک داراى انواعى است و خاک رس نوع مرغوب آن است که در سفالگرى استفاده مى شود. بهترین خاک رس به رنگ قرمز و عارى از ناخالصى است که به آن خاک چینى مى گویند. بطورکلى خاک هایى که بیش از ۵٠ درصدشان خاک رس باشد، خاک هاى پرمایه اند. اگر ۵٠ درصد وزنشان رس داشته باشند خاک هاى خالص و اگر کمتر از این مقدار یعنى بین ٣٠ تا ٣۵ درصد مقدار وزن خاک، خاک رس باشد، خاک هاى کم مایه اند.

ماسه
ماسه از مصالحى است که بصورت ترکیب با آهک بعنوان ملاتى مقاوم در پى سازى هاى آجرى و سایر کارها استفاده مى شود. ماسه بشکل مستقیم قدمتى ٣٠٠٠ ساله دارد. ماسه گاه بطور طبیعى وجود دارد و گاه به روش مصنوعى از طریق خرد کردن سنگ گرانیت – سنگ آهک متراکم و دیگر سنگ هاى متراکم بدست مى آید.

ملات
ملات مواد خمیرى و چسبنده اى است که جهت اتصال رج ها به یکدیگر و براى بوجود آوردن جسم واحدى از اسکلت و استخوان بندى ساختمان بکار مى رود. بطورکلى مقاومت ملات به وضع اقلیم، مکان و محیط و نوع ساختمان بستگى کامل دارد. کاربرد ملات ها با پیدایش معمارى سنتى کاملًا همراه بوده است. ملات ها انواعى مثل ملات گِل، ملات کاهگل، ملات ریگ، ملات گچ و خاک، ملات گچ، ملات گل آهک، ملات ماسه آهک، ملات ساروج، ملات ماسه سیمان و ملات باتارد دارد.



گچ
از دیگر مصالح ساختمانى گچ مى باشد که در تمامى ادوار در معمارى استفاده شده است. بدلیل ارزانى و زود سفت شدن، کاربردهاى متعددى داشته است. در آثار بدست آمده از اکتشاف سده سیزدهم در هزاره اول قبل از میلاد در معبد شاهان ایلامى در بناى چغازنبیل در هفت تپه خوزستان، وجود ملات گچ و کاربرد آن باعث ساخت و استقرار قوس هاى سهمى شده است و در برخى بناهاى تخت جمشید نیز در پوشش قوسى کانال ها بیادگار مانده است. در دوره ساسانى نیز ملات گچ در اسکلت سازى بناها و نماسازى کاربرد فراوان داشته است. این ملات از اجزاء لاینفک و مصالح مهم ساختمانى از روزگار باستان تا امروز بوده است.

کاشى
استفاده از کاشى براى تزئین و استحکام بخشیدن به بناها از دوره سلجوقى آغاز شد و در قرون متمادى بویژه دوره تیمورى و صفوى به اوج خود رسید. کاشى نقش عمده اى در تزئین بناهاى دوره اسلامى داشت.

خشت
از دیگر مصالح ساختمانى معمول در معمارى ایران خشت است. در دوره اسلامى یا تمامى بنا از خشت بوده یا بخشى از دیوارها و بقیه از آجر بوده است. از بناهاى خشتى بدلیل مقاومت کم در مقابل عوامل طبیعی، چیز زیادى باقى نمانده است.

سنگ
در معمارى اسلامى از سنگ در شالوده بنا، فرش کردن کف و تزئین بنا استفاده مى شد. استفاده از سنگ اهمیت ویژه اى داشته و نیز براى ساختن کتیبه ها سنگ هاى گوناگونى به کار مى رفته و تراشیده یا حجارى مى شده است.

استفاده از سنگ در ادوار باستان به مراتب بیش از آجر بوده است. بناهاى تخت جمشید بویژه تالار صد ستون که متعلق به سده پنجم قبل از میلاد است، با سنگ هایى در ابعاد بزرگ بر روى یکدیگر ساخته شده و ستون هاى بلند همراه با سرستون ها ساخته شده است. این بنا از زیباترین انواع حجارى و همچنین پیکرتراشى ها برخوردار بوده و این بناى عظیم در شمار ارزنده ترین آثار معمارى جهان مى شناسند. همینطور معبد زرتش در نقس رستم نیز از آثار
باارزش سنگى است.
در دوره هاى بعد نیز از سنگ در ساختن بناها استفاده فراوان شده است. از سنگ مرمر شفاف نیز به عنوان شیشه در شبستان هاى زمستانى مثل مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع یزد و حمام گنجعلى خان کرمان استفاده شده است.
در سال هاى اخیر نیز از سنگ در نماسازى ها به اشکال مختلف استفاده شده است و نیز براى کف پوش ها، پله ها و بسیارى دیگر از موارد نیز کاربرد دارد.

چوب
استفاده از چوب از ویژگى هاى معمارى اسلامى است، که در ناحیه گیلان و مازندران بیشتر رایج است. از چوب براى ساختن در و پنجره، صندوق هاى ضریح، ستون ها و تیر سقف، چارچوب و … استفاده مى شده.
از چوب علاوه بر اسکلت سازی، در تزئین بنا نیز استفاده مى شده است. چوب و فرآورده هاى آن در بناهاى صد سال اخیر به عنوان مصالحى مؤثر در ستون هاى چوبی، پوشش هاى سقفى دوجداره، و بخش هاى دیگر بکار رفته است.
امروزه از چوب براى کف سازى هاى پارکت، قاب سازى هاى سقف، دکورسازى ها و کابینت هاى چوبی، درهاى چوبى با روکش هاى زیبا بهره گرفته مى شود. بطورکلى پس از سنگ، آجر، گچ و آهک چوب نیز از مصالح بسیار مؤثر در ساختمان سازى مى باشد.

قیر
قیر به چهار نوع وجود دارد: قیر معدنی، قیر نفتی، قیر محلول در اب و امولاسیون. به نظر مى رسد که قیر واژه اى بابلى و یا ایلامى است. در بابل از این مصالح براى ملات به جهت پیوند رج هاى سنگ لاشه و آجرچینى استفاده مى شده است. در آثار بین النهرین نیز کاربرد این مصالح تأیید شده است. در بناهاى ایران باستان از قیر براى اندود روى ستون هاى چوبى و اندود برخى نماها و عایق بندى بدنه کشتى ها استفاده مى شده است.
از قیر در کشورهاى دیگر که منابع طبیعى آن را دارند، نهایت استفاده مى شود. قیر محلول و امولاسیون در ایران هزینه زیادى دارد و با سختى تهیه مى شود و جزو مصالح سنتى نیستند.

فلز
کاربرد فلز فولاد در بناهاى دوران هخامنشى فراوان بوده است. در بناهاى دوره صفوى نیز از فولاد به شکل آهنگرى جهت کلاف بندى استفاده مى شده است. در دوره قاجاریه کاربرد فولاد جهت رکابى ها در اسکلت چوبى و کلاف بندى ها بخصوص شیروانى سازى مورد توجه بوده است. در دوران معاصر نیز فولاد در ساختمان از عناصر مهم بناست و کاربردهاى مختلفى دارد.

رنگ
رنگ و رنگ سازى در زیباسازى بنا انجام مى شود. در دوره هاى قبل از تاریخ و هزاره هاى چهارم و سوم براى تزئین انسان ها و وسایل زندگى و نیز رنگ آمیزى دیواره اتاق ها از رنگ ها استفاده مى شده است. در دوره هخامنشى علاوه بر رنگ آمیزى سطوح بنا در کف سازى ها نیز از مصالح رنگین استفاده شده است. نمونه هایى از اندود ماسه آهک همراه با پوکه آجر خرد شده و رنگ اُخرا به شکل ملاتى رنگین در کف سازى کاخ داریوش بیادگار مانده است. در
دوران اشکانى و بویژه دوره ساسانى از رنگ براى رنگ آمیزى بر سطوح اندودها و نقاشى از صورت نگاره و موارد دیگر نهایت استفاده مى شده است. در ادوار مختلف اسلامى از رنگ در زیباسازى داخل بناها استفاده شده است. از آغاز دوره تیمورى تا هنر صفوى از رنگ هاى معدنى در کاشى سازى و نقاشى روى گچ کارى و نیز قالى بافى و نساجى و قلم کارى و هنرها و حرفه هاى دیگر از رنگ استفاده هاى فراوانى شده است. در دوره زندیه از رنگ هاى معدنى در نقاشى بناها بخصوص در اتاق ها و تالارهاى ارگ کریم خانى و موزه پارس و نیز در حمام ها استفاده فراوان شده است. در دوره قاجاریه انواع نقاشى هاى ترئینى به شکل گل و گیاه و یا تصویرسازى روى گچ کاری، قاب سازى هاى سقف و نقاشى بر سطح زیر و رو آینه و گچ برى و بسیارى دیگر به وجود آمد که بعضى از آنها منحصر به فرد مى باشد. امروزه نقاشى و رنگ آمیزى از آخرین کارهاى اجرایى یک بناست.

شیشه
طى کاوش هاى باستان شناسى سال هاى اخیر و نیز از بناهاى باقیمانده، در ادوار اسلامی، برمى آید که شیشه هاى الوان براى تأمین روشنایى و تزئین در و پنجره و قالب هاى گنبدخانه ها و شبستان ها استفاده مى شده است.

در زیگورات چغازنبیل مربوط به تمدن ایلامى در هزاره اول قبل از میلاد، پنجره هایى وجود داشته با شیشه هاى لوله اى صدف دار و به شکل توخالى و بصورت مارپیچ جهت نفوذ روشنایى در طبقات زیرین. این آثار شیشه اى اکنون در موزه ملى ایران نگهدارى مى شود. در دوره هخامنشى نیز، هنر شیشه سازى بصورت آونگ هایى پشت نما درخشش کرده و در دوره هاى بعد نیز به گونه هاى خاصى بکار رفته. بعد از اسلام در دوران صفویه در بناهاى چهل ستون و هشت بهشت، آینه هاى تخت در اشکال هندسى و یا نقاشى روى آینه و یا پشت آینه بکار رفته است. در سال هاى بعد نیز هنر آینه کارى در ابعاد کوچک در هنر گره سازى اسلامى به شکل تازه اى نمود یافت. این هنر در دوران قاجار به حدکمال رسید و بسیارى از رواق ها و درون بقعه هاى اماکن متبرکه و کاخ ها زیباترین آینه کارى هابوجود آمدند.

آسايش محيطی در فضاهای باز شهری - ارزيابی آسايش حرارتی در بوستانهای منتخب شهر تهران "

چکيده

  هدف اصلی اين پژوهش، ارتقا آسايش عمومی با تغيير در ويژگی‌هايی محيطی است که منجر به افزايش کيفيت فضای بوستان‌های شهری می‌گردد. بنابراين شناخت مؤلفه‌های موثر بر آسايش محيطی، عوامل تشکيل دهنده و روابط آن‌ها‌ ضروری می‌باشد. ادبيات موجود نشان می‌دهد که مؤلفه‌های آسايش حرارتی، صوتی و بصری نقش اساسی بر آسايش عمومی در فضای باز دارد. در ميان مؤلفه‌های مذکور، آسايش حرارتی، نقش اصلی را ايفا می‌نمايد و در حضور، زمان و نوع فعاليت‌ افراد و همچنين ارزيابی آن‌ها از کيفيت فضاهای باز شهری تأثير به سزايی دارد. اين مؤلفه متأثر از عوامل محيط پيرامونی و عوامل فردی شامل فيزيولوژيکی، روان‌شناختی و کالبدی می‌باشد.

  به منظور شناخت متغيرهای اصلی موثر بر آسايش حرارتی در فضای باز و چگونگی رابطه‌ی آن با ساير مؤلفه‌های آسايش محيطی، پژوهشی ميدانی در بوستان‌های ملت، ساعی، لاله، شهر و بعثت شهر تهران انجام پذيرفت. اين پژوهش دربرگيرنده‌ی نظرسنجی با پرسش‌نامه، برداشت‌های محيطی شامل مشاهده‌، اندازه‌گيری مستقيم و در نهايت استفاده از معادلات، تصاوير، جداول راهنما، آمار و نقشه‌های شهری بوده است. ارزيابی نهايی الگوی نظری و تعيين رابطه‌ی وابستگی ميان متغيرها به صورت هم‌زمان با "مدل‌سازی معادلات ساختاری" انجام و با در نظر گرفتن بار عاملی هر سنجه و ميزان خطای پنهان، جايگاه هر يک از مؤلفه‌ها در الگوی نظری تعيين شد.

  يافته‌های پژوهش ميدانی به تأثير عوامل محيطی موثر بر آسايش حرارتی بر يکديگر، نقش متغيرهای محيطی و فردی بر احساس آسايش حرارتی و نقش مؤلفه‌های آسايشی محيطی بر آسايش حرارتی و ميزان تأثير آن بر آسايش عمومی اشاره دارد. نتايج پژوهش بر اهميت نقش مؤلفه‌ی آسايش حرارتی بر آسايش عمومی افراد در فضای بوستان‌ تاکيد و به رابطه‌ی بالای آن با آسايش صوتی اشاره می‌نمايد. يکسان نبودن ميزان احساس حرارتی با شاخصه‌های آسايش حرارتی در يافته‌های پژوهش، بر تفاوت‌های روان‌شناختی شامل انتظارات، طبيعت‌گرايی، تجربيات، مدت زمان حضور، حق انتخاب و فضای حضور قبل از بوستان دلالت دارد. از مهم‌ترين عوامل محيطی موثر بر شاخصه‌ها و احساس آسايش حرارتی، می‌توان به "ميانگين دمای تابشی" اشاره کرد که به ميزان بالايی متأثر از ضريب ديد به آسمان است. نتايج پژوهش بيانگر اين است که شاخصه‌ی حرارتی "دمای معادل فيزيولوژيکی" می‌تواند جايگزينی مناسب برای شاخصه‌های مرسوم مورد استفاده در ارزيابی آسايش حرارتی فضا‌های باز شهری باشد. يکی از مهم‌ترين دستاوردهای اين رساله، محاسبه‌ی دامنه‌ی سطوح آسايشی "دمای معادل فيزيولوژيکی" برای فضاهای باز شهر تهران و استخراج رابطه‌ای آسان برای محاسبه‌ی آن از طريق داده‌های محيط شهری است. در مجموع فرايند ارزيابی ارائه شده در اين رساله، معيارها و روش‌هايی را در اختيار معماران و طراحان منظر قرار خواهد داد که استفاده از آن در فرآيند طراحی، منجر به ارتقای کيفی فضای بوستان می‌شود.

اززنده سازی یک مدرسه در افریقا؛ بومی سازی فن اوری

 

 

 

در حقيقت پروژه های ساختاری پايدار صرفا بر عملكرد محيط زيست تمركز نكرده اند ، بلكه جنبه های نوآوری ، امكانات اقتصادی ، كيفيت معماری و بالاتر از همه تاثير اجتماعي نيز در آن جای گرفته است. اينها به اصطلاح موضوعات پنج هدفي است كه به عنوان مبنايي برای فرايند داوری رقابت جوايز هولسيم Holcim Awards ، برای پروژه های ساختماني پايدار و منظره ها به كار گرفته مي شود. طبيعتا ،هر پروژه تمركز خاص خود را دارد، اما برای موفق شدن در اين رقابت ، پروژه ها بايد در موضوعات اين پنج هدف به خوبي اجرا شوند.

 يادگيری بوسيله ی انجام - مدرسه سازگار با محيط زيست ساخته شده از منابع محلي

جايزه قدرداني جوايز هولسيم را آفريقا در سال 2008 ،برای دبيرستان وله Vele High School در روستايي دور افتاده، و در ناحيه ای كوهستاني از استان ليپومپه Limpopo آفريقای جنوبي برنده شد. كه در حال حاضر در دست ساخت است و به عنوان نمونه ای برجسته از رويكردی جامع به ساختمان پايدار بكار مي رود.

اين پروژه مدارس را به مراكز اجتماعي يادگيری مادام العمر تبديل مي كند. در اينجا مي تواند آموزش معيشت پايدار صورت گيرد. انرژی كار آمد، استفاده از انرژی تجديد پذير، برداشت آب باران و توليد مواد غذايي محلي تماما بخشي از دستور كار هستند.

برخي از ويژگي هاي سايت دبيرستان وله عبارتند از: تعامل اجتماعي گسترده؛ برداشت آب باران؛ فتوولتائيك خورشيدی كه برق را برای 80 كامپيوتر فراهم مي كند؛ اندازه گيری انرژی و سيستم های نظارتي به منظور افزايش آگاهي انرژی و كاهش هزينه های انرژی ؛ فراهم نمودن روشنايي طبيعي و تهويه كلاس های درس كه در زمستان گرم و در تابستان خنك هستند .

خارج از جعبه فكر كردن- ستاره های بتني در ساخت صخره

علاوه برنگه داشتن مسائل مربوط به هدف های مختلف در ذهن، پروژه های ساخت و ساز پايدار به خارج از جعبه فكر كردن نياز دارد. اين را برنده ی جايزه ی نقره ای 2005 هولسيم برای آسيا و اقيانوسيه اثبات مي نمايد. اين پروژه تمركز مي كند بر عنكبوت بتني شش پا كه موجب تسريع رشد مرجان در جزاير صخره ای تخريب شده، مي شود. شيوه های مخرب ماهيگيری، آلودگي و آسيب های ديگر همراه با تغييرات آب و هوايي به شدت بر صخره های مرجاني تاثير مي گذارد. تنوع زيستي دريايي و ذخاير ماهي رفته رفته كاهش يافته و باعث اثرات قابل توجهي نه تنها در اقيانوس ها ، بلكه در جوامع محلي كه بر ماهيگيری برای غذا و توسعه اقتصادی تكيه دارند، نيز مي شود. طراحان پروژه دريافتند كه بتن يك ماده ی ايده آل است نه تنها براي ساخت چارچوب محكم و مقاوم در برابر عناصر، بلكه به دليل اسيديته پايين كه به تسريع رشد مرجان كمك مي كند. بنابراين ،مرجان نورسته مي تواند به زودی برداشت شود و با موفقيت به مناطق ديگر حمل وكاشته شود.

پيوند ناحيه صخره های مرجاني به يكي از جاذبه های توريستي خليج تفريحي دوكا Duka Bay ، در جنوب فيليپين، تبديل شده است. هجوم گردشگران داخلي و خارجي به مكان ديدني به طور مكرر، درآمدی را توليد مي كند. و هزينه ها ی پروژه ی پيوند مرجان آزمايشي فراتر مي رود.

جامعه ی ماهيگيری كه در ابتدا مسئول تخريب صخره مرجاني عظيم بودند ،در حال حاضر به تغيير مكان به نواحي دور تر و سود آورتر از نظر بهره برداری برای ماهيگيری و كمتر مضر تر از نظر گردشگری در شهر ،اقدام كردند. درآمد حاصل از گردشگری خانواده های ماهيگير را پشتيباني مي كند و فعاليت اقتصادی افزوده را توليد مي نمايد . در حال حاضر جامعه محلي ، كه در ابتدا درمورد پروژه بازسازی صخره های مرجاني شك و ترديد داشت ،متقاعد شده است كه در ترميم و حفاظت از محيط زيست ، درآمد وجود دارد. با استفاده از اين تجربه ، محيط زيست و ديگر گروه های تبليغاتي فرصت بهتری برای گسترش بازسازی محيط زيست و روشهای حفاظتي به جوامع ديگر دارند. به عنوان مثال :ايده ی اجرای مناطق حفاظت شده ی دريايي MPA كه اغلب برای اهالي شهرهای ساحلي كشور قابل قبول است.

 

 

دبيرستان وله

صخره های مرجاني

صخره های مرجاني

 

رح تجاری فارلز در ناحیۀ لندن

Moderator

ط

 توسط hani1459 » چهارشنبه 9 بهمن 1392 19:08

طرح تجاری فارلز در ناحیۀ لندن

پروژه اجرایی فارلز در لندن توسط شرکت انگلیسی‌ Stanhope و شرکت تجاری چینی‌ ABP به منظور باز زنده سازی جنبه‌ تاریخی عرشۀ رود لندن به فضایی پر رونق و ناحیه‌ای تجاری و چندعملکردی اجرا خواهد شد. 


          
 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد پروژه اجرایی فارلز در لندن 
توسط شرکت انگلیسی‌ Stanhope و شرکت تجاری چینی‌ ABP به
منظور باز زنده سازی جنبه‌ تاریخی عرشۀ رود لندن به فضایی پر رونق و 
ناحیه‌ای تجاری و چندعملکردی اجرا خواهد شد. 



معامله‌ای که یکی‌ از اولین سرما‌یه گذاری‌های یک موسسه چینی‌ در ناحیۀ 
بازار لندن است، به عنوان زمینه‌ای برای موسسات مالی، تکنولوژیک و دانش 
محور به منظور پایه گذاری تجارت خود و تاسیس فروشگاه هایی در انگلستان و 
اروپا می‌‌باشد.


پروژۀ اجرا شده توسط بالاترین قدرت اجرایی لندن که در قلب عرشۀ ناحیۀ 
سرمایه‌گذاری شده قرار دارد با یک بیلیون پوند سرما‌یه نهایتاً ۳۵ هکتار 
سایت در عرشۀ رویال آلبرت را به بیش از ۳.۲ میلیون فوت مربع از بالاترین 
سطح کیفی‌ کار تبدیل می کند. فروشگاه‌های زنجیره‌‌ای کوچک و فضاهای فراغتی 
مشتمل بر ۲.۵ میلیون فوت مربع فضاهای اداری اولیه به منظور ساختن کامل 
ناحیۀ ۲۴.۷ در مسیر جریان آب لندن تا سال ۲۰۲۲ می‌‌باشد.


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


پس از پایان، سایت اسکلۀ آلبرت یکی‌ از بهترین حلقه‌های حمل و نقل را با 
دسترسی‌ سریع به مرکز و غرب لندن از طریق یک ایستگاه متقاطع که در سال ۲۰۱۸
ساخته می‌‌شود، خواهد داشت. همچنین از نزدیکی‌ مناسب به دانشگاه شرقی‌ 
لندن و فرودگاه شهر، فراهم شدن ارتباط مستقیم به مقاصد اصلی‌ تجاری اروپا 
بهره می‌‌برد.



فاز اول حداقل شامل ۶۰۰۰۰۰ فوت مربع بسیار بهره‌مند از فضاهای اداری‌ای است
که غالباً توسط شرکت‌های چینی‌ نمایش داده می‌‌شوند و مشتمل بر مهمترین 
بانک‌های برخی‌ کشورها می‌‌باشد. پیش بینی‌ می‌‌شود که اولین ساکنان در سال
۲۰۱۷ به این ناحیه منتقل می‌‌شوند.

آقای ژو، رئیس ABP گفته است: من بسیار خوشحال و مفتخرم که شرکتم (ABP) برای
اجرای اسکلۀ رویال با بزرگترین قدرت اجرایی لندن به چنین توافقی رسیده 
است. 


 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 


این پروژه برای اقتصاد چین و انگلستان بسیار معتبر خواهد بود.

هدف من توسعه ناحیه‌ای تجاری در سطح بین‌المللی است که در ابتدا تجار 
آسیایی را به منظور کمک به آنها برای تضمین ایمنی در لندن هدف قرار می دهد.
این امر جهت کارهای تجاری‌ای است که در چین به عنوان دروازه‌ای هم برای 
‌انگلستان و هم بسیاری از اقتصاد‌های بزرگ اروپایی است. برنامۀ ما قدرت 
بخشیدن به تجارت بین غرب و شرق است که شغل‌های محلی جدیدی را فراهم کنند و 
دارای منفعت برای کلّ اقتصاد لندن و ‌انگلستان باشد.

اقدامات اصلي در باز زنده سازي اين بافت عبارتند از:


•بازگرداندن هويت اجتماعي محله از طريق احيا عناصر تاريخي ويژه.
•ايجاد پيوستگي و اتصال فضايي مناسب بين عناصر تاريخي در قالب محور.
•ايجاد فضايي مناسب جهت اقامت گردشگر.
•باززنده سازي محلات و گذرهاي تاريخي بافت.



ساماندهی سفین قدیم کیش با حفظ ارزش های تاریخی و فرهنگی

 

کیش - ایرنا - طرح ساماندهی و باز زنده سازی شهرک سفین قدیم کیش با هدف حفظ فرهنگ و تاریخ بومی منطقه وایجاد منطقه گردشگری اجرا می شود.

 

به گزارش روز دوشنبه ایرنا از سازمان منطقه آزاد کیش ، طرح ساماندهی و باز زنده سازی شهرک سفین قدیم با هدف تامین نیازهای امروز و آینده این منطقه ، ارتقاء کیفی وکالبدی ، حفاظت از ارزش های فرهنگی وطبیعی بافت موجود ، بهبود شرایط معیشتی ساکنان این منطقه واحیا ظرفیت های گردشگری، تاریخی وفرهنگی به عنوان جاذبه گردشگری دردستور کار سازمان منطقه آزاد کیش قرار دارد.

با وجود تغییرات ومداخله های انجام شده در بافت سنتی این منطقه همچنان بازمانده های ارزشمندی از میراث فرهنگی جنوب ایران درمنطقه سفین قدیم کیش قابل مشاهده است که با اجرای طرح ساماندهی وباززنده سازی با حفظ وتوسعه این ویژگیها نسبت به بازگرداندن هویت روستایی ومعماری سنتی سفین قدیم کیش اقدام می شود.

همچنین اجرای این طرح با ارتقاء سطح زیستی ، فرهنگی واجتماعی وافزایش جاذبه ها ونمایش آداب ورسوم بومیان کیش ، شهرک سفین قدیم جزیره را به منطقه ای گردشگری تبدیل می کند .

رونق گردشگری ، تاریخی وفرهنگی از جمله دستاوردهای اجرای طرح ساماندهی وباز زنده سازی شهرک سفین قدیم کیش است که درافق طرح جامع نیزپیش بینی شده است.

استفاده ازمصالح ومبلمان شهری متناسب با بافت سنتی منطقه، ساماندهی ترافیکی معابر وایجاد مسیری به طول 920 متر مربع ازابتدا تا انتهای بافت منطقه درراستای شرقی – غربی به عنوان مسیر گردشگری وارائه تمامی خدمات مورد نیاز گردشگران درطول این مسیراز جمله اقداماتی است که دراین طرح اجرا می شود.

ازسازی طراحی داخلی یکی از واحدهای مسکونی هبیتات 67 از موشه سفدی

 
 
 
 
 

 

این پروژه که در میان یکی از برجسته ترین یادمان های تاریخ معماری مونترال، هبیتات 67 از موشه سفدی در کنار رودخانه سنت لارنس قرار گرفته؛ بازسازی یکی از واحدهای آپارتمانی مسکونی این مجموعه است که توسط استودیو پرکتیس انجام گرفته است.

این پروژه که H67 نام گذاری گشته شامل عناصر و ویژگی هایی ست که به سازماندهی مجدد و نوسازی فضاهای زندگی پرداخته است؛ جایی که طراحان آن کیفیت معماری معاصر خانه های انفرادی و باغ را در فرمت مکعبی و پیش ساخته ی این پروژه ادغام نموده اند. ترکیب منحصر بفرد عناصر انباشته شده بر روی هم، منجر به لایه لایه شدن مناطق شده است و بیش از این ها با از بین بردن دیوارها، به هر فضا اجازه داده شده تا در سطحی متفاوت قرار بگیرد.

بازسازی و دکوراسیون فضاهای داخلی با حداقل تزئینات انجام شده است. چشم اندازهای خط آسمان مناطق اطراف و رودخانه ی مجاور با پنجره ها و بازشوهای بزرگ از جنس بتون و شیشه برجسته شده است.

طراحان این پروژه می گویند: "طرح ما بازسازی پروژه ای بود که در گذشته چند بار بازسازی شده است و در نتیجه بیشتر چشم اندازها با پارتیشن های مات مسدود شده است. در نتیجه، چالش اصلی ما نه تنها بازگرداندن این چشم اندازهای پانوراما به طرح و توزیع بهینه ی نور در سراسر آپارتمان؛ که فراهم نمودن فضای خصوصی مورد نیاز هر فضای برای داشتن یک زندگی راحت نیز بوده است."

این طرح که با پاسیوسس آراسته و باغی زیبا به پایان رسیده است؛ با طراحی داخلی معاصر خود، دیدگاه مدرنیستی سفدی را تکمیل گردانده است و این پروژه را همچنان به عنوان یکی از برجسته ترین پروژه های این شهر کانادایی نگاه داشته است.

 

 

.

.

.

.

 

مک اِسلان و بازتدقیق مفهوم اگورا در قامتی تکنولوژیک

 

 

 

محل اجتماع نیم دایره و طاقی شکل توسط معماران بریتانیایی جان مک آلسن و همکاران طراحی شده که در ایستگاه تاریخی کراس کینگ -لندن- واقع شده . معماران که دارای پیشرفت هایی در مستر پلان ایستگاه راه آهن از سال 1998 شده اند ، پنج ساختمان را به طور کامل بازسازی کرده اند که دارای نمای غربی بوده که به عنوان پیش زمینه برای سالن ورودی شفاف محسوب می شوند . ساختار فلزی ، تقاطع های موربی شکلی مانند یک درخت از ستون ها در مقابل این نما افراشته شده اند . برنامه معماران ، حذف این ساختار در طول مراحل بعدی ساخت و ساز است تا یک میدان عمومی جدید ایجاد کنند .

 

 

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

محل اجتماع غربی از McAslan

-

-

-

-

 

سعه ی مجدد استادیوم آر اف کندی از اُ اِم اِی

 

 

 

گروه معماری اُ اِم اِی برای توسعه ی مجدد استادیوم رابرت اف کندی (RFK) در واشنگتن دی سی انتخاب شده است. کمیته ی انتخاب این تصمیم، دلیل برگزیده شدن این شرکت را توانایی برای فعال نموده فضاهای عمومی، به ویژه سواحل اعلام نموده است. این شرکت به تازگی جهت طراحی اُلین، پل پارک خیابان یازدهم این شهر نیز انتخاب شده است.

مکس براون، رئیس شرکت رویدادهای دی سی که مسوولیت سازماندهی این پروژه را به عهده دارد گقته است: "بعد از مباحثه های بسیار با کاربران بالقوه ی و تجزیه و تحلیل آینده ی آر اف کِی به این نتیجه رسیدیم که هیچ طرح جامع کانسپچوالی نمی تواند تنها به واسطه ی ایده هایی بر روی کاغذ با جامعه به اشتراک گذاشته شود. ما به کسی نیاز داشتیم تا داستان متفاوتی از آنچه این مکان می تواند باشد و گزینه های متفاوتی برای استفاده و جای گذاری آن ها برای ما داشته باشد."

براون در گزارشی برای ژورنال واشنگتن بیزنس اضافه می نماید: "او اِم اِی، آثار شهری خوب بسیاری در مناطق ساحلی دارد و بسیاری از این آثار برای سرگرمی و پویایی به فضاهای سبز متصل شده اند." طراحی اولیه این پروژه در سال 2016 منتشر خواهد گشت.

 

 

.

.

.

.

.

ازگشایی گاراژ موزه هنر معاصر در مسكو از رم كولهاوس

 

 

 

براي اولين بار گاراژ موزه معاصر هنر در پارك گوركي موسكو، براي عموم بازگشايي مي شود. اين ساختمان كه توسط استوديوي بين المللي رم كولهاوس طراحي شده، گالري تاجر روسي و كلكسيونر هنر داشا ژوكووا مي باشد. در واقع اين پروژه بازسازي و استفاده مجدد از پاويون ورمنا گودا 1960 مي باشد كه براي ايجاد فضاهايي متنوع نمايش، يادگيري، مطالعات و مناسبات مختلف براي نمايش برترين هاي فرهنگ روسي معاصر بازسازي شده است.

نماي خارجي اين ساختمان از طبقه سوم به بعد پلي كربنات است. نماي شيشه اي موجود در 2.5 متر بالاتر از طبقه همكف، ديد مناسبي را براي بازديدكنندگان از خارج ساختمان به داخل ان ايجاد مي كند و اين در حالي ست كه بازديدكنندگان از داخل ساختمان مي توانند مناظر اطراف ا ز جمله فضاي سبز و پارك را مشاهده كنند.

پارك گوركي محوطه استالين در سال 1920 توسط معمار كنستراكتيويستي شوروي، كنستانتين ملنيكوو ( طراح گاراژ اتوبوس باكهمتوسكي ) طراحي شد. در سال 1928، اين پارك 300 هكتاري در كنار رودخانه موسكوا در قلب موسكو قرار داشت. امروزه اين قسمت جز مناطق اصلي در دست احياست.

رم كولهاس درباره اين پروژه مي گويد: "ما بسيار خرسنديم كه تقريبا خرابه هاي ورمنا گودا را تبديل به مكاني جديد براي گاراژ مي كنيم. ما با همكاري كارفرما و تيمش توانستيم كيفيت هاي بخشش، ابعاد، گشايش و شفاف سازي مربوط به خرابه هاي باقي مانده از شوروي سابق را بررسي كنيم تا بتوانيم كاربري و تفاسيرجديدي براي انها بيابيم."

امكانات داخلي اين مجموعه شامل: دو طبقه فضاي نمايش اثار و همچنين مركز خلاقيت براي كودكان، يك مغازه، يك كافه بار، اتريوم و دفاتر اداري مي باشد. سازه بتوني موجود - در كنار موزاييك بزرگ، تايل هاي دكوراتيو و عناصر اجري اكسپوز از زمره مشخصه هاي شوروي سابق بودند.

ساكن اينده ي اين ساختمان (طي اين عمل خيرانه) علاوه بر تلاشي كه براي معرفي هنر روسي معاصر به حوزه ي بين المللي دارد، تلاش مي كند كه نسل جديد هنرمندان را با اين امكانات و اين فضاي جديد پرورش يابند.

طبقه همكف با ارتفاع 5/65 متر، به عنوان بخش تجربي مجموعه محسوب مي شود كه در كنار لابي، فضايي براي اجراي برنامه هاي نمايشي و مراسم و مناسبت هاي عمومي قرار مي گيرد. امكانات اموزشي و خلاقيتي و فضاهاي انبار در اين طبقه قرار گرفته است، طبقه بالايي با ارتفاع 3/7 متر، به عنوان فضايي مناسب تر براي نمايش اثار براي نقاشان، مجسمه سازان، ويديو، عكاسي و ديگرمدياها ست.

علاوه بر اين كه ديوارهاي موجود در طبقات بالا پوشش آجري و تايل سبز را نگه مي دارند، ا ام اي ديوارهاي سفيد لولا دار را براي مواقعي كه نمايشگاه احتياج به يك محيط خاص دارد؛ طراحی نموده است. اين ديوار هاي تاشونده ( كه مي توانند بصورت لايه لايه از سقف پايين بياييند و مكعب سفيد را بوجود مي اورند) به سمت سقف جمع شده و فضايي خالي و خنثي به وجود مي اورند.

 

 

در کشویی عمودی بعنوان ورودی

فضای باز اطراف مجموعه چندطبقه

نمای شیشه ای طبقه همکف و دید به اطراف سایت

حجم مکعب مستطیلی موزه

درختان و پوشش گیاهی اطراف ساختمان

تایل های دکوراتیو و آجر اکسپوز قبل، که در این طرح بازسازی مجدد استفاده شده اند.

سازه ی قدیمی در سمت راست عکس

Design Needs a Social Conscience

Design Needs a Social Conscience

The drive to improve living conditions for all life should be at the center of contemporary architecture and design.

 

Architecture for Humanity San Francisco chapter member Garrett Jacobs (left) and a Detroit chapter member look onto decommissioned rail tracks that are in the process of being converted into bike paths. Jacobs and other chapter members were in Detroit to attend the 15th annual Structures for Inclusion conference.

Courtesy Architecture for Humanity San Francisco's Facebook page


On a bright April weekend, a group of committed, passionate, accomplished designers and their collaborators from the Americas and elsewhere gathered in downtown Detroit to speak about socially responsible design. It was the 15th annual Structures for Inclusion conference. The convener, Bryan Bell, is the architect behind the nonprofit organization Design Corps, and the spirit behind the SEED (Social Economic Environmental Design) rating program.

What better place to connect on the issues of social responsibility than in this once prosperous, beautiful city of creative people—the home of the American auto industry and Motown. But the heyday of those eras was a time when investment in cities, their people, and community was still part of our ethos. Then came outsourcing, disinvestment, abandonment, and decay. Here, in this slowly reviving place that put “urban farming” into our consciousness—hundreds of abandoned buildings were torn down to make way for subsistence farming—there are signs of new life. But there’s a lot to be done, as one local audience member pointed out. If you “go to Martin Luther King and Third,” he said, you still find “a fourth-world place.”


Why do we need to segregate social consciousness as a marginal practice in architecture?
 

Over the weekend, we listened to the inspiring stories of many real-world projects—from Rio to Oklahoma, Mexico to Rwanda. We heard about a new master’s degree in public-interest design and design/build programs in architecture schools that address local community needs while researching building materials and process.

A potentially far-reaching development, announced at last year’s Greenbuild to little fanfare, is theU.S. Green Building Council’s (USGBC) adding social consciousness to its LEED rating system through SEED, thus putting humanity into sustainable design. This is good. But let’s keep asking ourselves: Why do we need to segregate social consciousness as a marginal practice in architecture? Why can’t architecture everywhere put human beings (in all our poor and rich conditions) and the environment that supports every life, at the center of all design?

 

برج بانک ایتالیایی از رنزو پیانو ؛ گلخانه ی بیوکلیماتیک عمومی در مجاورت فضاهای اداری

 

 

 

166 متر بر فراز تورین، این ساختمان اداری برای بانک ایتالیایی اینتسا سانپائولو، پس از پنج سال ساخت و ساز، به روی عموم گشوده شده است. این طرح که توسط رنزو پیانو طراحی شده است، به عنوان یک "آزمایشگاه زیست محیطی و اجتماعی" در مرکز طیف وسیعی از خدمات عمومی قرار گرفته است.

این برج شامل سه سطح پارکینگ، طبقه ای برای فضاهای همگانی و یک گودال باغچه می باشد که در اطراف آن مهدکودک و رستوران شرکت قرار گرفته است. در طبقات بالاتر از همکف، این ساختمان دارای 26 طبقه فضای اداری و یک طبقه آموزشی برای استفاده ی عموم مردم می باشد.

رنزو پیانو توضیح می دهد: "ساختمان باید به بخشی از زندگی روزانه ی شهر بدل گردد. شهروندان باید آن را بپذیرند و در زندگی روزمره ی خود از ان استفاده کنند. به همین دلیل، سه طبقه ی آخر به روی همگان باز می باشد."

منطقه ی سبز مجاور ساختمان، بازسازی شده و به یک فضای جذاب با درختانی به ارتفاع های مختلف، چمن و کاربری های محلی اختصاص یافته است. دسترسی به این باغ از خیابان مجاور توسط یک گالری عمومی شکل گرفته که مسیر عبور از سالن ورودی آن در طبقه همکف میسر گشته است.

در این طراحی، یک سالن کنفرانس چندمنظوره با 364 صندلی قرار دارد که می تواند در صورت لزوم به سالن نمایشگاهی انعطاف پذیری بدل شود و طیف وسیعی از رویدادها و برنامه های اجتماعی را با توجه به قابلیت آکوستیک متغیر آن در خود پذیرا باشد. در بالاترین سطح، گلخانه ی بیوکلیماتیک با تهویه ی طبیعی از عموم مردم در سه سطح شامل یک رستوران مجاور باغ، یک سالن نمایشگاه و تراس پشت بام استقبال می نماید.

سازه های غرب و شرق ساختمان شامل آسانسورها و پله ها می باشند که کمک به سزایی در تنوع ساختمان داشته اند. این ساختمان نتیجه ی تحقیقات پیشرفته ای برای استفاده از منابع انرژی طبیعی می باشد.

آب سطح زمین برای خنک نمودن دفاتر استفاده می گردد، در حالی که انرژی خورشیدی از طریق پنل های فتوولتائیک پوشش نمای جنوبی برج به دست می آید. شیشه ی دوجداره ی نما، امکان محدود نمودن تبادل حرارتی در زمستان را به حداقل می رساند و به وسیله ی هواکش های موتوری تعبیه شده و از طریق یک سیستم دیافراگمی و صفحات خورشیدی، تابش و روشنایی محیط های کاری را کنترل می نماید.

 

 

.

مهد کودک و رستوران در اطراف گودال باغچه

گلخانه ی بیوکلیماتیک در سه طبقه جهت استفاده ی همگانی

فضایی با تهویه طبیعی شامل رستوران و سالن نمایشگاهی

پله ها و آسانسورها در بخش های جانبی ساختمان

استفاده از طیف وسیعی از متريال ها در فضاهای داخلی

سالن کنفرانس

سالن چندمنظوره

فضاهای داخلی

فضاهای داخلی

فضاهای داخلی

سایت پلان

پلان سطح 0

پلان سطح 1+

پلان سطح 35+

برش

اسکچ اولیه

معماران و چالش انتخاب معماری ـ محمدامین شریفیان ـ موزه کلمبا

 
 
 
 
 
 

 

طرح پیتر زومتور برای موزه کلمبا، در واقع باززنده‌سازی فضا از طریق تغییر کاربری مخروبه‌های باقی‌مانده از کلیسایی به سبک گوتیکمتأخر در شهر کلن آلمان است که طی جنگ جهانی دوم توسط نیروهای متفقین بمباران شده بود. آن‌چه که سبب شد تا این بنا را برای توصیف انتخاب کنم، درگیرکردن و برانگیختن احساسات ناب مخاطب است که وجه تمایز و کاراکتر خاص این مکان به شمار می‌رود.

دستگیرۀ در، منزلگاه دست‌دادن و درآغوش‌کشیدنِ بناست و دستگیرۀ باظرافتِ درِ ورودی موزه کلمبا، چونان دعوت‌کنند‌ه‌ای لمس‌کردنی، ما را به سوی بنا فرامی‌خواند. جداره‌های بنا، از آجرچینی اغواکننده‌ای به رنگ خاکستری گرم و روشن تشکیل شده است. ترکیب بدیع آجرکاری‌های متفاوت و سطوح متخلخل، به همراه قوس‌های به‌جامانده از کلیسای گوتیک، بسیار تأثیرگذارند؛ گویی اَشکال و سطوحِ این اثر شگرف، برای لمس لذت‌بخش چشم‌ها فرم‌دهی شده‌اند. با این وجود، روزنه‌هایی که به طرزی هنرمندانه در میان آن‌ها تعبیه گشته‌اند، نه تنها چشمانِ مخاطب را مجذوب خود می‌کنند بلکه حس بساوایی او را نیز درگیر خود می‌کنند. فرد با لمس سطح گرم و ابریشمین پوسته، عواطف خویش را به فضا اعطا می‌کند و فضا نیز در ازای آن، ادراکات، افکار و تصورات او را آزاد می‌کند و تخیل‌اش را برمی‌انگیزد.

در اینجاست که هم‌نوایی شگرفی بین فضا و فردِ تجربه‌کننده شکل می‌گیرد؛ فرد خود را در فضا جای می‌دهد و فضا در فرد جای می‌گیرد. قطعاتی از ساختمانِ پیشین کلیسا که به صورت کولاژهایی پراکنده در گوشه‌گوشۀ این موزه استفاده شده است، بار عاطفی و قدرت تهییج‌کنندۀ بالایی در جهت تقویت تخیل و تصویرسازی‌های ذهنی فردِ تجربه‌کننده دارد. بیننده در ذهن خود، این پاره‌ها را به هم پیوند می‌دهد و با بهره‌گیری از قوۀ خیال خویش، تصویری از کلیسا را در ذهنش مجسم می‌کند. این درک عمیق مخاطب نسبت به پیشینه و ذات طرح نخستین بنا، روایت‌های مستتر در بافت آن را نمایان می‌سازد که خود، بیان‌گر توانمندی هنرِ معماری در این بنا در به فکر واداشتن مخاطب و القای درکی ناب نسبت به ارزش‌های تاریخی- فرهنگی نهفته در زمینۀ قرارگرفته در آن است.

شفافیت فضای درون موزه، خلوص سطوح داخلی، کف‌پوش‌های آهکی و موزاییکی، ظرافت مَفصل‌ها و اتصالات چشمگیر است. پرده‌ای نقره‌ای رنگ و لطیف که مقابل پنجره‌ها قرار گرفته است، نورِ ملایم سحرگاهان شهر کلن را از خود عبور داده و آن را همچون گرده‌هایی نورانی به روی اشیا و پیکره‌های موجود در فضاهای داخلی موزه می‌افشاند. از دیگر سوی، چیدمان خاص آجرهای جداره‌ها، بازی نور و سایه بی‌نظیری را در درون موزه به ارمغان می‌آورد. سکوتِ فضای درونی موزه، دلنشین است. تنها با سکوت است که مجال آن را می‌یابیم تا به دور از هیاهوهای زندگی روزمرۀ خود به خلوت درونی‌مان رجوع کنیم و به سرگذشت مکان و مردمانی که روزگاری در آن حضور داشته‌اند، بیندیشیم. حیاط داخلی موزه نیز که به گورستان عمومی اختصاص یافته است، حال و هوایی باستانی دارد و این امکان را فراهم می‌آورد تا بازدیدکنندگان در خاطرات‌شان غوطه‌ور شوند.

تجربۀ سکوت، گذر زمان، نور، سایه و شفافیت، پدیدۀ رنگ، بافت، ماده و جزئیات، همگی از جمله کیفیاتی هستند در تجربۀ کامل معماری نقش دارند و پیتر زومتور با به کارگیری این پدیده‌ها، موجبات تقویت ادراکات حسی را در باززنده‌سازی موزه کلمبا فراهم آورده است.

 

کلیدواژگان: موزه کلمبا. گوتیک متأخرپیتر زومتورباززنده‌سازی

 

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

معماران و چالش انتخاب معماری ـ محمدامین شریفیان ـ موزه کلمبا

 
 
 
 
 
 

 

طرح پیتر زومتور برای موزه کلمبا، در واقع باززنده‌سازی فضا از طریق تغییر کاربری مخروبه‌های باقی‌مانده از کلیسایی به سبک گوتیکمتأخر در شهر کلن آلمان است که طی جنگ جهانی دوم توسط نیروهای متفقین بمباران شده بود. آن‌چه که سبب شد تا این بنا را برای توصیف انتخاب کنم، درگیرکردن و برانگیختن احساسات ناب مخاطب است که وجه تمایز و کاراکتر خاص این مکان به شمار می‌رود.

دستگیرۀ در، منزلگاه دست‌دادن و درآغوش‌کشیدنِ بناست و دستگیرۀ باظرافتِ درِ ورودی موزه کلمبا، چونان دعوت‌کنند‌ه‌ای لمس‌کردنی، ما را به سوی بنا فرامی‌خواند. جداره‌های بنا، از آجرچینی اغواکننده‌ای به رنگ خاکستری گرم و روشن تشکیل شده است. ترکیب بدیع آجرکاری‌های متفاوت و سطوح متخلخل، به همراه قوس‌های به‌جامانده از کلیسای گوتیک، بسیار تأثیرگذارند؛ گویی اَشکال و سطوحِ این اثر شگرف، برای لمس لذت‌بخش چشم‌ها فرم‌دهی شده‌اند. با این وجود، روزنه‌هایی که به طرزی هنرمندانه در میان آن‌ها تعبیه گشته‌اند، نه تنها چشمانِ مخاطب را مجذوب خود می‌کنند بلکه حس بساوایی او را نیز درگیر خود می‌کنند. فرد با لمس سطح گرم و ابریشمین پوسته، عواطف خویش را به فضا اعطا می‌کند و فضا نیز در ازای آن، ادراکات، افکار و تصورات او را آزاد می‌کند و تخیل‌اش را برمی‌انگیزد.

در اینجاست که هم‌نوایی شگرفی بین فضا و فردِ تجربه‌کننده شکل می‌گیرد؛ فرد خود را در فضا جای می‌دهد و فضا در فرد جای می‌گیرد. قطعاتی از ساختمانِ پیشین کلیسا که به صورت کولاژهایی پراکنده در گوشه‌گوشۀ این موزه استفاده شده است، بار عاطفی و قدرت تهییج‌کنندۀ بالایی در جهت تقویت تخیل و تصویرسازی‌های ذهنی فردِ تجربه‌کننده دارد. بیننده در ذهن خود، این پاره‌ها را به هم پیوند می‌دهد و با بهره‌گیری از قوۀ خیال خویش، تصویری از کلیسا را در ذهنش مجسم می‌کند. این درک عمیق مخاطب نسبت به پیشینه و ذات طرح نخستین بنا، روایت‌های مستتر در بافت آن را نمایان می‌سازد که خود، بیان‌گر توانمندی هنرِ معماری در این بنا در به فکر واداشتن مخاطب و القای درکی ناب نسبت به ارزش‌های تاریخی- فرهنگی نهفته در زمینۀ قرارگرفته در آن است.

شفافیت فضای درون موزه، خلوص سطوح داخلی، کف‌پوش‌های آهکی و موزاییکی، ظرافت مَفصل‌ها و اتصالات چشمگیر است. پرده‌ای نقره‌ای رنگ و لطیف که مقابل پنجره‌ها قرار گرفته است، نورِ ملایم سحرگاهان شهر کلن را از خود عبور داده و آن را همچون گرده‌هایی نورانی به روی اشیا و پیکره‌های موجود در فضاهای داخلی موزه می‌افشاند. از دیگر سوی، چیدمان خاص آجرهای جداره‌ها، بازی نور و سایه بی‌نظیری را در درون موزه به ارمغان می‌آورد. سکوتِ فضای درونی موزه، دلنشین است. تنها با سکوت است که مجال آن را می‌یابیم تا به دور از هیاهوهای زندگی روزمرۀ خود به خلوت درونی‌مان رجوع کنیم و به سرگذشت مکان و مردمانی که روزگاری در آن حضور داشته‌اند، بیندیشیم. حیاط داخلی موزه نیز که به گورستان عمومی اختصاص یافته است، حال و هوایی باستانی دارد و این امکان را فراهم می‌آورد تا بازدیدکنندگان در خاطرات‌شان غوطه‌ور شوند.

تجربۀ سکوت، گذر زمان، نور، سایه و شفافیت، پدیدۀ رنگ، بافت، ماده و جزئیات، همگی از جمله کیفیاتی هستند در تجربۀ کامل معماری نقش دارند و پیتر زومتور با به کارگیری این پدیده‌ها، موجبات تقویت ادراکات حسی را در باززنده‌سازی موزه کلمبا فراهم آورده است.

 

کلیدواژگان: موزه کلمبا. گوتیک متأخرپیتر زومتورباززنده‌سازی

 

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

کتابخانه مرکز خاورمیانه در دانشگاه آکسفورد از زاها حدید؛ تقابل و هم نشینی سازه های متضاد

 Share 
 
 
 

 

در آکسفورد، معماران زاها حدید، پروژه ی ساخت یک کتابخانه با نمای استیل برای مرکز خاورمیانه در کالج سنت آنتونی را به پایان رسانده اند. این طرح پل مانند با غلبه بر محدودیت های فیزیکی قوی، اتصالی معلق میان ساختارهای موجود در پردیس دانشگاه ایجاد نموده است. مرکز خاورمیانه دارای مجموعه های اولیه دانشگاه آکسفورد از خاورمیانه ی مدرن در آرشیوی بین المللی ست که شامل اسناد شخصی و عکس های تاریخی می باشد که از سوی محققان و پژوهشگران علاقه مند به این منطقه استفاده می گردد.

نمای روبه روی ساختمان با پوشش شیشه ای کرو و بدون قابی شکل گرفته است و در بالای بخش حیاط زیرین آن می چرخد. این ساختمان جدید، هزار و صد و بیست و هفت مترمربع زیربنا به همراه یک سالن سخنرانی با 117 صندلی را به دانشگاه اضافه نموده است. علاوه بر این، برای دو برابر نمودن فضای مهیا برای گسترش کتابخانه و آرشیو مرکز خاورمیانه، این پروژه شرایط مطلوبی را جهت حفظ و مدیریت مجموعه های این مرکز که در جاهای دیگر ذخیره شده بودند را فراهم نموده است.

معماران زاها حدید در بیانیه ی این طرح توضیح داد: "این ساختمان امکانات آکادمیک و تحقیقات جدید را در قالبی تعریف شده توسط ساختمان موجود و محیط اطراف خود در کالج با هم ادغام می نماید. این پروژه، کارکتر ساختمان های فعلی کالج را حفظ می نماید و اجازه می دهد آن ها به عنوان عناصری جداگانه خوانده شوند؛ در حالی که خود معرف یک ساختمان معاصر است که گذشته، حال و آینده تکاملی کالج، دانشگاه و شهر را به هم منتقل می نماید."

سالن سخنرانی به مرکز خاورمیانه اجازه می دهد تا برنامه های محبوب خود از سمینارها، سخنرانی ها و گفتمان های خود را گسترش دهد و برای دانشگاه و عموم قابل استفاده و دسترس باشد. در همین حال، با توجه به رشد چشمگیر دانشجویان در سال های اخیر، از جمله دانشجویان مقاطع تکمیلی و دکترا، نیاز به گسترش فضای آموزشی در این مرکز بیش از پیش بوده است.

 

 

.

.

.

.